ناشنیده های جالب توجهی از سلوک اجتماعی حزب الله لبنان

تقدیم به آقای داود احمدی نژاد و بزرگان دیگری که بهتر است نامشان را نیاورم

به جای مقدمه

بدون مقدمه بروم سر اصل مطلب. بنده در مساله برخورد با معضل بی حجابی به الگویی معتقدم که دارای پنج مولفه زیر است. بخشی از این مولفه ها، بدیهیاتی هستند که پای منبر و کتب معلمان دین آنها را فرا گرفته ام و بخشی دیگر حاصل مشاهدات و تاملات چند ساله بنده، فارغ از تسلیم بودن در برابر مشهورات هستند:

۱- حجاب مهم است. در یک جامعه آرمانی و مطلوب، همه زنان، با حجاب و باعفتند و ترویج حجاب و رفع بی حجابی و بدحجابی یکی از وظایف حکومت اسلامی است.

۲- در اجرای این وظیفه، رویکرد اصلی، باید رویکرد فرهنگی، تبلیغی و تربیتی و رویکرد فراهم کردن زمینه ها باشد، نه رویکرد پلیسی و اجبار.

۳- پلیس تنها باید با تن فروشان و آنهایی که به قصد ترویج بدحجابی، بی حجابی یا نوع خاصی از پوشش نامناسب، احتمالا به صورت سازماندهی شده و با دریافت مزد فعالیت می کنند برخورد کند. (بر فرض که چنین اشخاصی وجود داشته باشند. ضمنا این مولفه احتیاج به توضیح بیشتری دارد که امیدوارم فرصت و حوصله تبیین آن فراهم شود.)

۴- حجاب، مهم است اما در اولویت بندی و اهم و مهم کردن احکام اسلامی، حجاب، به ترتیب بعد از:

الف۱)ظلم ستیزی و طاغوت ستیزی

الف۲)اجرای عدالت اجتماعی و اقتصادی و مبارزه با مفاسد اقتصادی و رباخواری و

ب)حفظ نظام اسلامی

قرار می گیرد. به بیان دیگر، اصل، طاغوت ستیزی و عدالت اجتماعی و در مرحله بعد از آن، حفظ نظامی است که آرمان و جهتگیری اش به سمت این دو هدف است و تازه بعد از اینها است که حجاب اولویت پیدا می کند. (در توضیح این اولویت بندی، فعلا و صرفا به نظر مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبایی، اشاره می کنم که بزرگترین مبارزه قرآن کریم را با دو گناه «پذیرش ولایت طواغیت» و «رباخواری» بیان می کنند. گرچه آیات و روایاتی که این اولویت بندی را تایید می کنند بسیار فراوانند.)

۵- رحمانیت (مهرورزی) و نه دشمنی و خصومت و تکفیر و تفسیق، باید ذات هرگونه فعالیتی در مبارزه با بی حجابی باشد. (به این معنی که بی حجاب را فردی قابل ترحم و نه دشمن ببینیم. از روی اینکه دلمان برای او می سوزد و خواهان سعادت او و جامعه هستیم، به سمت نهی او از منکری که مرتکب می شود برویم نه از روی نفرت از او)

توجه به مجموعه سخنان دکتر محمود احمدی نژاد در موضوعات حجاب و جوانان در شش سال اخیر نشان می دهد الگویی که او در برخورد با معضل بدحجابی در ذهن دارد کم و بیش همین الگوی پنج مولفه ای است و به همین دلیل او را قابل تحسین می دانم. به نظر من، مولفه های این الگو، مولفه هایی فراگیرند و نمی توان دلیلی مبنی بر اینکه این مولفه ها، مولفه هایی محدود به یک کشور خاص باشند اقامه کرد. تنها شدت اجرای آنها در هر کشوری با توجه به شرایط آن کشور می تواند متفاوت باشد. مهم این است که توجه به این پنج مولفه و روحیه ای که این مولفه ها را مهم می داند وجود داشته باشد، آن وقت در هر کشوری، با توجه به اقتضائات آن کشور ممکن است شدت و شکل توجه به این پنج مولفه متفاوت باشد. ضمن توجه به تقاوتهای زیادی که شرایط جامعه ایران با شرایط جامعه لبنان دارد بر این نظرم که حزب الله لبنان و سید حسن نصرالله، در عمل دارند این الگوی پنج مولفه ای را با توجه به شرایط فرهنگی و تاریخی لبنان رعایت می کنند. عجیب اینجاست که این سلوکِ حزب الله لبنان، از سوی اشخاص و جریانهایی در ایران، «تدبیر»، «واقع بینی»، «موقعیت شناسی» و «هوشمندی» حزب الله لبنان و رهبر آن قلمداد می شود، اما به زبان آرودن همین مولفه ها در ایران و تلاش برای پیاده سازی آنها مطابق با شرایطِ  ایران، از سوی همان اشخاص و جریانها، «لیبرالیسم»، «اباحه گری»، «انحراف» و «ترویج بی بند و باری» نام می گیرد و با تکفیر و تفسیق مواجه می شود.

به همین بهانه مناسب دیدم مطلبی را که به تازگی در مورد سلوک فرهنگی و اجتماعی حزب الله لبنان مطالعه کردم در اینجا باز نشر کنم.

ناشنیده های جالب توجهی از سلوک اجتماعی حزب الله لبنان

دکتر مسعود اسداللهی، استاد دانشگاه، نویسنده و کارشناس مسائل خاورمیانه است و تخصص و علایق پژوهشی و تحقیقاتی اش بر کشور لبنان متمرکز است. او سالها است که مسئولیت یک مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی را در کشور لبنان بر عهده دارد. دکتر اسداللهی سال گذشته در «پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات» در تهران، به ایراد یک سخنرانی با موضوع «مولفه های فرهنگ مقاومت در لبنان» پرداخته است که متن پیاده شده آن در کتابی به همین نام منتشر شده است. در ادامه فرازهایی از این کتاب را می خوانیم:

«سیدحسن نصرالله در چند دیدار با هیات های ایرانی از از این اظهار نارضایتی کرده است که بعضی گروه ها در ایران با اسم حزب الله و پرچم هایی شبیه پرچم حزب الله لبنان وجود دارند که باعث درک غلط حزب الله لبنان در جامعه ایران شده است… این امر (تشابه اسمی) مشکل مطالعه در مورد حزب الله لبنان را در ایران دو چندان می کند.» (ص۱۴)

«حزب الله لبنان بر خلاف تصوری که شاید خیلی ها در ایران داشته باشند، اهل تسامح و تساهل بسیاری در امور اجتماعی است. این چهره حزب الله در ایران شناخته شده نیست. همه از حزب الله یک گروه اصولگرای افراطی بنیادگرا که برای مثال حجاب را تحمیل می کند، در ذهنشان است ولی بعد که می آیند به لبنان تعجب می کنند! در لبنان منطقه ای به نام ضاحیه وجود دارد که منطقه نفوذ گسترده حزب الله لبنان است و وقتی برخی به این منطقه می آیند و می بینند که اصلا خانم ها آنجا بی حجاب هستند، می گویند ما فکر می کردیم حزب الله به لبنان حاکم است اما حالا می بینیم در ضاحیه هم حکومت ندارد. چرا؟ چون تصورشان این است که حزب الله این امور را تحمیل و اجبار می کند، در حالی که حزب الله چنین عملکردی ندارد. خود رفتار سیاسی و اجتماعی حزب الله بحثی جداست. یک جمله از شهید عماد مغنیه می گویم، درباره همین خانم های بی حجاب در لبنان می گفت شما فکر نکنید این ها بی دین هستند، بلکه بیشترشان طرفدار حزب الله اند. در این جا در حالی که جنبشی که هم وجود دارد (جنبش امل)، جنبشی لائیک است، نه کاری به حجاب دارد نه با دین و نماز و روزه مردم کار دارد؛ اما بیشتر این خانم های بی حجاب، طرفدار حزب الله هستند. در انتخابات به ما رای می دهند نه به جنبش امل. اهل نماز و روزه اند و جالب اینجا است که می گفت بعضی نماز شب می خوانند! … عماد مغنیه که آمریکایی ها از او یک چهره تروریست ساختند یک چنین کسی بوده و اهل اینقدر تسامح و تساهل بوده است. این مواضع خیلی به ترویج فرهنگ مقاومت کمک کرده است…

خاطره ای از یکی از دوستانم می گویم، یکی از بزرگان ایران که هم اکنون نیز پست مهمی در ایران دارد، می گفت: یک بار قبل از جنگ سی و سه روزه ما به دیدار سیدحسن نصرالله رفته بودیم، به ساختمانی رفتیم که سیدحسن نصرالله در آن اقامت داشت، منتظر آسانسور بودیم، دیدیم خانمی از ساکنان همان ساختمان آمد؛ یک واحد آن ساختمان مسکونی دفتر سیدحسن بود، این خانم به قدری بی حجاب و بد لباس بود که ما شرم کردیم و وقتی آسانسور آمد گفتیم اول خانم برود. وقتی نزد سیدحسن نصرالله رفتیم ابتدا به ایشان گله کردیم که آقای سید برای شما خوب نیست در ساختمانی باشید که چنین ساکنینی دارد یا این خانم را رد کنید برود به یک ساختمان دیگر یا خود شما بروید در یک ساختمان دیگر که همه حزب اللهی و با حجاب باشند. سیدحسن خندید و گفت می دانید عامل زنده ماندن ما همینها هستند. گفتیم معنی این حرف چیست؟ گفت اگر ما در ساختمانی باشیم که همه حزب اللهی باشند اسرائیل در یک لحظه درنگ نمی کند که آن ساختمان را بزند. وقتی اسرائیل می بیند در این ساختمان افرادی غیر از حزب الله هستند از لحاظ سیاسی قادر نیست ما را بزند…

یک مثال دیگری بزنم، خانمی بود در جنگ سی و سه روزه که در ایران هم خیلی معروف شد. خانم شیعه بی حجابی بود که با او در اوج جنگ سی و سه روزه مصاحبه کردند، او گفت من از سید می خواهم عبایی را که در آن نماز می خواند به من هدیه بدهد. خیلی سر و صدا کرد. با همین خانم یک تلویزیون با او مصاحبه کرد و از او پرسیدند اگر یک روز حزب الله به لبنان حاکم شود و حجاب را اجباری کند، واکنش شما چیست؟ زنی که این قدر شیفته سید بود، گفت لبنان را ترک می کنم.

حزب الله این را می داند، فرهنگ لبنان این است. یعنی اگر شما بخواهید بروید به سمتی که به قول عربها متشدد در احکام باشید، زمینه مقاومت از بین می رود. مردم با مقاومت مقابله می کنند اول از همه شیعیان بعد هم مسیحیان.» (صفحات ۴۳ تا ۴۵)

«با اینکه در لبنان جنگ زیاد بوده و گروه ها خیلی با هم جنگیده اند، اما در همه این جنگ ها شما رهبری را نمی بینید، چه در گروههای مسلمان، چه مسیحی، چه کمونیست ها و چه لائیک ها، که فرزندش از رزمندگان بوده و از کسانی باشد که در این راه کشته شده باشد. تنها فرد سیدحسن نصرالله است… به همین دلیل وقتی پسر سیدحسن نصرالله شهید شد اتفاق عجیبی در لبنان افتاد، همه شخصیت های لبنانی بدون استثنا از گروههای مخالف و موافق آمدند به سیدحسن تسلیت گفتند و در مراسم ختم پسرش شرکت کردند. حتی افرادی که هیچ کس باورش نمی شد؛ چهره هایی که به شدت مخالف بودند حتی هنرپیشه ها و خواننده های بسیار فاسد لبنانی!» (ص۴۱)

لینکهای مرتبط از همین وبلاگ:

یک رئیس جمهور، رئیس جمهور همه مردم کشورش است

رنگ چادر، عرفی است

رسم مردمداری

انصافا مستحق عنوان «جریان تکفیری» هستید

30 دیدگاه در “ناشنیده های جالب توجهی از سلوک اجتماعی حزب الله لبنان

  1. درباره ی ایران از نسخه ی حجاب اختیاری دفاع می کنید؟
    کاری به میزان مقاومت ها نداریم که کم باشه یا زیاد.
    ———
    سلام. بله. معتقدم اجباری کردن حجاب در اوایل انقلاب سیاستی اشتباه بوده و تاثیر معکوس هم گذاشته است. اما در اینکه آیا در حال حاضر به صلاح هست که حجاب اختیاری اعلام شود یا نه نمی توانم نظری بدهم. شاید بشود گفت اختیاری شدن حجاب در حال حاضر، در کوتاه مدت آسیب فراوان و در بلند مدت برکت دارد. شاید.

  2. سلام

    یادش به خیر اون روزها که احمدی‌نژاد اولین بار در مورد خودش و رهبری از رابطه پدر و پسری گفته بود رگ گردن خیلی‌ها باد کرد که رابطه ولی‌فقیه با شیعیان در عصر غیبت رابطه امام و ماموم باید باشه یعنی چی که رییس‌جمهور میگه رابطه ما پدر و پسری است. کلی جنجال به پا شد این مساله مهمترین مقوله برای نقد ولایت پذیری احمدی‌نژاد شده بود ولی گذشت …

    بعد مسائل ایام خانه‌نشینی بوجود اومد کلی از رسانه‌ها خوشحال و ذوق‌زده مشغول تسویه حساب بودن برخی‌ها داشتن توبه‌نامه‌هاشون رو آماده میکردن بعضی‌ها تو اون موج راه افتاده داشتن دست و پا میزدن بعضی‌ها ساکت نشسته بودن و این دعواها رو نگاه میکردن انگار که مهمترین وظیفه‌شون هم ظاهرا سکوت بود. سیدناالقائد بارها از وضعیت رسانه‌ها با صراحت گلایه کرد و گفت نباید اینجور باشه این تحلیل‌های آبکی چه فایده‌ای داره “عرض من به عناصر داخلى، به مردم دلسوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟” ولی ظاهرا به هیچکس برنخورد و حرفها هیچ مخاطبی هم نداشت.

    بعد در مورد فضای افکار عمومی خارجی و سوءاستفاده‌هایی که از این دعواهای خاله زنکی خودساخته برخی سایتها شده بود گفتند: “شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه‌اى که آنچنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود – سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها – چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیلها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرفهاى سست و بى‌پایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشسته‌اند که یک بهانه‌اى پیدا کنند، هر جور میتوانند، حمله کنند.”

    بعد به دلیل اطلاع از فضای کلی رسانه‌های خارجی همه چیز رو برای روشن شدن و بهتر فهمیدن اونها در چارچوب قانون تفسیر کردند: “بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیمهاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیتها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آنجائى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت میشود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر اینجورى بود؛ انسان احساس میکند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار میگیرد، تفویت میشود؛ خب، انسان وارد میشود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونى، تریبون‌دارهاى بین‌المللى، بوقهاى تبلیغاتى، از همین مسئله استفاده میکنند براى اینکه فضاى تبلیغاتى را شلوغ کنند.”

    بعد وقتی من چند روز پیش مصاحبه احمدی‌نژاد با واشنگتن پست رو خوندم که اونقدر هنرمندانه، هم از سوال مصاحبه‌گر برای سوءاستفاده در مورد ایام خانه‌نشینی فرار کرده بود و هم همین حرفها رو برای فهمیدنشون در رابطه با قانونی بودن دخالت رهبری گفته بود و ایندفعه کلی تیتر روزنامه و سایت خبری و مطلب وبلاگ و یک سری از رگ گردنهای باد کرده که چرا احمدی‌نژاد رابطه پدر و پسری رو به یه رابطه قانونی تنزل داده، دیگه نفهمیدم واقعا چی باید نوشت؟

    یا علی مددی

  3. هوالحق
    سلام
    یک‌نکته‌ی تأثیرگذار را در تحلیلتان وارد نکرده اید.
    ایران یک‌نظام اسلامی در کشور با اکثریّت نزدیک به اتفاق مسلمان و شیعه است و لبنان نظامی سکولار با اقلیّت فقیر و کم‌درآمد شیعه.
    در نظام اسلامی اگر کسی را پیدا کردید در ماشین دزدی در حال زنا، باید ماشین را بگیرید و زنا را گذارش کنید ولی مطابق نوشته‌ی(بند۴) شما مأمور باید ماشین را بگیرد و اگر فرار کردند کاری به‌شان نداشته باشد.
    خودتان هم متوجّه شده اید که نکته چهار اولویّت را نشان می‌دهد نه چشم بستن بر روی مسائل را و عمل دولت با بند نوشته شده کاملاً در تناقض آشکار است.
    من مخالف دولت نیستم ولی تفاوتی در سیاست فرهنگی احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور ایران با سیاست فرهنگی خاتمی و دیگران نمی‌بینم بلکه گاهاً غلط‌تر است.
    یاحق
    —————
    سلام
    اتفاقا به تفاوت شرایط ایران و لبنان اشاره کرده ام و توجه داشته ام. مهم این است که توجه به آن ۵ مولفه و روحیه ای که آن ۵ مولفه را مهم می بیند وجود داشته باشد. آن وقت اعمال آن پنج مولفه در شرایط ایران یک شکل خواهد داشت و در شرایط لبنان شکلی دیگر.

  4. بنام خدا. سلام. اگه رویکرد دولت آقای احمدی نژاد هم تو مقوله حجاب مثل رویکرد نگارنده محترم این پست باشه، یکی مثل “علی مطهری” حق داره این دولت رو به “لیبرالیسم فرهنگی” محکوم کنه!
    اما ایراداتی که بنظر حقیر به این پست وارده:
    ۱٫ اونچه که نگارنده محترم بزعم خودشون بعنوان الگوی حجاب ارائه فرموده اند، بیشتر شبیه الگوی مقابله با بی حجابیه تا الگوی حجاب. چون اصلیترین مؤلفه تشکیل دهنده یک الگوی حجاب، کیفیت و حدود پوشش و حجابه که مورد غفلت نگارنده واقع شده. (تذکر: ما تو فقهمون “بدحجابی” نداریم، یا حجابه یا بی حجابی.)
    ۲٫ فلسفه اصلی حجاب، دو چیزه: آ) حفظ منزلت و شخصیت و جایگاه رفیع زن ب) به حداقل رسوندن تحریکات و تهییجات جنسی در جامعه که این خودش منشأ بسیاری از گناهها و ناهنجاریها بوده و ارکان خانواده و جامعه رو متزلزل میکنه. لذا اونچه که باعث ناهنجار بودن و “مفسد بودن” پدیده بی حجابی میشه، نفس این پدیده ضد ارزشی هستش نه هدف و انگیزه از اون. پس هیچ دلیل عقلی یا شرعی وجود نداره که مقابله انتظامی با بی حجابی رو محدود کنه به موارد سازمان دهی شده و یا مواردی که فرد بی حجاب قصد تن فروشی یا ترویج بی حجابی رو داره. البته هیچ شکی نیست که تو موارد بالا باید برخوردها از شدت و حدت هم برخوردار باشه. (ادامه دارد)

  5. (ادامه کامنت قبلی)/ ۳٫ مبارزه فرهنگی با ناهنجاریهای دینی-اجتماعی محدود به پدیده بی حجابی نبوده و همه ناهنجاریها رو شامل میشه. ولی فعالیت فرهنگی هیچ منافاتی با فعالیت انتظامی و قهریٌه ای نداره. مضافاً اینکه کارنامه دولت آقای احمدی نژاد تو مقوله فرهنگ بشدت ناامید کننده بوده. بهترین شاهدش هم عملکرد بسیار ضعیف نهادهای تربیتی و فرهنگساز دولت مثل آموزش و پرورش، دانشگاه و سینما و تئاتره، مخصوصاً این دو مورد اخیر که بیشتر از اینکه فرهنگساز باشن ضد فرهنگسازن.
    ۴٫ حیرت آورترین بخش این پست، متهم کردن حزب الله لبنان به تساهل و تسامح و اباحه گریه! چیزیکه با یه کم دقت تو وضعیت پوشش خانمهای حزب الله بشدت نقض میشه. این نحوه مواجهه ای هم که حزب الله با خانمهای بی حجاب لبنان داره و نگارنده محترم از اون برداشت تساهل و تسامح فرمودن، برخوردی هستش متناسب با شرائط حاکم بر لبنان و محدودیتهایی که خود حزب الله داره. از حزب اللهی که حاکمیت کشور لبنان رو در اختیار نداره نمیشه انتظار داشت که تمام احکام و حدود شرعیه رو اونطور که میخواد تو کشورش پیاده کنه. از این گذشته، حزب الله برای اینکه جای پای خودش رو تو لبنان محکمتر کنه و بهدف نهائیش یعنی بدست آوردن حاکمیت لبنان برسه باید تعاملش با مردم لبنان بنحوی باشه که نظر اقشار و گروههای مسیحی و غیر مسلمون رو هم جلب کنه تا از پشتوانه مرمی بالائی برخوردار بشه.
    حال اگه نگارنده محترم منظورشون این بوده که نظام جمهوری اسلامی ایران هم همون مدل حزب الله رو تو مواجهه با پدیده بی حجابی پیاده کنه، باید بگم که به ترکستان تشریف بردن. والسلام “یا علی”
    ———
    سلام
    مطلب رو خیلی بی دقت خوانده اید.

    • سلام آقا حامد. بنده پست شما رو با دقت مطالعه کردم و برداشت و نظرم هم همین بود که خدمتتون ارائه کردم. ای کاش حداقل یه مورد از سوء برداشتها و اشتباهات بنده رو ذکر میفرمودین تا پی به اشتباه خودم می بردم. ولی بدونین این نحوه پاسخگوئی به کامنتها صحیح نیست. اگه وقت کافی برای پاسخگوئی دقیق به کامنتها ندارین، پاسخ ندین بهتره از این پاسخی. اما با این حال باز بنده مشتاقم که اشتباهات احتمالی ام را گوشزد بفرمائید.
      “یا علی”

  6. سلام.خاکریزجدیدتو خوب موقعی رونمایی کردی همسنگر.هفته گرامیداشت ۸سال دفاع مقدسه همسنگر………..یادش بخیرباد.هرچند که یه شیعه هرلحطه در حال جهاد

  7. ببینید شما هم مطلب مرا دوباره بخونید وهم مطلب خودتون را واونوقت به سخنم میرسید بنده مطلب شما را با دقت خوندم وتعجب کردم که چرا شما الگوی ما را دارید لبنانی معرفی میکنید که اونها تازه ازما تبعیت میکنند وتا حدودی به بی حجابی اونها با دیده تساهل نگاه میکنید
    وفکر کنم این نوشتار منهم فایده ای ندارد چون شما اونقدر به این مولفه هاتون اعتقاد واعتماد دارید که فکر میکنید یک منشور جدید نوشته اید
    درحالیکه ما به منشور امام خمینی ره اعتماد داریم وایشان علاوه برمرجع تقلید شیعیان بنانگذار این انقلاب بوده اند واین موضوع مهم است وایشان موسس جمهوری اسلامی ایران بوده اند
    نه لبنانی که هیچ نوع حکومتی ندارد وهنوز با اقلیتهای دینی باید کار کنند
    کجا دارید میروید شما؟ تازه نقطه سر خط؟ این شرایطی که شما میگوئید شرایط نهضت آزادی در دهه ۴۰ می باشد نه انقلاب ۵۷

  8. سلام علیکم! با تسلیت امام جعفر صادق(ع)
    خوب از دست بلاگفا و فیلترینگ قسر در رفتی ها!
    برخی چیزها باور کردنی نیست.
    امام موسی صدر با همین روشها، لبنانی که تا ۴۰ سال پیش حجاب در آن وجود نداشت را متحول کرد و به اینجا رساند. اما وهابی های شیعه در کشورمان با تکفیر و… وضعیت را از اول انقلاب به اینجا رسانده اند… .
    بعد می گویند تقصیر دولت ۶ساله است!!!!

    به روزم با نقدی بر مواضع آیت الله مصباح؛
    که مستند به گفته های خودشان است.
    فی امان الله

  9. یک جا را اشتباه کرده اید. حجاب باید اجباری باشد و برخورد هم باید باشد. و دستور خود امام خمینی بود.
    اما اینکه کسی بگوید اثر یک قانون معکوس بود پس حذفش کنیم مثل این می می ماند که بگوییم حالا که موتور سوار ها کلاه کاسکت سرشان نمی گذارند پس ما هم قانونش را حذف کنیم!
    خیر. شمل دقت کنید در همین مدت چطور صدا و سیما و کارتونهایش و طرح همیار پلیس و… چقدر به همین اجبار قانونی کمک کرد؟ الان کمر بند ایمنی و کلاه دارند جا می افتند. همین رویکرد برای حجاب هم ضروری است. کاری که در این سی سال هرگز انجام ندادیم و حجاب را به یک مفهوم زوری تبدیل کردیم.
    در عین حال با متخلفین حرفه ای و جدی با شدت باید برخورد کرد.

      • برادر عزیز
        نظر دادن مساوی کاشتن بذر اندیشه در ذهن شنوندگان و خوانندگان است لذا به عنوان یک مسلمان باید دقت کنیم چه فکری را داریم در ذهن مخاطب خود می نشانیم. صرف ارائه همین جمله از سوی حضرتعالی باعث می شود که یک ضد انقلاب لامذهب بگوید ” ها ببینید خود حزب اللهی ها هم فهمیدند امام خمینی افراطی بوده است!”
        پس باید در نظر دادن هم دقت کنیم.
        ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسوولا
        موفق باشید

  10. بالاخره تو ایرانی یا لبنانی یاکجایی هستی؟ همه اش که از لبنان مینویسی
    شاید هم لبنانی هستی که کشته ومرده اونایی
    آخه چطور میشه این حرفهای تو؟ بی حجابی ودینی؟

    • همه اش از لبنان نوشتم؟ به جز این یادداشت، چند یادداشت از ۶۰۰ مطلب این وبلاگ در مورد لبنان است؟

  11. سلام. ااااااااه!!! خدا بگم این ورد پرس تونو چی کار نکنه!!!! دوساعت نظر نوشتم، پروند!!!
    گفته بودم: با اینکه از سایتای اینجوری خوشم نمیاد چون اون آرامش و گرمی و دلچسبی وبلاگ ها رو نداره ولی خب چاره چیه؟! بعضی وقتا مجبور میشه آدم…
    .
    مطلبتون خیلی جالب بود… همیشه حسرت لبنانی ها رو می خوردم. چون مث سفر دکتر به لبنان، یک خانم با حجاب بد در کنار یک خانم سر تا پا چادر ، باهم یک چیز رو فریا می زدن و یک هدف داشتن… من خودم یک بدحجاب انقلابی و آزاده رو به یک محجبه ضدانقلاب ترجیح میدم. البته خیلی خوبه ظاهرها هم درست و یکی بشه، ولی به نظرم یواش یواش و با تبلیغ و مهربانی… نه به زور که چیزی جز نفرت و فاصله گرفتن آرمان ها و قلب ها و ایجاد شکاف رو در پی نداره… :(

  12. با سلام
    هر چند که خانه ی جدید برایمان غریبه است و همان آرمانشهر بیشتر میچسبید اما مبارک باشد.
    ۱)همه ی بندهایت را قبول داشتم به جز بند ۴٫در نظام اسلامی و همچنین سازماندهی مدرن اساسا مولفه ها و معیارهای پیشرفت به صورت متوازن و همگون پیش میروند.مگر اینکه مسائل پله ای باشند.پیشرفت اگر متوازن نباشد مثل بادکنکی میماند که متوازن باد نشده باشد.جایی از آن بیرون زده و جایی اصلا باد نشده است.
    بله تا دنیا دنیاست حفظ نظام و مبارزه با طاغوت از اوجب واجبات است.اما این بدین معناست که باید از بقیه ی امور غافل شد.میتوان به بهانه ی تخلفات راهنمایی رانندگی از اراذل و اوباش غافل شد و یا بالعکس.هر کدام جایگاه خود را دارند و باید متناسب با یکدیگر و هم عرض هم پیش روند تا انسان در راستای تکامل باشد.
    ۳) نقل از یکی!!از مسئولین از محل سکونت سید حسن نصرالله از لحاظ منبع و راوی که مجهول و غیر قابل استناد است که هیچ به لحاظ عقلی و منطقی هم خیلی صحیح به نظر نمیرسد.

  13. سلام
    سنگر نو مبارک!
    ان شاء الله که این مکان هم چون مکان قبلی شما، تریبونی باشد برای بیان آلام و دردهای همه پابرهنگان و مستضعفان و عدالتخواهان و آزادی خواهان…

    اللهم عجل لولیک الفرج (الهی آمین)

  14. سلام
    خدا خیرت بده
    این روزها هم گرفتارم هم کمی ناخوش
    البته سعی می کنم مطالبتو بخونم
    هرچند اگه نرسم نظری بذارم

    موفق باشی
    دعامون کن

  15. سلام
    وب جدید مبارک
    ان شاء الله اولین مقاله ظهور حضرت رو قلم بزنید
    دورادور همیشه مطالب خوبتون رو دنبال میکردم
    عالی مینویسید ؛ عالی
    به بصیرت شما و امثال شماها افتخار میکنم و به خودم میبالم
    موفق باشید

  16. بنام خدا. سلام. اینکه نگارنده محترم این وبلاگ معقد هستن اجباری کردن حجاب در اول انقلاب تصمیم غلطی بود و همین باعث بدتر شدن وضعیت حجاب تو ایران شد، ناشی از مقایسه غلطی هستش که بین جوٌ اعتقادی و فرهنگی ایران اول انقلاب با ایران دهه ۹۰ میکنن. تو سالهای اول انقلاب، ناهنجار بودن و ضد ارزش بودن پدیده بی حجابی امری کاملاً جا افتاده برای عامه مردم بود. به همین خاطر هم بود که خانمهای بی حجاب تو اقلیت محض قرار داشتن. نظام هم از این بستر فکری آماده مردم بدرستی استفاده کرد و بی حجابی رو هم مثل خیلی از ناهنجارهای دیگه دینی، خلاف قانون اعلام کرد.
    اما اینکه چرا با گذشت ۳۰ سال از عمر انقلاب اسلامی وضعیت حجاب تو مملکت ما به این نقطه تاریک رسیده، باید علتش رو تو بدکاریها و کم کاریهای نهادهای فرهنگساز کشور مثل آموزش و پرورش، صدا و سیما، سینما و تئاتر جستجو کرد نه تو اجباری کردن حجاب. اینها نتونستن اون بستر اعتقادی و فرهنگی اوائل انقلاب رو تقویت و یا حداقل حفظ کنن. یادمون هم باشه که ما تو این سی سال، دولتی مثل دولت اصلاحات رو داشتیم که نتنها برای اشاعه فرهنگ حجاب هیچ فعالیت مؤثری نداشت بلکه بالعکس به پدیده بی حجابی دامن هم زد. دولت احمدی نژاد هم که خوب…!
    شهادت رئیس مذهب تشیع، امام جعفر صادق(علیه السلام) رو تسلیت عرض میکنم.
    “یا علی”

  17. سلام
    وب جدیدتان مبارک باشد. ان شائ الله مثل قبلی بسیار پربیننده باشد. و هر روز هم پر بیننده تر شود. چرا قسمت کتاب ها و فیلم هایی که می بینید را حذف کردید؟ ما از روی شما تقلب می کردیم بعضی هاشو می خوندیم و میدیدیم.

    • سلام
      ممنون. قسمتهای مورد اشاره شما، هنوز هستند، منتها دوستی که زحمت اثاث کشی وبلاگ را کشیدند، لینک آنها را در بالای صفحه قرار داده اند.، نه در کنار صفحه.

  18. بازپینگ: تقدیم به سئوال نهم نمایندگان مجلس از رئیس جمهوری | آرمانشهر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<