دست روی دست نمی گذاریم

قرار نیست با رفتن احمدی نژاد و تمام شدن دوره ریاست جمهوری او، دست روی دست بگذاریم. یکی از کارهای کوچکمان می تواند کمک به فعال کردن رسانه هایی همچون سایت «دولت بهار» باشد که جمعی از دوستان قرار است رونق بیشتری به آن بدهند. بچه های احمدی نژادی، این سایت را سایت خودشان بدانند. به آن لینک بدهند، از طریق لینک «ارسال خبر» سایت، مطالب خود را به سایت ارسال کنند. برابش مقاله بنویسند و اگر مقاله می نویسند عکسِ پرسنلی خود را هم همراه آن برایمان ایمیل (info@dolatebahar.com) کنند. اگر در وبلاگها، سایتها و شبکه های اجتماعی، مطلب خوبی دیدند که انتشار در سایت یا لینک دادن به آن در بخش «وبلاگستان» سایت مناسب است، لینک آن را ارسال کنند.
بالشخصه در این فضایی که جبهه عدالتخواهی تقریبا در فقر رسانه ای به سر می برد، این سایت و هر سایت احمدی نژادی دیگری را رقیب هیچ سایت و رسانه احمدی نژادی دیگری نمی بینم و رسانه های معدود و موجود احمدی نژادی را در یک جبهه می بینم و امیدوارم این رسانه ها مقوم یکدیگر در دفاع از گفتمان عدالتخواهی باشند نه رقیب یکدیگر. حداکثر این است که هر کدام از این سایتها، سلیقه های متفاوتی را در یاران احمدی نژاد پوشش می دهند.
دولت بهار، تنها حوزه فعالیت دوستان نیست و ان شاءالله به یاری خدا خبرهای دیگری نیز در راه است…

مطلب تکمیلی۱: جلسه چهارم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» در روز ۱۴ مرداد برگزار می شود

مطلب تکمیلی ۲: یکی دو روزی دسترسی مناسبی به اینترنت ندارم. در این مدت ممکن است نتوانم کامنتهای دوستان را به موقع برای نمایش تایید کنم. در مورد کامنتهایی که در وبلاگم گذاشته می شود لازم است اشاره کنم تایید یک کامنت برای نمایش در وبلاگ من به معنی تایید محتوای آن نیست. رویه بنده این بوده است که صرفا کامنتهایی را که حاوی توهین و فحاشی و تمسخر و مطلب کذب هستند، برای نمایش تایید نکنم و خوانندگان وبلاگ را برای ارائه تحلیلها و نظراتشان هر چند برخی از آنها را اشتباه بدانم، آزاد بگذارم. بنده حفاظت از جمهوی اسلامی را واجب، حرکت برای اصلاح آن را واجب، تبعیت عملی از ولی فقیه را واجب و و استقلال نظر از ولی فقیه و انتقاد از ایشان را جایز می دانم. در منظومه فکری رهبری نظام هم چیزی غیر از این ندیده ام و کاسه داغتر از آش نیستم.

 

42 دیدگاه در “دست روی دست نمی گذاریم

  1. سلام
    داشتم کامنت های سایت فرارو رو می خوندم و به یاد کامنت های همین سایت در شب اعلام نتایج افتادم
    بیپاره اون کسایی که برای ایجاد تغییر به این آقا ! رای دادن
    http://fararu.com/fa/news/158385/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%88%D8%B2%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C

  2. با سلام

    پریروز علفهای هرزه را از دل کندم.

    دیروز بوته گل محمدی را
    در آن نشاندم.

    امروز و هر روز
    آب چشم بر پای آن میریزم
    و چراغ دل بر آن می آویزم,
    تا کی بهار عشق ز راه در آید
    و باغٍ سوزٍ زمستان خورده
    به رقص غنچه ها دیده گشاید.

  3. اگر دوستان طرحی بریزند برای این که اخبار، تصاویر و فیلم های هشت سال گذشته جمع آوری و به شکل یک مجموعه منتشر بشه کار خیلی خوبی هست. هر کسی هم در حد توانش میتونه کمک کنه. میخواستم ببینم چنین کاری انجام شده یا در حال انجام هست یا خیر؟

  4. بنده حفاظت از جمهوی اسلامی را واجب، حرکت برای اصلاح آن را واجب، تبعیت عملی از ولی فقیه را واجب و و استقلال نظر از ولی فقیه و انتقاد از ایشان را جایز می دانم.
    این بخش منو به نوشتن دوباره انداخت!
    جمله ای که منو از نوشتن بازداشته بود

    :)

    • متأسفم برای ایسنا که سطحش در حد عکس گرفتن از یک افطاری خصوصی پایین اومده. خدا خودش مملکتو از دست اینا نجات بده دوباره همون بساط سابق و اشرافیت و خوشی آقایون شروع شد دوباره فراموش کردن مردم و خفه شدن صدای میلیون ها ایرانی آغاز شد. من این جماعت رو خوب می شناسم متأسفانه. فقط خدا خودش به دادمون برسه
      راستی یه پست گذاشته بودید راجع به سوریه و اینکه چقدر ما بی خیال شدیم نسبت به این کشتارهای فجیع. اینو ببینید:
      http://irna.ir/html/1392/13920515/80764515.htm
      به خدا خیلی وحشتناکه یعنی هیچ کاری نمیشه کرد؟

  5. سلام

    آقای فتاحی، خبر دارین آیا که الان همون تیم قبلی در شبکه ایران هستن یا تیم آقای روحانی مستقر شدن؟
    خیلی مواضعشون عجیبه. اونقدر که اینها از علوی و زنگنه و دفاع می کنن و مثلا می نویسن که باید از هدیه روحانی به اصولگرایان با انتخاب رحمانی فضلی!!!! تشکر کرد، انتخاب و فرارو و آفتاب و عصرایران دفاع نکردن.
    به نظرم اینها نباید دور و بر احمدی نژاد باشند. اگه بخواهیم که بشه آینده سیاسی موفقی برای احمدی نژاد متصور بود، باید اینها رو دفع کرد.

    • سلام
      شبکه ایران یعنی رسانه دولت. شبکه ایران از زمان تنفیذ حکم دکتر روحانی متعلق به رئیس جمهور جدید است. پس دیگر در آن خبری از حمایت از احمدی نژاد نیست. شبکه ایران یک رسانه خصوصی نیست، رجانیوز و فارس و خبرآنلاین نیست. این یک مسئله حرفه ای است. حتما نباید که مدیرمسئول جدید ایران منصوب بشه و یک هو همه مطالبو از بیخ بکنه! آدم حرفه ای خودش شعور داره و قواعد رو رعایت می کنه. وظیفه رسانه دولت، دفاع از دولت و البته کابینه است. مسخره نیست رسانه روحانی به جای حمایت از کابینه برای افتادنش آگهی بده؟ اگر دفاع شبکه ایران از کابینه محکم تر از رسانه هایی است که نام بردید، به دلیل این است که رسانه دولت است. همچنان که دفاع شبکه ایران از احمدی نژاد از همه رسانه های دیگر احمدی نژادی محکم تر بود.
      به راحتی حکم تکفیر و دفع صادر نکنید، عمیق باشید، شاید چیزهایی باشد که شما ندانید، کمی احتمال دهید که شاید با قواعد سیاسی و رسانه ای آشنا نیستید. خبرنگاران شبکه ایران ۱ سال جنگیدند تا یک سایت احمدی نژادی بسازند. هر چه داشتند گذاشتند. کسی توقع خسته نباشید و تشکر نداره ولی اینطور حکم صادر کردن رسم انصاف و مروت نیست. لا اقل ما در مرام دکتر ندیدیم این چیزارو.

  6. سلام
    چندی پیش با یکی از دوستان مشترکمان (که قبل از حذف شدن وبلاگشان توسط بلاگفا در اغلب اوقات پستهایشان توسط حضرتعالی لینک داده میشد ) به بحث و گفتگو نشستیم
    یکی از انتقادات من این بود که چرا هیچ گاه دکتر و دولت را به نقد نمینشینید؟ چرا عقد اخوت بسته اید به این محکمی!!؟چرا حتی برای اینکه یک بار زبان من و امثال من را ببندید و دلمان خوش شود نقد نمیکیند؟ شما که بسیاری از دوستان را به تخریب و خود عمار پنداری و …متهم میکنید چرا یکبار نقد منصفانه نمیکنید تا ما یاد بگیریم! تا نقد سازنده را از شما حضرات یاد بگیریم(و معتقد بودم و هستم که اگر در جای مناسب شما نقدی سازنده میکردید بسیاری از تخریبات نا جوانمردانه و جولان رسانه های نابخرد و تحلیل های آبکی و گاردهای بی مورد اتفاق نمی افتاد)
    ایشان در جواب میگفتند که انقدر حجم تخریبات و نقدها و هجمه ها بالاست که ما وظیفه میدانیم فقط دفاع کنیم!
    اما امروز
    خیلی خوب است و صد البته لازم و واجب که در این مدت و در همه ی زمان ها “دست روی دست نگذاریم”
    ولی فکر میکنم قدم اول نقد درون گفتمانی باید باشد…شاید درنگی کوتاه و تاملی اندک اما عمیق لازم باشد…که موتو قبل ان تموتو کنیم! با نفس و دوستان و گروه خویش…
    که بهتر بهره ببریم از آینده به واسطه ی گذشته ی خویش
    که اگر فردا روزمان قرار باشد مثل دیروز و امروزمان باشد،در خسرانیم

    • اصل نقد در مورد رفتار و عملکرد هر کسی نیازمند داشتن اطلاعات کافی در مورد انگیزه ها و دلایل آن شخص است. این مساله در مورد همه اشخاص و از جمله احمدی نژاد صادق است.
      اما اگر کسی قصد چالش و زیر سوال بردن کسی باشد بی آنکه از دلایل و انگیزه ها با خبر باشد، دیگر اسمش انتقاد نیست وصرفا سوال و محاکمه است.

      چه بسیا چیزهایی به نظر شما ایراد کار احمدی نژاد است. اما زمانی که این مطالب را به او بگویید او دلایل خود را دارد که شما حتی در مورد آن خبر ندارید. حتی ممکن است دلایل خاصی در کار باشد که بلحاظ امنیتی قابل افشا و عنوان کردن نباشد. بنابراین اینکه یک عده بنشینند و بدون داشتن اشراف ، برای خودشان نقد و تحلیل ببافند باز هم می شوند شبیه همان کاهنان بنی اسراییل و ماجرای بارداری حضرت مریم علیها السلام.

      بنابراین می بینید که بسیاری از چیزهایی که در جامعه اسمش نقد است در واقع چیزی جز محاکمه نیست. حال اگر شما مایل به محاکمه احمدی نژاد هستید، و یا اینکه اشراف کاملی بر دلایل وی دارید و می توانید نقد کنید که کجا احمدی نژاد در تحلیل دلایل خود دچار اشتباه شده است آن بحث دیگری است.
      این موضوع تفاوت نقد و محاکمه ، در مورد سایر موارد مورد نظر دوستان مانند نقد رهبری و دیگر افراد هم صادق است.

      برای محاکمه احمدی نژاد هم لازم است به جای گرفتن جلسه های گروهی نظرات خود را به صورت سوال طرح کرده و از خود او بپرسید. که چرا فلان عملکردت چنین و چنان بود. آن وت تازه احمدی نژاد می تواند دلایل خود را عنوان کند و بعد شما قضاوت کنید که این دلایل منطقی هستند یا خیر. البته به شرطی که دلایل قابل افشا باشند.

      من حتی با محاکمه احمدی نژاد هم مخالف نیستم، اما در جایی که اطلاعات کافی وجود ندارد شرعا باید فرض را بر صحت عمل بگذارید و توجیهی برای خود بتراشید. این کار بسیار ساده تر از محاکمه او است.
      البته اگر اصرار دارید باید دوستانی که در ارتباط دارند بتوانند هماهنگ کنند که در جلسات مستقیم با خود احمدی نژاد در منزلش و امثال این محاکمه را ترتیب دهید و سوالات خود را مطرح کنید.

      • “چه بسیا چیزهایی به نظر شما ایراد کار احمدی نژاد است. اما زمانی که این مطالب را به او بگویید او دلایل خود را دارد که شما حتی در مورد آن خبر ندارید. حتی ممکن است دلایل خاصی در کار باشد که بلحاظ امنیتی قابل افشا و عنوان کردن نباشد.”
        با این اساس، دیگر باید درِ نقد و انتقاد را از بیخ بست؛ چون هرکسی «ممکن» است دلایل خود را داشته باشد.
        بالاتر؛ اصلاً «ممکن» است قابل افشا نباشد!
        پس میشود بفرمایید کی و از چه کسی میتوان انتقاد کرد؟!

        • درست نخواندید. تفاوت معنای نقد و محاکمه را نوشتم. وقتی اطلاعات کافی ندارید نمی توانید نقد کنید. فقط می توانید محاکمه یا استیضاح کنید. شرعا اشکالی هم ندارد به شرطی که طرف مورد محاکمه حاضر باشد و بتواند از خودش دفاع کند.

          • فرمایش شما در تفاوت میان نقد و محاکمه صحیح است. اما رفع مشکل نمیکند.
            فرض کنید نمیخواهیم کسی را «محاکمه» کنیم؛ میخواهیم رفتارش را به «نقد» بنشینیم و احتمالاً «تخطئه»اش کنیم.
            کی میتوانیم مطمئن شویم که فرد مورد نقدمان را درست شناخته ایم و از «دلایل» و «انگیزه ها»یش به قدر کافی مطلع شده ایم؟ مخصوصاً که ممکن است دلایلش قابل بیان و افشا هم نباشد!
            آیا به نظرتان این گزاره «ابطال ناپذیر» نیست؟ آیا تعطیل کردن فکر و تحلیل را نتیجه نمیدهد؟ اصلاً آن وقت دیگر رسانه ها به چه کار خواهند آمد؟

          • نه. در آن صورت بازهم کارتان محاکمه است. هیچ اشکالی هم ندارد.
            نقد مشروط به داشتن همه اطلاعات مورد نیاز است. در واقع نقط ارزیابی استنباط است نه ارزیابی خود اطلاعات.
            خواهش می کنم این غلط مصطلحی را که در جامعه باب شده و به اسم و نقد افراد به طور غیابی محاکمه می کنند کنار بگذارید. نقد کسی انجام می دهد که از بالا اشراف داشته باد.

            به نظرم خیلی اصطلاحات غلط انداز در عرصه سیاسی باید اصلاح شود که یکی تز مهمترینهایش همین کلمه نقد است.
            این گزاره هم ابطال پذیر نیست. شما حق دارید احمدی نژاد را محاکمه کنید به صورت رو در رو. اگر امکان دفاع طرف مقابل در محاکمه وجود نداشته باشد شرعا باید عمل او را حمل بر صحت کنید. در غیر این صورت هر کاری به اسم نقد انجام دهید ” خلاف شرع، خلاف اخلاق و خلاف قانون ” است. بدون تعارف.

            اما اینکه رسانه ها به چه کار می آیند، جواب صریحش این است که به کار گناه کردن و فتنه گری و بردن عرض و آبروی مردم. بله. کار رسانه در بسیاری از موارد مستلزم گناه است مگر اینکه صرفا به نقل سفید اطلاعات اکتفا شود و از ارائه هر نوع محاکمه غیابی خودداری شود و هر نقدی هم با داشتن همه اطلاعات مورد نیاز صئرت گیرد.

            حکایت این افرادی که خود را منتقد می دانند اما اطلاعات کافی ندارند حکایت کودکی بود که پدر دانشمندی داشتآن پدر مشغول نوشتن کتاب علمی مهمی بود. اما کودک در مقام نقد – به خیال خودش – می پرسید اگر هدفت سیاه کردن کاغذ است چرا همه کاغذ را سیاه نمی کنی و اگر می خواهی سفید بگذاری چرا فقط بین سیاهی ها فاصله می گذاری!؟ چون کودک نوشتن را نمی دانست.

            اگر انسانها واقعا دقت کنند و به خواهند اخلاق را رعایت کنند بسیاری از فعالان عرصه رسانه باید دنبال شغل دیگری باشند.

          • معذرت میخواهم؛ اما فرمایشتان دچار مغالطه است.
            از بازیهای لفظی که بگذریم و تکیه مان بر فقه فردی رساله ای را هم کنار بگذاریم، عرض میکنیم:
            کسی که در عرصه های حساس ایفای نقش میکند، عملاً خود را در مقام بررسی و قضاوت دیگران قرار داده است که از بیرون ببینندش و به جای هورا کشیدن و احسنت گفتن، نواقصش را ـ ولو علنی ـ گوشزد کنند.
            حال اینکه رسانه ها در این سرزمین عمل به وظیفه نمیکنند و اخلاق حرفه ای و وجدانشان را در زیر پای منافع دسته ی خودشان ذبح مینمایند و نیز منتقدان واقعی مطرود شده اند و به کنج کتابخانه هایشان خزیده اند و تیغ عریان در کف زنگی مست رها شده است، دخلی به اصل موضوع ندارد.
            قیاس «پدر دانشمند و کودک بی سوادش» با «یک مسؤول اجرایی و منتقدانی که یا در علم و یا در سابقه ی اجرا کم از او ندارند»، مضحکتر از آن است که بدان بپردازیم.

          • آقای کویر زاد من معنای تفاوت نقد و محاکمه را به شما گفتم. اما شما احتمالا از کلمه محاکمه می ترسید و برایتان نقد همین چیزی جا افتاده است که اصطلاح رسانه ها است.
            قیاسی هم که کردم با تمام جهات تشبیه صحیح بود.
            شما جایی می توانید رفتار کسی را نقد کنید که به طور واضح جوانب امر برایتان مشخص باشد. مثلا اگر مسوولی به محرومین رسیدگی نکند و بگوید این کار صرفه اقتصادی ندارد با اطلاع داشتن از همین نظر وی می توان او را نقد کرد. چون الان اطلاعات کافی داریک که چرا آن مسوول به محرومین رسیدگی نمی کند. جایی که تز کاری یک مسوول به طور شفاف مشخص است این تز و عملکرد متناسب آن را می توان نقد کرد.
            اما یک وقت رییس جمهور یک وزیر را عزل می کند. شما اصلا خبر ندارید بین آنها چه گذشته است. در ایننجا فقط می توانید کنید چرا وزیر را عزل کردی؟ اما نمی توانید بگوید ” عزل کردن وزیر اشتباه بود”. چون واقعا دلایلش را نمی دانید.
            البته رییس جمهور هم شاید دلایلی باشد که نتواند بگوید. پس خواهش می کنم اینهمه اصرار اسلام بر حمل به صحت را متوجه باشید برای چیست.

    • سلام
      به شدت موافقم
      امروز دیگر نقد ۸ سال گذشته تضعیف دولت نخواهد بود. امروز نقد ۸ سال گذشته (به معنی تبیین نقاط مثبت و بررسی نقاط ضعف) ضروری ترین نیاز گفتمان عدالت است.

    • وقتی داماد احمدینژاد نقد میکند ما چرا نقد نکنیم؟؟؟
      .

      «احمدی‌نژاد سال ۸۴ یک سری خطوط قرمز داشت که احمدی‌نژاد سال ۹۲ دیگر این خطوط قرمز را ندارد. در مورد مسائل فرهنگی و سیاسی یک سری دیدگاه‌ها در سال ۸۴ داشت که احمدی‌نژاد ۹۲ دیگر معتقد به آنها نیست. در مورد آدم‌ها نیز یک سری دیدگاه‌ها در سال ۸۴ داشت که در سال ۹۲ دیگر این دیدگاه‌ها را ندارد و تغییر کرده است. احمدی‌نژاد سال ۸۴ آدم‌ها برایش خطوط قرمز نبودند، اما در سال ۹۲ برخی از آدم‌ها برایش خطوط قرمز شدند. این اتفاقا انتقادی است که ما به ایشان داریم و برخلاف رویه‌شان برخی را خطوط قرمز کردند. »
      http://www.mashreghnews.ir/fa/news/237747/%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B0%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

  7. جناب فتاحی ! سلام علیکم
    آیا استقلال نظر از محمود احمدی نژاد را و نیز انتقاد از ایشان را هم ( برای خود) جایز می دانید؟ به نظر می رسد سیره شما در این وبلاگ چنین چیزی را نشان نمی دهد. می خواهم شفاف تر بپرسم، آیا به همان میزان که به استقلال نظر و انتقاد از ولی فقیه متعهدید به همان میزان هم نسبت به استقلال نظر و انتقاد از شخص محمود احمدی نژاد هم متعهدید یا نه؟ یعنی میزان قرب و بعد شما به ولایت فقیه با قرب و بعد شما به ولایت احمدی نژاد چگونه است؟ چون نوع نسبت شما با ایشان در این وبلاگ نوعی ولایت مداری و ولایت پذیری نسبت به ایشان را نشان می دهد.
    باتشکر

    • سلام علیکم
      انتقاد از احمدی نژاد را جایز می دانم. حالا که چی مثلا؟ از اینکه بر فرض من چنین انتقادی را جایز ندانم می خواهید نتیجه بگیرید که انتقاد از ولی فقیه جایز نیست؟ وقتی خودشان گفته اند جایز است، حرف حساب دوستانی مثل شما این وسط چیست؟ فکر نمی کنید با ملاکهای خودتان می شوید ضد ولایت فقیه؟

      • چرا اینقدر عصبانی هستی؟ نمی خواستم نتیجه بگیرم که انتقاد از ایشان جایز هست یا نیست اگر کمی بیشتر تأمل می کردید متوجه می شدید که چه منظوری داشتم. حرف من نسبت قرب و بعد شما احمدی نژادی ها با آقا و حاج محمود است که بسیار قابل تأمل است. و الا نه نیت اتهام به ضد ولایت مطرح بود و نه چیز دیگری. آقا حامد ! شما و دیگر دوستان احمدی نژادی هنوز هم برای ما عزیزید و دوست داشتنی علیرغم اختلاف نظرهای گاه جدی و عمیق.

      • رهبری هم جای نقد دارد.علیرغم اینکه ما به تقدس و ولایت مطلقه ی فقیه قائل هستیم.قائل به نقد رهبری نیز هستیم.
        جناب آقا مسعود فرموده اند که باید اطلاع کافی برای نقد داشت اگر نه میشود محاکمه(هر چند که به نظر من محاکمه اطلاعاتی بسیار بیشتر میخواهد،یعنی شما محاکمه نمیکنید که مطلع شوید بلکه به یقین رسیده اید و محاکمه میکنید مگر آنکه خلافش در محکمه ثابت شود)
        اما بالاخره من تمام قصور و نقصان و کم اطلاعی خودم را همیشه معترف بوده ام.و البته به خاطر همین کم اطلاعی گاهی دچار لغزش در تحلیل میشوم
        لذا از دوستانی که بنده به صداقت قبولشان دارم و اطلاعاتشان را بیش از خود میدانم (همچون جناب مسعود،حامد،احمد و…)تقاضا دارم تا نقد صحیح همراه با اطلاع کافی را برای بازسازی و تاثیرات بیشتر در آینده پیش روی ما نهند

        • اتفاقا محاکمه مال وقتی است که اطلاعات ناقصی داریم. برای همین فرصت دفاع به شاکی و متهم می دهیم تابیایند اطلاعات ما را کامل کنند. وقتی قاضی سخنان دو طرف را شنید اطلاعاتش کامل می شود و می تواند نقد کند و بگوید چه کسی مقصر یا محق است.
          اگر قاضی از اول همه چیز را می دانست که دیگر نیازی به دفاع متهم و شکایت شاکی نبود!

    • اگر دیدگاههای آقا مسعود رو هم لحاظ کنیم؛
      نقد(به معنی بررسی و شناسایی نقاط ضعف و قوت) دولتهای دکتر دارای اثرات و برکات زیادی ست. چون اکنون که دولت تمام شده مفسده ای ندارد و چراغ راه آینده می شود.
      اما این قضیه در مورد رهبری صدق نمی کند و مفاسدش بر محاسنش می چربد.

    • دوران قدیس سازی افراد در حال تمام شدن است. رفتار فردی و جمعی انسانها را باید در بوته ی «نقد» نهاد و با محک «خرد» و «اخلاق» آن را سنجید.
      گمان میکنم جامعه ی ما (چه در سطح توده ها و چه نخبگان) به شدت احساسی است و هنوز به بلوغ کافی برای تحلیل و نقد اشخاص نرسیده است. ما ـ جسارتاً: همه مان ـ قدیس دوستیم و مایلیم اشخاص را سیاه و سفید ببینیم.
      اما نشانه های روشنی از پایان این عصر و درخشش ستاره خرد و اخلاق در این سرزمین قابل رؤیت است. یک نمونه کوچکش، نوع برخورد مردم و نخبگان فکری با کلیدواژه های «فتنه»، «بصیرت» و «بیداری اسلامی» در این چند سال اخیر است.
      اتفاقا احمدی نژاد از معدود مسؤولانی است که نشان داده این تحول را میفهمد و به آن باور دارد. سهل است؛ خودش در این نوزایی و دگردیسی نقشی بسزا ایفا کرده است. پس حاشا که خود در این دام گرفتار آید و «کیش شخصیتِ» او امثال ما را به شکستن یک قدیس و تراشیدن قدیسی دیگر وادار کند.
      زیاده جسارت است.
      (از شعارزدگی این متن عذرخواهم؛ چاره ای نیست. فرصتی وسیع میطلبد توضیح برخی حرفها.)

  8. برادر گرامی آقای فتاحی
    سلام.
    ۱- از قافله سالاران عدالتخواه، بعید می دانم تا چند صباح دیگر جز افراد پاکدلی چون شما کسی باقی بماند. یادتان هست آقای احمدی نژاد به شما گفت زیادی حرص نخورید؟ ایشان با گرفتن امتیاز یک دانشگاه و قبول عضویت در مجمع تشخیص مصلحت، نشان داد چقدر به آرمان هایی که ادعا می کرد وفادار است.
    ۲- شما در سن سی و چندسالگی رسیده اید به اینکه نقد ولی فقیه هم مجاز است. مبارک است ولی بدیهی است که بدلیل خودسانسوری، خیلی قادر نخواهید بود در محافل عمومی و فضای مجازی، ایشان را نقد کنید.
    ۳- قبل ها دلایلی داشتید که مانع شما از نقد احمدی نژاد می شد. اگر احساس می کنید این موانع برداشته شده است، لطفا ایشان را نقد کنید.
    ۴- آخرین تحلیل من در مورد انتخابات ۸۸ این است:
    بزرگترین خیانت را در آن ایام احمدی نژاد انجام داد. زیرا در صورت تقلب، به آن رضایت داد و در صورت عدم تقلب، وزارت کشورش با همراهی کردن با شورای نگهبان و سایر بخش های نظام کاری کرد که باور تقلب را امکان پذیر کرد و رضایت به سرکوب معترضان داد و جشن غیرفانونی برپا کرد. دلیل این باورپذیری تقلب هم، این است که بعد از ۴ سال گفتمانی رای اکثریت را آورد که همراه معترضین سال ۸۸ بود. رای روحانی عمدتا به اعتبار هاشمی و خاتمی بود و این هم چیزی جز بی اعتباری احمدی نژاد نیست. می دانم جواب شما این است که اگر مشایی بود، اوضاع عوض می شد ولی اولا کاندیدای اصلی معترضین هم غایب بود و ثانیا مسئول آن هم احمدی نژاد است که به عنوان پاسدار قانون اساسی در کلیه انتخابات مجلسی که در دوره ۸ سال او برگزار شد، به نظارت استصوابی تن داد.

  9. سلام به نکات چی مطلب بدیم یا نه راست می گن این ها نفوذی هستند؟!
    اگر اینطور نیست چرا شما هیچی نمی گی تکلیف ما را با این سایت روشن کنید

    • سلام
      به نظرم هم به دولت بهار و هم به نکات پرس مطلب بدهید. خودم هم اگر فرصت شود بهشان مطلب خواهم داد. بنده این دوستان را نفوذی نمی دانم با این حال دو مشکل با آنها دارم:
      ۱- با بعضی از آنها اختلاف نظر و سلیقه دارم.
      ۲- احساس می شود در این سایت، روایت خاصی از احمدی نژاد به عنوان تنها روایت معتبر از او القا می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<