یک خوبی دو سه سالی که گذشت

این دو سه سال حداقل یک خوبی داشت. اینکه دوستان خیلی خوبی پیدا کردم.  دوستانی که نشان دادند ذهنشان می تواند بر پروپاگاندا غلبه کند. نشان دادند تحمل آبرو دادن و انگ خوردن و مسخره شدن و تنها شدن و دادگاه رفتن و سیاه شدن پرونده گزینشی و قمار روی آینده شان را به خاطر آرمانهایشان دارند. امیدوارم این دوستیها قوی تر از قبل شوند، پایدار بمانند و منشا خیر و برکتهای بزرگ در آینده شوند. البته خیلی متاسفم که در شرایطی هستم که نمی توانم حق دوستی را با این دوستان به جا بیاورم. تقریبا همیشه این تاسف با من همراه بوده است.

لینک روزانه:
دکتر اسماعیل حسین زاده، استاد اقتصاد: بدون فراوانی نقدینگی، شرایط اقتصادی ایران بدتر بود
دکتر داوری بعد از عمل جراحی از بیمارستان مرخص شد
نقدینگی و تورم، موضوع جلسه ۲ مهر حلقه مطالعاتی توحید و عدالت

 

29 دیدگاه در “یک خوبی دو سه سالی که گذشت

  1. یک خوبی دیگر هم داشت این دو سه سال.
    آن هم عیان شدن چهره ی واقعی تزویر و نیرنگ بود.
    آن کسانی که به دروغ و با نیرنگ، می خواستند خودشان را حامی اصلی جریان آرمان گرایی و عدالت خواهی بنامند، در برابر اجرای عدالت در مورد نور چشمی ها یشان کم آوردند و اجرای عدالت در مورد آن ها را {…} دانستند.

    «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.»

  2. به پستهای سایتت که نگاه می کنم می بینم هر روز داره آب میره :wink:
    البته منهم اینجوری شدم که برای خودم بخاطر بی حوصله گی هست
    امیدوارم شما اینجوری نباشید چون قلم توانایی دارید
    ولی در کل دوست ندارم جذابیت سایت شما در بحثهای در جریان در کامنتهای شما باشه
    کمی بر مطالب و نوشته تمرکز داشته و از حالت احساسی و درد دل گونه بیرون بیایید
    توکلت علی الله
    یاعلی
    (این کامنت را تایید نکنید برای خودتان نوشتم) :D

  3. سلام، البته بعضی دوستان دیگه هم داری که شاید در همه امور همراه و همفکرت نبودند ولی دوستت دارند و همیشه می‌بینندت @};-

  4. فکر می کنم تاریخ سیاسی جمهوری ایران هیچ زمانی به اندازه ی این روزها سکوت و رخوت را تجربه نکرده است. ظاهرا” این هم از ویژگی های عصر پسا احمدی نژادی است. همه و همه به نوعی در قدرت شریک شده اند و آرامش مطلق بر فضا حکم فرما شده است.

    باور نمی کردم اظهارات رییس جمهور محترم در خصوص احتمال دیدار با اوباما در سازمان ملل و اقدامات جنبی برای تحبیب قلوب غربی بدون واکنش داخلی بماند. چطور می شود ناگهان همه نامه نگاری ها را تایید می کنند؛ فیتیله ی جنگ سوریه ناگهان پایین می آید. سازمان منافقین منهدم می شود و . . . و همه سکوت پیشه کرده اند!

    هر کسی هر کاری می خواهد می کند؛ هر چه می خواهد می گوید هیچ کسی هم نقدی ندارد! ظاهرا” تازگی مقرر شده که هیچ خط قرمزی هم وجود ندارد! خیلی نرم نامه می دهند و نامه می گیرند. طبیعی است که عزل و نصب ها حق طبیعی لحاظ شود حتی در محیط های علمی! ولی سکوت در برابر نرمش های سیاسی برای دشمنی که هنوز بی محبا رجز می خواهد تحیربرانگیز است!

    دوران اخیر آزمون سختی برای نخبگان {یا همان خواص} ایران است. به زودی سوالی دست از سرشان بر نخواهد داشت؛ چطور زمانی هیچ کار خوبی نمی شد و جیغ چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب دایم به هوا بلند بود و اینک هیچ خبط و خطایی نیست و شهر در امن و امان است؟!!

    زود ارضا شدید حضرات! سکوت همگانی تان یک مفهوم بیشتر ندارد. جنابان تان یا درون قدرت هستید و مداح و همراه؛ و یا اگر احیانا” دور از جان شریف تان بیرون از حلقه ماندید نیست جز سیاهی رنگ!

    • یاد جمله ای از آقا زاده در فایل صوتی افتادم که قبل از الو گفتن! به نیک آهنگ میگفت خوب فحش میدی خوب! بیشتر فحش بده به ما.
      تا قبل از ۸۴دعواها از همین جنس بود.
      بعد از ۹۲ اگر باشه هم از همین جنس خواهد بود.
      فعلا که وسط دو نیمه هستن. شاید هم رفتن هتل با هم شام بخورن بعدا در بازی برگشت دوباره کری خوندن شروع خواهد شد.
      فقط یه ۸ سالی طول کشید که تماشاگراها بفهمن که این دوتا تیم اونا رو سر کار گذاشتن.

    • سؤال جدیدی رخ نموده است:
      اساساً، وقتی با نبود جریان عدالت‌خواه، کارها بهتر پیش می‌رود، همه‌چیز هم رو به بهبودی است، مگر دل‌مان درد می‌کند بی‌خود هو و جنجال درست کنیم؟!
      اصلاً فکر نمی‌کنید اوضاع مملکت این‌طوری بهتر می‌چرخد؟
      بهتر نیست ما هم برویم به زندگی‌مان بچسبیم؟

      :|

  5. سلام
    دوستان کسی یک مطلب خوب درباره ی خداحافظی با احمدی نژاد سراغ داره؟
    اگر سراغ دارید لطفا همین جا معرفی کنید. برای چاپ در یک نشریه می خواهیم.

  6. سلام آقا حامد لطفا نظر من ذیل این پست را که ذیل پست قبلی هم گذاشته بودم تایید کنید تا بچه ها ببینند.
    ممنون
    “سلام
    دوستان کسی یک مطلب خوب درباره ی خداحافظی با احمدی نژاد سراغ داره؟
    اگر سراغ دارید لطفا همین جا معرفی کنید. برای چاپ در یک نشریه می خواهیم.”

  7. برای ما هم همینطور حامد گرامی . این ۵ سال وبلاگ نویسی برای من از با ارزش ترین سال های عمرم بوده و دوستانی که پیدا کرده ام از ارزشمند ترین دوستان زندگی ام .

    و البته به قول یکی از دوستان کامنت گذار ، ارزش های دیگری هم بود … مرد عدالتخواهی آمد که در سایه دشمنی ها با او ، همه چیز شفاف شد … @};-

  8. با سلام

    من از همه آنهائی که “نشان دادند تحمل آبرو دادن و انگ خوردن و مسخره شدن و تنها شدن و دادگاه رفتن و سیاه شدن پرونده گزینشی و قمار روی آینده شان را به خاطر آرمانهایشان دارند” خیلی چیزها آموختم. این را هم بعنوان یکی از کمترین پاداشهای آن همه کوشش و تحمل رنج در راه عدالتخواهی, به دفتر عشق اضافه کنید.

  9. سلام
    یک سوال
    در گفتگوهای اخر اقای احمدی نژاد با مردم وقتی صحبت از فرهنگ شد احساس می کنم ایشان کمی مبهم حرف زد ویک جورایی از ان رد شد وحالا هم که صحبت های پشت سرهم سینما گران درباره دوران احمدی نژاد که از ان تعبیر به نابودی سینما می شود واقعا نظر اقای احمدی نژاد در این باره چه بود

    • سلام
      با ملاکهایی که همین حضرات منتقد دارند، دوره احمدی نژاد برای سینما اتفاقا دوره خوبی بوده است. منظورم ممیزی و آمار فیلمهای توقیفی و مجوز دادن به تولید و اکران فیلمها است. دست احمدی نژاد نمک نداشت و این جماعت هم عادت کرده اند که غر بزنند. به نظر می آید کم کاری و بی هنری خودشان را دارند فرافکنی می کنند. تنها دستاویز این حضرات می تواند تعطیلی خانه سینما باشد که بعید می دانم آدم اهل جستجو از مخالفت احمدی نژاد با این قضیه بی خبر باشد.

      • بر تمامی شئون این مملکت خاندان ها باندها و گروههای انحصار طلب حکومت میکنند.
        هنرمندانی که خوب ته و تویش را در می آوری متوجه میشوی غالبا با یا بی واسطه با محافل قدرت نسبتی دارند. خصوصا با چپ های حکومتی.البته حداقل وجه مشترک آنها درهمین چپ بودن به یادگار مانده از پیش انقلاب است.
        احمدی نژاد در راستای شکستن تمامی انحصارات،آمد که افتخار هنر و هنرمندی را که ظاهرا این عده برای برای خود هفت نسل بعدشان رزور کرده بودند به فرزندان جمهور مردم باز گرداند.
        غیظ و عصبانیت هنرمند آقازاده مذهبی یعنی شجریان از احمدی نژاد دلیلی مشابه با تنفر آن آقا و آقاراده سیاستمدار معزول متصل الیگارشی داشت.
        این معنی را “استاد لطفی” در همان دوران شلتاق شجریان در رسانه ها به خوبی بیان کردند.
        چه بسیا ر استعداهای ناب هنری فرزندان این مرزو بوم که در آتش تنگ نظری و بخل این طایفه نابود شد.

  10. سلام
    من از خوانندگان همیشگی مطالبتان بوده و هستم . همیشه میخواندم و به ندرت مینوشتم اما این روزها حس میکنم نوشتن برای همه ما لازمه .
    نکنه یه وقت شما هم مثل بعضی از دوستان در اینجا رو تخته کنید و ما بمانیم و بقول دوستان سکوتی جانکاه و درد آور ؟
    درسته که ما قبلاً پیش بینی کرده بودیم که دنیای سیاست بی احمدی نژاد نه مفهومی خواهد داشت و نه جذابیتی … اما نا سلامتی بعد از هشت سال دفاع طاقت فرسا و بجان خریدن تهمتها و ناسزاها و … تازه میخواهیم منتقد شویم و کارهایی را که در آن هشت سال نیمه تمام مانده اند به اتمام برسانیم .
    سکوت ما مهر تاییدی است بر اعمال و گفتار و … کسانی که در این هشت سال خون به دل جریان عدالتخواه کردند و اکنون هم چه چیزی بهتر و شیرین تر از اینکه ما نباشیم و آنچه نباید بشود، اتفاق بیافتد ! باور کنید برای آنها سکوت و نبود ما جذابتر و شیرین تر از مذاکره و دوستی با شیاطین است !!
    دوستانی هم که حرف از رفتن و سکوت و … میکنند لطفاً عهد و پیمانی را که بسته ایم فراموش نکنند ، بقول عزیز دلمان ، تازه اول عشقه …
    اجر همگی با صاحب الزمان ( عج )

  11. سلام،
    دیگه دارم خسته میشم از این وضع نه چیزی میشه گفت، نه کاری کرد
    همش حرص خوردن شده، دیگه همه چی تموم شد مگه نه؟ حرفای آیت الله خمینی، راهش ، هدفش، دیگه حرص چیو میزنیم؟ نشستیم نگاه میکنیم، منتظریم بیان بهمون تبریکم بگن ….

  12. سلام خدمت جناب حامد
    من با خیلی از دیدگاههای شما موافق نیستم ولی قبلا هم نوشتم که به نظرم آدم منصفی میایید. من مخالف ابراز نظر شما نیستم اما حالا که دولت های نهم و دهم به پایان رسیدند به نظرم کاری خیلی مهمی که از شما برمیاد اینه که در نقد دولتهای نهم و دهم به صورت مشفقانه بنویسید.
    بالاخره این هشت سال حتما از نظر شما کاستیهایی هم داشته. ظاهرا جریان منتسب به آقای احمدی نژاد هم قصد کنار رفتن از سیاست رو نداره. برای شما که طرفدار این جریان هستید چه چیزی مهمتر از توجه به رفع این کاستیها وجود داره؟
    ممکنه بگید نقد زیاد هست. بله نقد زیاد هست ولی نقدی که شما بنویسید و دوستان دیگر آقای احمدی نژاد بنویسند چند فایده داره که نقدهای دیگران نداره.
    اولا چون شما خودی هستید احتمال شنیدن و در نتیجه تاثیر اونها بیشتره. دوما باعث شکستن این تابو میشه که بعضیها نقد رو با تخریب یکی میدونن. توجه کنید که خود آقای احمدی نژاد هم از جانب برخی به انتقاد ناپذیر بودن متهمند. چه ایرادی داره که شما در عمل این تصور غلط رو اصلاح کنید؟ سوما دیدی که شما دارید با دید کسی که درون جریان شما نیست تفاوت داره. یعنی ممکنه کسی از بیرون اون چیزی رو که برای شما اولویته، مساله کوچکتری ببینه.
    باور کنید پرداختن به این کار خیلی مهمتر از مچ گیری از دولت جدیده. مطمین باشید تعداد افرادی صاحب تریبونی که منتظرند به موقعش دق دلشون رو سر این دولت خالی کنند کم نیست. اگر هم نقد دولت جدید براتون در اولویته حداقل در کنار اون هم یک مقدار یادداشت هم در جمع بندی نقاط ضعف دولتهای نهم و دهم بنویسید. اگر الان ننویسید بعد از یک مدت دوباره به یک انتخابات میرسیم و اونوقت دوباره مرزبندیها پررنگ میشه و هر طرف میخواد فقط از جناح خودش طرفداری کنه. اینه که امیدوارم از این زمان محدود استفاده خوبی بکنید که هم به درد آینده جریان مورد علاقه شما بخوره و هم به درد آینده مملکت.
    ممنون

    • با سلام

      با عرض پوزش از مدیر وبلاگ که به نظر جناب فروهر قبل از ایشان پاسخ میدهم گرچه میدانم ایشان خیلی بهتر از من میتوانند پاسخ دهند.

      جناب فروهر: لطفاُ زیرکانه زیر پای ما را نکشید. خودتان میدانید از بالا تا میانه و پائین, خیلی بیشتر از کافی از دکتر احمدی نژاد انتقاد (بخوانید تخریب) کرده اند, تهمت زده اند و توهین کرده اند و چیزی نمانده که نگفته باشند. آیا پیشنهاد شما این است ما هم چندتا از آن تهمتهای ردیلانه را برداریم و به نام انتقاد به سر دکتر بزنیم؟ بابا جبهه پایداری که این کار را کرد. واژه انحراف را از دهن رفسنجانی قاپیدند و از پشت به دکتر خنجر زدند. با عرض پوزش, شما میخواهید ما با انتقاد از دکتر به مزخرفات دشمنان ایشان صحه بگداریم.
      یاد این شعر مزخرف افتادم:

      دوست دارم که دوست عیب مرا // همچو آئینه روبرو گوید
      نه که چون شانه با هزار زبان // پشت سر رفته مو به مو گوید.

      باور کنید بارها این را از زبان دشمنان دوست نمای دکتر شنیده ام. به آن به اصطلاح شاعر (یک بابای گمنامی بنام نشانی دهلوی) که این بیتش ورد زبان خیرخواهان!!! دکتر بود و هست, باید گفت, آخه ابله, آن کسی که پشت سر تو هزارتا حرف میزند, کجایش دوست است؟ او بدتر از دشمنی است که اقلاُ ادعای دوستی و خیرخواهی ندارد. او کسی است که با ادعای خیرخواهی!!! زهرش را میریزد, مثل شریعتمداری, مثل بعضی وبلاگدارن به اصطلاح احمدی نژادی و البته بعصی به اصطلاح اصولگرایان, که با بهانه هائی چون انحراف و یازده روز خانه نشینی دکتر و …جر زدند. چون فهمیدیدند دکتر اهل باج و سهم دادن نبود و پدر خوانده هم نمیخواست.

      ضمناُ منظورم از دکتر در این متن دکتر احمدی نژاد بود نه مثلاُ دکتری که معلوم نیست در خارج درس میخواند یا وظایف مربوط به چندین شغل حساسش در داخل را انجام میداد.

      • والا من پاسخ خاصی به صحبتهای شما ندارم. فکر میکنم خوانندگان یک دور آنچیزی که من نوشته ام و شما پاسخ داده اید را بخوانند. منظور من دقیقا پرهیز از رفتار و تفکر شماست. متنی که نوشته اید دو فرض اساسی دارد:
        ۱- اینکه راجع به ضعف عملکرد کسی بنویسیم یعنی عمل کننده را در عالم واقع ضعیف کرده ایم.
        ۲- نقد عملکرد سیاسی یک مسوول را با پشت سر کسی حرف زدن یکی گرفته اید.
        از این دو هم نتیجه گرفته اید که اگر کسی آقای احمدی نژاد را نقد کند خیانت کرده و به او خنجر زده.
        من مخالفتهای عمده ای با سیاستهای آقای احمدی نژاد دارم که آنها را کتمان هم نمیکنم. به ایشان هم رای نداده ام. ولی فکر میکنم هر جریان سیاسی حتی اگر در ابتدا خالص و دارای اهداف متعالی باشد اگر با این ذهنیتی که شما ترویج میکنید به پیش برود به ناکجا آباد خواهد رفت. مهمترین عامل باروری هرجریانی این است که بتواند خودش را اصلاح کند و لازمه این امر هم خود انتقادی است. اینگونه که شما فضا را با جبهه گیری برای هر اظهار نظری تنگ میکنید به نظر من خیرخواهی نیست.

  13. سلام آره واقعا کار ما شده فقط حرص خوردن و حالت تدافعی.اگر واقعا میخواهیم به سمت بهار حرکت کنیم باید هم راهکارهای اجتماعی شدن رو هرچه سریعتر عملی کنیم و هم یک استراتژی تهاجمی داشته باشیم.دکتر و مهندس هم بهتره از حالت سکوت بیرون بیان.اگر به مخالفان رو بدن هیچ کاری نمیتونن بکنن

  14. چرا همیشه ی خدا دیدگاه های من در حال انتظاره؟
    (پست قبلی رو می گم.)

    مثل این که مظلومیّت دکتر و مهندس، به من هم سرایت کرده. :D

    • مثل اینکه شما متوجه بگیر و ببندهایی که در حق وبلاگنویسان اعمال می شود نیستید و نمی دانید که این بگیر و ببندها شامل کامنتها هم می شود.

      • مگه بگیر و ببند هم داریم؟؟؟
        ما که در این مملکت کسی رو به جرم ابراز عقیده، زندونی نمی کنیم.
        آخه می گن این جا آزادی مطلق وجود داره. :D

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<