میرحسین جوان، احمدی نژاد پیر

آقا می شود یکی بگوید تفاوت اساسی میرحسین موسوی با احمدی نژاد چیست که بعضیها اینقدر زور می زنند برای آمدن میرحسین؟ انصافا مشی، شعارها، آرمانها و برنامه های میرحسین چقدر با مشی، شعارها، آرمانها و برنامه های احمدی نژاد تفاوت دارد؟ احمدی نژاد همان میرحسین موسوی است، منتها جوانتر و میرحسین همان احمدی نژاد است، منتها پیرتر. اگر میرحسین خوب است، بگذارید میرحسین جوان که پرانرژی تر است رئیس جمهور بماند و اگر احمدی نژاد بد است، دعوت از احمدی نژاد پیر دیگر چه صیغه ای است؟

میرحسین بخواهد یا نخواهد، بداند یا نداند، بخواهند یا نخواهند، بخواهیم یا نخواهیم، همان احمدی نژاد است. البته میرحسین وانمود می کند که «نمی داند»، چون سالهاست در چنبره رفاقتها و رودربایستی های قدیمی اش، گیر افتاده است و نمی تواند از آن خارج شود. بعید هم می دانم از آن خارج شود.

اگر احمدی نژاد با ایران بی آرمان و پول مدار امروز چفت نمی شود، میرحسین هم همینگونه است. میرحسین، همین چفت نبودن را فهمیده که سالها است سیاست را ترک کرده است. احمدی نژاد این چفت نبودن را می داند اما با آن در افتاده است. برای همین است که آشفتگی درست کرده است. علی هم که باشی، وقتی زمامدار جامعه ای اشرافیت زده بشوی، حاصل حکومتت می شود سه جنگ داخلی در عرض پنج سال! چه برسد که احمدی نژاد باشی یا میرحسین موسوی!*

این روزها نامه عباس کیارستمی به احمدی نژاد در بحبوحه انتخابات ۱۳۸۴ خواندنی است.
ـــــــ
پی نوشت:
*قصدم اصلا تخطئه حاکمیت امام علی نیست. باید نقد سیدمرتضی آوینی بر مهاجر حاتمی کیا را خوانده باشید تا بفهمید چه می گویم. (متاسفانه لینکی که به نقد آوینی داده ام، غلط تایپی و ویرایشی زیاد دارد. بهتر است به جلد ۲ «آینه جادو» مراجعه کنید.)

11 دیدگاه در “میرحسین جوان، احمدی نژاد پیر

  1. سلام با نقدی بر نوشته ی شما بروزم، اُمید که ناراحت نشوید اگر راحت نظرم را گفتم، انشالله با”دلیل هراس از میر حسین چیست؟” بروزم.یا علی

  2. سرباز عزیز سلام
    در اینکه احمدی نژاد اشتباهات خود را نمی پذیرد با شما موافقم اما تا حدی. چون هر چیزی که به ضرب و زور تبلیغات دهها روزنامه و هفته نامه داخلی و صدها شبکه رادیو و تلویزیونی خارجی به عنوان اشتباه احمدی نژاد به من و تو قالب می شود، اشتباه نیست. قرار نیست هرچیزی را که باندهای ثروت و قدرت به من و تو القا می کنند که اشتباه است، اشتباه باشد.
    در مورد کردان هم با شما موافقم ولی آن هم تا حدی. مگر کردان گزینه درجه یک احمدی نژاد برای وزارت کشور بود؟ مگر احمدی نژاد نمی خواست هاشمی ثمره وزیر کشور باشد ولی به او گفتند اگر او را معرفی کنی، رای اعتماد به او نمی دهیم؟ و مگر رئیس جمهور، مسخره من و شما و مجلس است تا یک نفر را که گزینه اولش نیست ولی فکر می کند مجلس به او رای اعتماد می دهد به عنوان نامزد وزارت معرفی کند، مجلس هم به او هم رای بدهد و بعد که رای داد بگویند او را عزل کن؟
    مخالفت کلیه جناحهای سیاسی کشور از همان ابتدای روی کار آمدن احمدی نژاد با او توهم نیست عزیز من، واقعیت است. احمدی نژاد اولین رئیس جمهور بعد از انقلاب است که کاندیدای هیچ جناحی نبوده است. طبیعی است که چوب لای چرخش گذاشته شود و می شود.
    اتفاقا من همین را که برای احمدی نژاد جوک زیاد ساخته می شود نشانه ای از استقلال او می دانم. کسی که از باندهای ثروت و قدرت مستقل باشد و نخواهد که به آنها باج بدهد، معلوم است که همان باندها تا بتوانند تحقیرش می کنند. مگر در تیر ماه ۱۳۸۴، که هنوز دولت نهم مستقر نشده بود تا به قول شما سوژه جوک درست کند، حجم عظیمی از جوک برای احمدی نژاد ساخته نشد؟ در مورد جوکهای آن موقع چه می گویی؟

  3. در باره این محدوده که گفتی تفاوتی نیست ولی تفاوتهای خارج از این چهارچوب وجود دارد: ۱٫احمدی نژاد اشتباهات خود را نمیپذیرد و با لجاجت و یکدندگی خاصی بر روی اشتباهات بدیهیش پافشاری میکند. ۲-بر خی حرفها و رفتارهای احمدی نژاد شان دین و مذهب را در نظر مردم کم میکند و از مردم سلب اعتماد میکند. دفاع غیر منطقی و بیخردانه از کردان که حالا تازه متوجه شده که مدرک جعلی بهش فروخته اند ( مگر مدرک غیر جعلی را هم میفروشند!!!) نمونه ای از این موارد است که از دولت در نظر مردم یک مضحکه و بهانه ای برای جوک و لطیفه میسازد. در هیچ دولتی این همه لطیفه برای یک رییس جمهور ساخته نشده.۳-احمدی نژاد عادت دارد حقایق را به شکل توهم گونه ای وارونه جلوه دهد . شاید فکر میکند اینطوری حقیقت عوض میشود… همه اینها و هزار مورد دیگر دلایلی است که احمدی نژاد را نباید با هیچ کس دیگر مقایسه کرد.

  4. فرق میرحسین با احمدی نژاد رو میتونی از رو فرق همسرانشان بفهمی برادر…زهرا رهنورد رو با کدام یک از زنان خانواده احمدی نژاد میخوای مقایسه کنی؟ منظورم رو نمیدونم گرفتی یا نه…میرحسین ممکنه حرفش همون حرف احمدی نژاد باشه اما اطرافیانش هم به اون حرف ها اعتقاد دارند و براش هزینه داده اند…اما نه خود احمدی نژاد و نه اطرافیانش هزینه ای برای انقلاب و ایران نداده اند تا به حال…صداقت متاسفانه چیزیه که توی این سه چهار سال کالای نایابی شده خصوصا توی جایی که احمدی نژاد نشسته…شاید فرق اصلی میرحسین با احمدی نژاد توی همین صداقتشون باشه…


    در مورد شناخت یک سیاستمدار از روی اینکه چه کسی همسرش است، فقط می توانم بگویم «چه ایده سرگرم کننده و با نمکی!»
    اما در مورد اطرافیان موسوی! باید بگویم هیچکدام از اطرافیان موسوی به حرفهای او اعتقاد ندارند. چه کسی را در میان اصلاح طلبان سراغ داری که طرفدار اقتصاد آزاد و سرمایه داری نباشد و آمریکا را شیطان بزرگ بداند؟ در کمال وقاحت، برداشته اند ویژه نامه ای در ستایش از سرمایه داری منتشر کرده اند (هفته نامه شهروند را می گویم) آن وقت می گویی اطرافیان موسوی به آرمانهای او اعتقاد دارند؟

  5. سلام
    مقایسه جالبی بود. اما من دکتر رو با هیچ کس قابل مقایسه نمی دونم. احمدی نژاد واقعا تکه. فقط حیف که نه زر داره، نه زور! تنها مشکلش همینه!
    یا حق

  6. آخر چرا بیراه می گویید برادر؟! شما علت نیامدن میرحسین موسوی را به صحنه سیاست (البته بعد از فوت امام) “چفت نبودن او با ایران بی آرمان و پول مدار” خوانده اید!!! :)))

    نمی دانم چقدر مطالعه دارید شاید هم خودتان را به آن راه می زنید، اما اگر نمی دانستید، بدانید:

    ۱) میر حسین موسوی، در دوره نخست وزیری خود، با رئیس جمهور وقت (آقای خامنه ای) اختلاف نظرهای اساسی داشت.

    این اختلاف نظرها – که می توان آنها را به سه دسته عمده ی ۱٫ اختلافات ایدئولوژیک ۲٫ اختلافات اقتصادی که میرحسین سیاست های چپ گرایانه و دولتی داشت و رئیس جمهور سیاست های باز و آزاد اقتصادی را می پسندید و ۳٫ نحوه تقسیم بودجه ی جنگ که آقای خامنه ای طرفدار افزایش بودجه جنگ بود و میرحسین آن را تعدیل میکرد و به جنگ طولانی فرسایشی اعتقاد داشت – سبب شدند تا رفته رفته آقای خامنه ای تصمیم به برکناری میرحسین بگیرند، و حتی پیشنهاد نخست وزیری را به یکی از سران راست سنتی و دوستان قدیمی خود در زندان های پهلوی “آقای مهدوی کنی” دادند.

    این اتفاقات، با مخالفت بسیار شدید امام مواجه شد، به طوری که ایشان تغییر نخست وزیر را به ضرر کشور و خطرناک دانستند و بعد از کش و قوسهای فراوان، و عدم شرکت رئیس جمهور به عنوان امام جمعه در نماز، و … سرانجام ایشان مجبور شد دوباره میرحسین را مامور تشکیل کابینه کند (مراجعه کنید به خاطرات سال ۶۴ هاشمی رفسنجانی، ویا حتی حافظه ی بزرگ تر هایتان!)

    از آن پس میرحسین نخست وزیر امام بود و نه نخست وزیر رئیس جمهور و اختلافات هم علنی شده بود. اما چون امام حامی میرحسین بود، او با خیال راحت به کارش ادامه داد، تا سال ۶۸ و فوت امام که بزرگترین حامی خود را از دست داد، و بعد از رهبر شدن آقای خامنه ای، او کلا از عرصه سیاست کنار کشید و به فعالیت های علمی و دانشگاهی و البته هنری و خیریه پرداخت.
    پس علت کنار کشیدن ایشان، فوت امام، و رهبر شدن فردی شد که ایشان در گذشته با او اختلافاتی علنی داشت.

    ۲) درسال ۱۳۸۴، وی به اصرار خاتمی، کروبی، خوئینی ها، برخی خانواده های شهدا، خط امامی های قدیم و بیت، و… سرانجام پذیرفت که کاندیدای ریاست جمهوری شود. منتهی دوشرط گذاشت: ۱٫ در اختیار داشتن صدا و سیما (حداقل یک شبکه از آن) ۲٫ در اختیار داشتن نیروهای نظامی و انتظامی کشور (…)

  7. (…) به وضوح هر دو شرط، نه برای دوستان، و نه برای مردم بود، بلکه این دو شرط، برای آقای خامنه ای گذاشته شده بود، چرا که اختیارات هردو نهاد مطرح شده، دست ایشان است. با وجود رایزنی های صورت گرفته، ظاهرا هیچ یک محقق نشد و ایشان هم از خیر کاندیداتوری گذشتند…

    ۳)واقعا بسی خنده دار بود که شما (در بهترین حالت به دلیل کمی اطلاعات) او را با احمدی نژاد یکسان می گیرید! او را که یک خط امامی است و حامیانش اصلاح طلبان امروزی اند و اگر به جای خاتمی بیاید (چون خودش گفته که اگر خاتمی بیاید او صددرصد نمی آید) مورد حمایت مجمع روحانیون مبارز خواهد بود، با احمدی نژاد یکی می گیرید!!
    احتمالا فقط به خاطر این دو شباهت که هردو ساده زیست و با صداقت هستند!! که البته ساده زیستی احمدی نژاد را در مرد ۱۶۰ میلیارد تومانی کابینه (محصولی) و صداقت را در مرد مورد حمایت رئیس جمهور (دکتر! علی کردان که البته لیسانس هم ندارد) دیدیم.

    اتفاقا میرحسین، به لحاظ
    ۱٫ ایجاد محیط بازتر فرهنگی
    ۲٫ نحوه تعامل با رهبری
    ۳٫ تعامل مثبت با روحانیت
    ۴٫ سیاست خارجی و تعادل در آن
    و ۵٫ افرادی که در مناصب وزارت، مشاوره و … به کار خواهد گمارد (که طبیعتا از روحانیون مبارز، اصلاح طلبان، خط امامی های سابق و اصولگرایان معتدل استفاده خواهد کرد) دقیقا نقطه مقابل احمدی نژاد است.

    موفق باشید…

  8. نامه عتاب آلود امام خمینى به مهندس میرحسین موسوى نخست وزیر
    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب آقاى موسوى نخست وزیر محترم
    نـامـه اسـتـعـفـاى شـمـا بـاعـث تـعـجـب شـد، حـق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید لااقـل مـن و یـا مسوولین رده بالاى نظام را در جریان مى گذاشتید. در زمانى که مردم حزب الله براى یارى اسلام ، فرزندان خود را به قربانگاه مى برند، چه وقت گله و استعفا است !
    شما در سنگر نخست وزیرى در چارچوب اسلام و قانون اساسى به خدمت خود ادامه دهید، در صـورتـى کـه نـسـبـت بـه بـعـضـى از وزرا بـه تـوافـق نـمـى رسـیـد، چـون گـذشـتـه عـمـل مـى شـود. ایـن حـق قـانـونـى مـجـلس اسـت کـه بـه هـر وزیـرى کـه مایل بود راى دهد.
    تـعـزیـرات از ایـن پـس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هر مـیـزان کـه مـایـل بـاشد در اختیار دولت قرار خواهد داد. همه باید به خدا پناه بریم و در مواقع عصبانیت دست به کارهایى نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند.
    مـردم مـا از ایـن گـونـه مـسـایـل در طول انقلاب زیاد دیده اند، این حرکات هیچ تاثیرى در خـطوط اصیل و اساسى انقلاب اسلامى ایران نخواهد داشت . از آن جا که من به شما علاقه مندم انشاءالله عندالملاقات مسایلى است که گوشزد مى نمایم .
    والسلام
    روح الله الموسوى الخمینى
    تاریخ : ۱۷/۶/۶۷

    نکته:
    زمان و نحوه استعفای میرحسین بیانگر تدبیر! و درایت! اوست. لطفا دقت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<