کلید

یک نکته جالب:
کم و بیش می دانیم چهره کلیدیِ ایرانیِ دخیل در افتضاح ۱۹ ماهه مک فارلین چه کسی بوده است. اما نکته جالب این است که در یکی از سفرهای مک فارلین به ایران، وی دو هدیه برای مسئولان ایرانی به همراه داشته است: انجیلی با دستنوشته رونالد ریگان، رئیس جمهوری وقت آمریکا و دیگری کیکی که به شکل «کلید» تهیه شده بود.

یک منبع به عنوان نمونه: en.wikipedia.org/wiki/Iran%E2%80%93Contra_affair

با تشکر از کامنت گذار بزرگواری که بنده را به این نکته توجه دادند.

پی نوشت: بنده که هرچه فکر می کنم نمی توانم منطق تایید صلاحیت حسن روحانی با سوابقی که می دانیم و رد صلاحیت مشایی را بفهمم. باز اگر هر دو رد صلاحیت شده بودند یا هر دو تایید صلاحیت شده بودند، مساله اینقدر غامض نبود.

لینکهای مرتبط و روزانه:
روایت شماره جدید فارین پالیسی از گوشه ای از نقش حسن روحانی در ماجرای ۱۹ ماهه مک فارلین
ادامه جلسات حلقه مطالعاتی توحید و عدالت با حضور دکتر داوری از سه شنبه ۹ مهر
دکتر کوچکزاده: بالاخره ما تو این ۱۰ سال گذشته عقب رفتیم یا جلو؟!
وزیر امور خارجه روسیه: می‌خواهم کمی از اسرار را فاش کنم، خلع سلاح شیمیایی سوریه طرح ایران بود
اخراج دیپلماتهای آمریکایی از ونزوئلا


46 دیدگاه در “کلید

  1. اگر مشایی – زبانم لال – تایید صلاحیت می شد و خدای ناخواسته رای می آورد، فارغ از ثلمه هایی که به اس واساس اسلام وارد می شد ، آیا حاضر بود پست وزارت ارشاد«اسلامی» را تقدیم آقازاده آیت الله جنتی کند؟!!!

  2. ((بنده که هرچه فکر می کنم نمی توانم منطق تایید صلاحیت حسن روحانی با سوابقی که می دانیم و رد صلاحیت مشایی را بفهمم))
    .
    – روحانی در ۳۴ سال گذشته از مسئولین ارشد نظام بوده که دارای پستهای انتصابی و انتخابی متعددی بوده . حتی از سوی رهبری
    – مشایی از نظر مدرک تحصیلی طبق ضوابط حتی صلاحیت کاندیداتوری برای مجلس را هم نداشت چه برسد به ریاست جمهوری.
    شهرت مشایی از راه کاذب و از طریق حاشیه ها بوجود آمده بود نه بواسطه مناصب بالا .
    .
    (نه دشمن مشایی هستم و نه دوست روحانی. ولی اینها که گفتم واقعیتند)

    • ۱- سئوال دقیقا همین است که کسی که در سوابقش افتضاح مک فارلین بوده است چرا مورد اعتماد قرار گرفته است که افتضاح سعدآباد را رقم بزند و چرا بعد از این دو افتضاح، تایید صلاحیت هم شده است.
      ۲ – مدرک تحصیلی مشایی فوق لیسانس است.
      ۳- حتی اگر مدرک او فوق لیسانس هم نبوده باشد، اصلاح قانون انتخابات که بر اساس آن قرار بود مدرک کارشناسی ارشد، شرط کاندیداتوری باشد، به انتخابات سال ۱۳۹۲ نرسید.

      • مطمئنید از نظر آقایان سعدآباد افتضاح بوده؟‌! یعنی یا باید باور کنی بعضی ها اصلا قدرت ندارند که حتی نماینده خود را کنترل کنند یا اینکه خودشان هم در ماجرا دخیل هستند. یک احتمالی هم بدهید که خودشان دستورش را داده اند و بعد به نام روحانی تمامش کردند. حالا هم شبیه همان داستان تکرار شده.

      • فوق لیسانس دقیقه نود!
        درسته که هنوز مدرک ارشد برای رییس جمهور شدن لازم نیست ولی وقتی برای مجلس نیاز است شورای نگهبان می تواند نسبت به آن برای ریاست جمهوری بی تفاوت باشد ؟
        .
        در ملاکهایی هم که برای تشخیص رجل سیاسی است ، روحانی و مشایی قابل مقایسه نیستند. روحانی سالهای سال منتخب منتخبین مردم بوده ، عصاره ی عصاره ی ملت ، نایب رییس مجلس اصولگرا ، منتصب رهبری بوده ، کلیدی ترین پستهای امنیتی را در اختیار داشته. ولی مشایی حتی در همان ابتدا هم از مجلس نمی توانست یک رای اعتماد ساده بگیرد.
        حاشیه هایش به حدی بود که دیگر حتی یک مامور ساده اطلاعات هم نمی توانست باشد.
        جز شخص احمدینژاد نهاد دیگری را سراغ نداریم که حتی برای یک پست کلیدی ساده به او اعتماد کرده باشد.
        .
        توقع تایید صلاحیت کسی که جز یک پارتی مهم هیچ ویژگی برجسته دیگری نداشت توقع زیادی بود. نه؟

        • اولا ” شرف داره کسی هیچ گونه سوابقی نداشته باشد تا این سوابق مشخص و سازشکارانه که بر خلاف منافع ملی است حالا اینها با این سوابقشان تا به حال چه گلی به سرملت زده اند ؟ جز این است که فکر وذکرشان این است که به اشراف برسند و سرمایه دارها را تقویت کنند و به سرمایه جهانی متصل شوند ؟ در ثانی احمدی نژاد از این نظر مشایی را انتخاب کرد که می توانست به او اطمینان کند و میتوانست دست آوردها و تجربیات خود را در اختیار او بگذارد و مثل یک مشاور با او همراه شود مگر رئیس جمهور ونزوئلا و یا بولیوی از این سابقه های دهن پر کن دارند ؟از بطن جامعه آمدند بیرون جانشین چاوز راننده تاکسی بوده اما سگش می ارزه به صدتا از این مدرک دارها..در ضمن احمدی نژاد در زمان ریاست جمهوریش مشگلش گیر آوردن فرد درست و قابل اطمینان است اکثرا” فاسد بودند و دمشان به جایی وصل بود.

        • عصاره ملت احمدی نژاد بود و عصاره ی عصاره ملت اسفندیار رحیم مشایی … نه این آقایان زر و زور و تزویر …
          لبیک یا مظلوم @};-

    • سلام
      منطقشون در ان ربکم الاعلی میباشد والا
      أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ
      ای فرزندان آدم ، آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید زیرا دشمن آشکار شماست ?
      امریکا شیطان بزرگ ، ام الفساد ، استکبار جهانی

  3. می بینم که حامیای آقای احمدی نژاد دارن گاماس گاماس به آغوش اصولگرایی بر می گردند. چرا قبل ازانتخابات ماشین تخریبتون رو علیه قالیباف فعال کرده بودید هیچ چیز از خیانت حسن روحانی و مک فارلین و کیک و کلید و این حرفا نمی زدید. فقط و فقط قالیباف رو هدف قرار داده بودید؟ من یه جواب بیشتر براش پیدا نمی کنم شما اگر جواب دیگه ای دارید بگید.

    جواب من: شما منافعتون رو در این دید که آقای قالیباف شکست بخورد و آقای روحانی که الان به زعم شما خیانتکار است رییس جمهور شود در واقع شما در دوران انتخابات کاملا ماکیاولستی عمل کردید و منفعت گرایانه در مسیری قدم گذاشتید که یک خائن (به زعم خودتان) رییس جمهور شود تا منافع خودتان (یاران آقای احمدی نژاد) تامین شود. چون که معتقد بودید اگر یک دولت اصولگرا دوباره به قدرت برسد نمی توانید تنفس سیاسی داشته باشید ولی اگر یک دولت غیر اصولگرا قدرت را در دست بگیرد با سرکوفت زدن به اصولگرایان که “دیدید ما نبودیم چی شد” دوباره وارد بازی شود. این افسانه پردازی ها از خیانت روحانی و هاشمی هم در این راستاست که باز هم خودتان را در جایگاه یک ناجی برای اصولگرایان قرار دهید.
    منتظر پاسخ شما هستم.

    • تو حق داری جناب جعفر….

      وقتی به بعضی ها هشدار می دادیم با رای آوردن کسی مثل روحانی دوباره به فضای قبل از ۸۴ سقوط می کنید و به جای بحث در مورد گفتمان انسان کامل مجدددا باید در مورد اینکه عزت با گرسنگی بهتر است یا ذلت با شکم سیری سقوط کنیم، گوش ندادند. حالا باید هم تحویل بگیرند….

      اما تو هم خوشحال باش. قالیباف اگر جنس عدالت بود در جلسات هیات دولت جایی نداشت. او هم از جنس اعتدال است. خودش هم مایل است در جلسات باشد. هوادارنش هم مایلند…
      جنس اعتدال با جنس عدالت از بیخ جور نیست.

    • اتفاقاً این قالیباف بود که به درستی دریافته بود آرای بالا را باید در تضاد و تقابل با دیگران کسب کند؛ اما به غلط آن دیگران را «دولت احمدی نژاد» تعریف کرده بود. یعنی توپخانه اش بیش از آنکه حریف را نشانه بگیرد، به خودی میزد.
      این هم شاید ناشی از ضعف تحلیل مشاورینی بود که خیال میکردند آنقدر مردم از احمدی نژاد زده و خسته اند که هر کس به جسم نیمه جان او بیشتر به او لگد بزند، موفقتر خواهد بود.
      باری؛ گمان نمیکنم یاران احمدی نژاد از اینکه دولتی سر کار بیاید که تمام رشته های ۸ ساله ی او را پنبه کند، راضی باشند، ولو به این قیمت که تودهنی سفتی به مشتی اصولگرای کله پوک زده باشند!
      البته آمدن حَسَن دست کم این حُسن را داشت که باب این نوع حرفها و آسیب شناسی ها باز شود و متوهّمان را اندکی به خود آورَد.

    • اصولگرایان هیچ موقع به چشم ما نیامدند ….
      بله !! ما از رای آوردن لب مرزی روحانی بسیار خوشحالیم ، عده ای با حذف ما سعی در مهندسی انتخابات و نابودی کامل جریان عدالت خواه داشتند که مکر خدا بر مکرشان چیره گشت و خودشان از بزرگ و کوچک مهندسی شدند 8)
      ما به هیچ وجه از انتخابمان پشیمان نیستیم … دور ، دور رسواییه برادر …
      ما فرزند ایران را انتخاب کردیم …

  4. شاید ایده کلیدو از همون کیک گرفته باشه!
    به نظرمیاد نماد کلید بیشتر مصرف خارجی داشته؛ و پیامش متوجه مخاطبین خارجی بوده!

  5. فکر می کنید بقیه شان در مک فارلین نقش نداشتند؟ وقتی سایرین صاحب اختیار نظام شدند معلوم است که اقای روحانی هم تایید می شود. همه با هم بودند و هستند

  6. سلام
    درباره ی خبری که لینک دادی از نقل وزیر خارجه روسیه ، نیازی به گفتن لاورف نبود ، همون روزی که این توافق در روسیه انجام شد ولید معلم (وزیر خارجه سوریه) صراحتا از امیر عبداللهیان (معاون خاورمیانه وزارت خارجه ایران) در روند این توافق اسم برد ، جالب اینجا است که امیر عبداللهیان در زمان دولت قبلی هم در همین سمت بود ، به شخصه انتظار داشتم ظریف وزارت خارجه رو جارو کنه ولی در کمال تعجب ۳ نفر از معاونین دولت قبل رو ابقا کرد!!! (وزارت خارجه ۶ معاومنت دارد و امور اصلی هم بدست معاونین وزیر است) ، دست راستش هم تو مذاکرات نیویورک عراقچی بود (سخنگوی وزارت خارجه در دولت قبل) کلا حضور دیپلمات های دولت قبل در دولت فعلی تو ذوقم میزنه…
    (فرض کنیم احمدی نژاد می تونست تو پرونده ی هسته ای نقش بازی کنه ، با چه کسانی می خواست کار کنه؟ با کدام دیپلمات ها می خواست اهدافش رو پیاده کنه؟ نزدیکترین دیپلمات به احمدی نژاد (از نظر تفکر) جلیلی بود که …)

    • یعنی دوستان فکر میکنند که اگر آمریکا به سوریه حمله میکرد اتفاق خوبی افتاده بود؟ من متوجه نمیشوم که این مساله چه نفعی برای ایران داشت. اگر دوستان کمی در این مورد توضیح بدهند ممنون میشوم.

  7. داشتم عکسای مربوط به بازگشت جناب تدبیر و امید از نیویورک را نگاه می کردم به نظرم اومد هیچ کدوم از دو دسته ای که در فرودگاه حاضر شدند مردم عادی نیستند انگار از قبل سازماندهی شده اند شاید حتی از یک جا. به عکس ها و قیافه ها دقت کنید.

    • سلام
      کامنت قبلی تان با اطلاعاتی که من از قضیه دارم اصلا نمی خواند. ضمنا فکر کنم تصویری که ارائه داده بودید، تصویر ملاقات وزیر خارجه شوروی با امام خمینی بود نه ملاقات آمریکاییها با امام خمینی.

  8. سلام به نظرم همه باهمند و همه باهم شریکند فقط به اسم یک نفر تمام میکنند.میبینید که کلید میگه اختیار تام دارم.در مورد مهندس هم خب معلومه تو دایره بسته قدرت و ثروت نبود که ردش کردن.تایید دکتر هم اتفاقی بود.فکر نمی کردن دکتر رای بیاره.دیدید که همین هشت سال هم نمیخواستن تحملش کنن.انتخابات ما به ظاهر مردمیه.جمهوری در {…} کشکی بیش نیست

  9. به نظر شما نحوه تمام شدن جنگ خیلی خوب و موفقیت آمیز بود؟

    اگر نبود چه شد که به آنجا رسیدیم؟ فکر نمیکنید موازنه قوای طرفین و اصرار بر اطاله جنگ خواه ناخواه به آن وضعیت ختم میشد؟

    به نظر شما در وضعیت جنگی کشور به دوستان بیشتری نیاز دارد یا به دشمنان بیشتری؟ اگر آمریکا به جای پشتیبانی از عراق از ایران پشتیبانی میکرد به نفع ایران بود یا به ضرر آن؟

    • اگر آمریکا طرف ایران بود اصلا جنگی نمی شد!! با ادعاهای شما از اساس و بنیان مبارزه با استعمارگران کار غلطی است.
      اشکال کار شما این است که چیزی به عنوان آرمان و انسانیت برایتان معنا ندارد. ایرانی که بخواهد مانند زمان پهلوی یکی از ایالات آمریکا باشد همان بهتر که اصلا وجود نداشته باشد.

      • والا دوستان ظاهرا جزو صفر و صد عدد دیگری نمیشناسند.
        خب برادر من همه اسلحه هایی که در جنگ تحمیلی استفاده شد مگر ساخت ایران بود؟ مگر وارد کردن اسلحه یا هر کالای دیگری از کشور دیگر با امارت آن کشور شدن یکی است؟ اصلا تا همین چند سال پیش هم آمریکا یکی از بزرگترین شرکای ایران بود و در کتاب جغرافی دوره راهنمایی هم این مساله به دانش آموزان تعلیم داده میشد. با هر کس مراوده کنیم یعنی ایالت او شده ایم؟ چرا نمیگویید او ایالت ما شده؟ خود کوچک بینی دوستان ظاهرا حدی ندارد.
        در دوره ای آمریکا فکر کرد -بر اساس منافع خودش- که به ایران نزدیک شود. عده ای از داخل ایران هم با اجازه رهبر مامور شدند -که بر اساس منافع ایران- با آنها گفتگو کنند. این مساله هم برای سیاستمداران ایران هزینه داشت هم برای سیاستمداران آمریکایی.
        دقیقا یقه چه کسی را گرفته اید و چرا؟
        بله آمریکا از زمان مصدق به اینطرف برای منافع خودش کارهایی برضد ما کرده. این دلیل نمیشود که تا ابد رابطه قطع باشد. اگر مبنا این باشد هیچ دو کشور یا دو قومی الان در حال صلح نبودند. مشکل این است که دوستان دارای دید تونلی هستند. مگر انگلیس یا روسیه کمتر از آنها به ما بد کرده اند؟ مگر انگلیس کل نفت ما را به یغما نمیبرد؟ مگر در همان جریان کودتا، انگلیس کنار آمریکا و جلوتر از او نبود؟ مگر روسیه کشور ما را اشغال و تکه تکه نکرده؟ خصومتهای آمریکا در مقابل بلاهایی که انگلیس و روسیه بر سر ما آورده اند انصافا هیچ است. دوستان به همین یک سوال فکر کنند که چرا میشود با انگلیس و روسیه رابطه داشت و امارت آنها نشد ولی با آمریکا نمیشود؟

        • اینکه کسی خواب باشد طبیعی است.
          این هم که کسی خود را به خواب بزند طبیعی است.
          اما اینکه کسی خود را به خواب بزند و انتظار داشته باشد بقیه هم خودشان را به خواب بزنند طبیعی نیست.

          داشتن رابطه سیاسی بین کشورها طبیعی است.
          خرید اسلحه از کشورهای مختلف از جمله آمریکا هم طبیعی است.

          اما اینکه حتی اجازه تعمیر اسلجه را هم بدون اجازه مستشارها نداشته باشید طبیعی نیست.

          اینکه برای حفاظت از منافع فروشنده اسلحه و به دستور او بشوی ژاندرم منطقه و مردم ظفار را سرکوب کنی طبیعی تیست.
          اینکه اختیارات و قدرت یک افسر آمریکایی از یک استاندار ایرانی بیشتر باشد طبیعی نیست.

          اینکه حق کاپیتولاسیون به صادر کننده اسلحه بدهی طبیعی نیست…

          به این می گویند رابطه گرگ و میش. به این می گویند تبدیل شدن به یک مستعمره. آیا براستی آمریکا وقتی با کشوری رابطه برقرار می کند قصد دارد با او مراوده داشته باشد؟

          البته
          متاسفانه شما افرادی هستید که به فراموشی های دایمی ملت ایران طمع کرده اید. من یقه امثال شما را گرفته ام.
          شمایی که خیال می کنید دلیل اصرار بر عدم مذاکره با آمریکا صرفا کینه های تاریخی است!!! در حالی که بسیاری از دشمنان تاریخی ما واقعا الان مثل زمان سابقشان نیستند. نه روسیه دیگر آن باد و بروت تزارها را دارد و نه انگلیس به تنهایی و بدون آمریکا قادر به آب خوردن است. اما آمریکا..
          اتفاقا ما داریم الان را می بینیم. همین الان را که آمریکا از کمترین تماس ایرانیها به علامت پیروزی تحریمهایش یاد می کند!
          بلی. ما با رابطه گرگ و میش مخالف هستیم و فعلا آمریکا هنوز همان گرگ سابق است. اما شما باید بپرسید ما تا کی قرار است است میش باشیم؟
          اگر شیر باشیم ترسی از رابطه با گرگها نداریم.
          وقتی شیر باشیم مانند احمدی نژاد از موضع طلبکاری و قدرت با آمریکا روبه رو می شویم. این آمریکا است که باید به ما و جهان غرامت بپردازد نه اینکه در جایگاه طلبکار بنشیند.
          احمدی نژاد شیر بود. با آن نامه های قاطع و سخنان مقتدرانه اش. برای همین هم منفور بود. برای همین جواب نامه هایش را نمی دادند. چون شیر برایشان ترسناک بود.
          اما الان ببعی حسن روحانی مجددا در جایگاه محاکمه و بدهکاری نشسته است! آقا تحریمها را بردارید ! قول می دهیم اعتماد سازی و شفاف سازی کنیم!!
          البته که این ببیعی خوشمزه محبوب گرگها می شود. به ناصر الدینشاه هم بیخود نشان بند جوراب نمی دادند!

          متاسفانه در رگهای شما ظاهرا آب جاری است. والا نیازی به اینطور بحث درباره بدیهیات نبود.

          • عجب پس روسیه و انگلستان خصومتهایشان را جبران کردند؟ خوب بود زودتر خبر میدادید که استانهای جدا شده ایران و سهم خزر به ما برگردانده شده اند که بی خبر نمانیم. خصومت انگلستان تمام شده؟ همین چهارسال پیش رهبر کشور از تریبون نماز جمعه انگلیس را متهم کرد که برای براندازی جمهوری اسلامی اقدام میکند.
            نه برادر من. کشورهایی که با هم مشکل دارند هیچوقت پیش شرط برقراری روابطشان این نیست که طرف مقابل هر چه کرده جبران کند. مردم یک هفته میگفتند مرگ بر شوروی. روابط داشت گرم میشد گفتند هفته بعد نگویید. همان شوروی که به صدام میگ میداد که بمب بر سر مردم بریزد. عذر خواهی کرده است؟ غرامت داده؟ نشان دهید ما هم ببینیم.
            روابط بین الملل بحث پدرکشتگی نیست. اختلافات به جای خود است و روابط هم به جای خود.
            بعد هم عزیز برادر، این حرف گرگ و میش را هر کس دیگر بزند میشود گفت، باشد، باورش این است، ولی احمدی نژادیها اگر بگویند خودشان را مضحکه کرده اند. هشت سال رفتند و آمدند و بردند و آوردند و پیغام و پسغام دادند که کار را جلو ببرند. نشستند پای سخنرانی آن دیوانه جنگ طلب کسی محل نگذاشت. نامه نوشتند کسی جواب نداد. دوباره نوشتند. اینها عزت است لابد. همین الان و همین امروز دوستان شما دارند می نالند که چرا نگذاشتند ما بکنیم؟ ای عجب! این گرگ و میش بودن کلید خاموش روشن دارد؟ تا آقای احمدی نژاد رفت ما میش شدیم دوباره؟ دوستان ماشاالله رویشان که زیاد است، به این جدیدها میگویند ذوق زده.
            به هر حال باشد هر چه شما میگویید. من دوست ندارم نیش و کنایه بزنم. امیدی داشتم و دارم که شاید از دل احمدینژادیها یک حرکت عاقل و بالغ در آید که دیدی برای آینده ایران داشته باشد. نه یک گروه متعصب و اسطوره پرور و مدهوش شخص و شخصیت.
            عزیز برادر! اگر استدلال داری، ما گوشمان شنواست و نیازی به یقه گیری نیست. برای پست قبلی کامنت گذاشتم، شرح دادم که از نظر من پرونده هسته ای چه بوده و چه شده، محاسن و مضار دو دوره چه بود و موازنه چگونه تغییر کرده یا نکرده. شما اگر حوصله داری بخوان بگو اینجایش غلط است. اوباما آمده گفته که آقا ما نمیخواهیم براندازی کنیم حق هسته ای را هم به رسمیت میشناسیم. اینها برای شما به عنوان مبنایی برای حرف زدن کافی نیست؟ ایرادی ندارد. شما بنویس که اوباما باید دقیقا یک دو سه چهار چه میگفت که برقراری ارتباط عزتمند و مورد تایید شما باشد. ولی اگر فقط قرار است شعار بدهیم وناسزا بگوییم شما هرچه بگویی همانها قبول. من شعار دادن بلد نیستم و از ناسزا گفتن هم خوشم نمیآید.

          • مجددا تاکید می کنم انتظار اینکه ما هم خودمان را مثل شما بخواب بزنیم انتظار بیجایی است. ما نگفتیم روسیه و انگلیس خساراتی را که به ایرانیان زدند جبران کردند!!!!! این شمایید که مجددا قصد دارید بزور از طرف ما دروغ بگویید و بگویید بخاطر خصومت تاریخی می گوییم آمریکا بد است! با این حساب که شما دارید مغولستان هم خساراتی که هشتصد سال قبل به ما وارد کرد را هرگز جبران نکرد! قطعا کمتر از خسارات روسیه و انگلیس نبود.
            اما نه الان مغولستان مغولستان عصر چنگیز است و نه روسیه عصر تزارها و نه انگلیس دوره ویکتوریا. برای همین است که ما بشدت به آن حمله احمقانه به سفارت انگلیس مخالف بودیم. انگلیس دیگر به خودی خود نه توان براندازی دارد و نه می تواند بدون اجازه آمریکا بچنین کاری مبادرت کند.
            آیا اراجیف محمد تقی رهبر را باور کرده اید؟
            تا ثانیه آخری که شوروی زنده بود مرگ بر شوروی هم متوقف نشد و درست یادم هست که جمعه بعد از سقوط شوروی در نماز جمعه که مردم داشتند شعار می دادند بود که چند نفر گفتند مرگ بر شوروی و مردم خندیدند که شوروی دیگر مرد!! حالا اگر شما یادتان رفته که که شوروی ۲۲ سال قبل مرده و دیگر نه خبری از حزب توده است و نه سازمانهای اطلاعاتی روسیه توان و قصد براندازی در کشوری از کشورهای دنیا را دارند ، دیگر از بی اطلاعی خودتان است.

            عزت این است ما نترسیم و آنها بترسند.البته من متوجه هستم که الان معنای کلمات را دارید عوض می کنید. از روزی تاریخ انسانها مکتوب شده است همواره انسانهای عزیز النفس را به کسانی می گفته اند که حاضر بودند فشارها تحمل کنند اما حسرت نوکری را بر دل قلدر ها بگذارند. عزت آن بود که سعدی می گفت به دست آهن تفته کردن خمیر به از دست بر سینه پیش امیر. یا اینکه نان از مل خسیس خوردن به که منت رییس بردن و..
            وهمه گزاره هایی که می گفتند گرسنگی یک روستایی در روستا عزت است اما نوکری ارباب و شکم سیری در شهر و خدمت در عمارت اربابی خفت.
            اما الان شما دارید خیلی با وقاحت ارزشها را صد و هشتاد درجه وارونه می کنید. عزت برای شما شده اینکه یک ارباب از نژادهای برتر برایتان کف بزند! عزت شده اینکه مانند سگی باشید که جلوی پای اربابابش می نشیند و چند لبخند اربابانه و احتمالا یک استخوان دریافت می کند!!
            باید هم شما ها نفهمید چرا عقابها از گرسنگی می میرند و مردار نمی خورند اما کلاخها و لاشخورها عمری طولانی دارند. روی پرچم هیچ کشوری هم کلاغ نیست! اما همه مردم دنیا عقابها را به عنوان نمادی از عزت می شناسند.
            البته شما نخواهید فهمید که عزت چیست چون دیگری انسان آزاده نیستید. برده اید. شما را سالها زیر تبلیغاتشان به برده ای تبدیل تبدیل کرده اند که فکرش برده شده است.حکایت همان پرنده ای که آنقدر به زندگی در قفس خو گرفته بود که وقتی آزادش هم کردند خودش باز به قفس برگشت…
            دکتر شریعتی در خود آگاهی و استحمار گفت :” یک روزی بود که فرانسویها باید با خودشان مهندس به کنگو می بردند و ماهی سبصد عزار تومان خرجش می کردند اما الان دیگر فریقایی ها خودشان پیشرفت کرده اند و خودشان مهندس دارند! ماهی سه هزار تومان می گیرند و همان کار را برای فرانسویها انجام می دهند!!
            یک زمانی بود که استعمارگران باید با کرورکرور خرج و هزینه ایلچی و مستشار و جاسوس بقرستند تا عزت مملکتی را برباد دهند. الان شما بدون مزد و مواجب همان کاری را انجام می دهید که میرزاملکم خان انجام می داد و می گفت ” بگذارید این استعمارگران بیایند و ایران را عمران کنند! مگر استعمار جز است! استعمار یعنی آباد کردن!!!!”! با همین توجیه میرزا حسین خان سپهسالار قرارداد رویترز را امضا کرد که صد سال کشور را می دهیم دست انگلیس و بعدش تبدیل به یک کشور پیرفته می شویم!! خوب. الان نیازی به آنها نیست. شما همان حرف ها را تکرار می کنید و همان برنامه ها را. محصول دانشگاههای ما به طور عمده در این صد سال مشتی برده فکری غرب بوده است. الان این برده ها مانند ماشین کوکی بی گرفتن مزد و مواجل همان چیزهایی را که در ذهنشان به عنوان ارزش فرو کرده اند اجرا می کنند بی خبر از آنکه بدانند چرا این ارزشها ضد ارزش هستند و چرا با فرهنگ و اعتقادات مردمشان در تضد هستند و این است دلیل اصلی شکاف تاریخی روشنفکران خاورمیانه ای و شرقی از مردمشان.

            اما در مورد نظری که در کامنت مورده اشاره تان گذاشتید هم تنها چیزی که به آن توجه نمی کنید این است که اولا به عنوان یک پیشفرض مدعی هستید حق خود را باید از از دل مذاکره با آنها به دست بیاوریم!! ثانیا: ابدا توجه ندارید که چرا آمریکا از موضوع هسته ای به عنوان ابزار فشار استفاده می کند.
            در مورد اینکه گمان کرده اید حق را می توان با مذاکره از دشمن گرفت که تنها باید گفت هم دچار ذلت پذیری هستید و همان دچار خوشبینی باور نکردنی افراطی.
            حق هیچ کسی قابل مذاکره نیست. شما هیچ گاه در مورد اینکه حق دارید آب و غذا بخورید یا حق دارید خانه داشته باشید یا اینکه پدر و مادرتان چه کسی هستند مذاکره نمی کنید. کسی که حق خود را به مذاکره می گذارد و مثلا می گوید با همسایه توافق می کنم اجازه دهد ماشینم چه رنگی باشد ، واقعا برده ای بیش نیست.
            تازه در مواردی هم که حق نیست و امتیاز است و می خواهیم سر یک امتیاز مذاکره کنیم باید با ابزاری برویم که طرف مقابل تمایلی به دادن امتیاز به ما داشته باشد. و ما چه ابزاری داریم؟ مذاکره با کدام مزیت؟ با این دیدگاه ما همیشه محکوم هستیم که ذلیل و برده بمانیم. قمار کردن هم برای کسی که هیچ کارت برنده ای ندارد بی معنا است. پس آنچه ما اسمش را مذاکره گذاشته ایم صرفا شکست فرسایشی و جان کندن است.

            نکته بعدی هم همین است. چرا ما کارت برنده ای نداریم و چرا غرب باز هم تمایل دارد مذاکره کند؟ چون غرب به فروپاشی ما از داخل و تسلیم تدریجی ایرانیها امیدوار است و سالها است صبورانه این ماجرا را دارد پیگیری می کند. بدیهی است که موضوع غنی سازی هم بهانه است. اگر براستی آنها نگران تسلیحات ایران بودند می دانستند که ایران صنایع شیمیایی خوبی دارد و ممکن است بمب شیمیایی و میکروبی هم بسازد اما هیچ کس نگران ساخت چنین تسلیحاتی توسط ایران تا الان نبوده است. تازه اگر اینها صداقت داشتند هیچگاه بر تعطیل کردن راکز غی سازی رسمی که زیر نظر آزانس اتمی هستند تاکید نمی کردند. چون کسی که می خواهد بمب بسازد قطعا آنها را در یک مرکز مخفی و اعلام و نشده می سازد نه در مرکز رسمی و تحت کنترل. پس مشخص است که این حرفها بهانه است و واضح است که آنها این بهانه را از دست نخواهند داد و هر ه قدر هم کوتاه بیایید باز هم دست برتر را دارند و می توانند ادعا کنند که هنوز مطمئن نیستیم تا وقتی ک سربازانمانمان را در وجب به وجب خاک ایران مستقر کنیم و مطمئن شویم در هیچ جایی ایران مشغول ساختن بمب اتمی نیست!!!! پس می بینید که سر انجام این به اصطلاح مذاکرات اشغال ایران است.
            آنها دلیلی ندارند که کوتاه بیایند و چرا کوتاه بیایند و وقتی تدریجا آنچه را می خواهند می دانند به دست می آورند؟
            این شمایید که باید بگویید بر چه اساسی یک جمله مبهم و دیپلماتیک اوباما را ملاک قرار داده اید؟
            اولا او چه حقی دارد بگوید حق ایران را به رسمیت می شناسد یا نمی شناسد؟ ثانیا حق استفاده از انرژی هسته ای کجا و حق غنی سازی کجا؟ پیشنهاد می کنم هیچگاه به میدان فردوسی نروید چون با برخورد با اولین کلاهبردار مالباخته خواهید شد.
            اما چرا اینها هنوز امیدوارند؟
            چون امیدشان به امثال شما است. اگرمی دانستند ایران یک کشور متحد است و امثال شما در ایران به عنوان ستون پنجم حضور ندارند ، هیچگاه تحریم نمی کردند.
            تمام تحریمهای شورای امنیت – که البته خودشان زیاد مهم نیستندذ – .وتحریمهای داخلی آمریکا و اروپا – که اتفاقا تحریمهای اصلی اعمال شده بر ایران همین تحریمها هستند نه تحریمهای سازمان ملل- بعد از سال ۸۸ واقع شد. بعد از آنکه به طوری جدی به کشاندن مردم به اعتراض علیه حاکمیت امیدوار شدند. والا در چهار سال اول دوره احمدی نژاد با وجود همه مواضع تند احمدی نژاد حتی یک قطعنامه و تحریم علیه ایران وضع نشد!!
            وقتی دیدند ما در داخل مشکل بنزین داریم تحریم بنزین کردند! وقتی دیدند بنزین را خودمان تولید می کنیم تحریم را برداشتند. الان همه حاضرند به ایران بنزین بفروشند! و این است راز تلاش های زنکنه خائن وزیر خائن روحانی و خاتمی خائن برای خیانت به کشور و واردات بنزین.

            تنها راه موفقیت ایران و ایرانی است که امثال شما یا کشور را ترک کنید و یا ساکت شوید و یا بمیرید.
            چرا کوبا در صد کیلومتری آمریکا دهها سال ماند و سقوط نکرد؟ چون یکبار با قدرت همه مخالفاتنش را از کشور بیرون ریخت یا کشت. الان آمریکا امید زیادی ندارد ادامه فشارهایش بر کوبا مثمر ثمر باشند. برای همین کوبا نه تورم به خود دید و نه از تحریمهای جهانی متضرر شد و نه امتیازی داد.
            به شما پیشنهاد می کنم حتما بیست قسمت اول سریال کره ای دائه جویونگ را ببینید و متوجه چگونه افرادی با ادبیاتی دقیقا مانند ادبیات شما سلسله هشتصد ساله گوگوریو را سرنگون کردند.
            آزی. همه مردم دنیا عزت را می شناسند جز برده ها.

  10. سلام

    نمیدانم چرا بیاد این ماجرا افتادم که به چشم خودم دیدم و به گوش خودم تشنیدم.

    در رمان این ماجرا, تلویزیون رفسنجانی را در گفتگوئی نشان میداد. حبرنگاری از رفسنجانی در باره ویزای اسرائیل در گذرنامه صادق طباطبائی–که تلویزیون آلمان سه بار نشان داده بود–پرسید. ولی رفسنجانی به سوال خبرنگار جواب نداد. خبرنگار دوباره پرسید ولی باز رفسنجانی اعتنائی نکرد.

    علت نشان دادن گذرنامه (با اجازه دادگاه و پلیس) از تلویزیون آلمان هم جالب بود.

  11. سلام
    خیلی شوکه شدم. مخصوصا برای کیک شبیه کلید.
    تایید صلاحیت این آقا غیر قابل هضمه.
    متاسفانه باید انتظار بدتر از سعد آباد و نیویورک رو داشته باشیم.

  12. امام (ره) روزهای آخر عمرشان در یک جلسه خصوصی که فقط من و ایشان بودیم، یک بار لیوانی را روی میز دیدند که رویش لکه های چربی مانده بود…
    امام (ره) نگاهی به لکه ها انداختند و گفتند: “آب ریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند” یعنی اینکه این ریکا های موجود در بازار وقتی با آب قاطی شود، هیچ اثری ندارد…
    اما متاسفانه عده ای تندرو و افراطی فردایش در روزنامه ها نوشتند: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند…

    (خاطرات هاشمی رفسنجانی-سال ۶۷- صفحه آخر)

  13. حال و هوای رسانه ای این روزها و سخنان جناب مستطاب ، حاج محمد تقی رهبر ، امام جمعه منحرف یاب(!) اصفهان ، مبنی بر اینکه : «آیه قران نازل نشده است که شعار مرگ بر آمریکا را همیشه سردهیم!» در کنار افاضات جناب جوادی آملی که تماس تلفنی برادر باراک حسین اوباما با آ شیخ حسن خان روحانی را، از برکت خون شهدا دانسته اند ،بیش از پیش مرا به یاد پایان تامل برانگیز داستان «قلعه حیوانات» ، نوشته جرج اورول انداخت!

    در این قصه پر کنایه ، گروهی از حیوانات مزرعه مانر، به رهبری خوک ها ، علیه بهره کشی انسانها، قیام و اولین حکومت چهارپایان را در برابر نظم دو پای جهان تشکیل می دهند! پس از پیروزی این انقلاب ضد دوپا ، شعارهای اساسی انقلاب یا قانون اساسی چهارپایان، به عنوان هفت فرمان، بر روی دیوار مزرعه نوشته می شود، دو قانون مهم این مرام نامه به قرار زیر است

    · همه آنها که روی دوپا راه می‌روند دشمن هستند.
    · همۀ حیوانات با هم برابرند
    در اوایل کار، طنین شعار «چهار پای خوب ، دو پای بد» فریاد همیشگی تجمع چهارپایان مزرعه را در بر داشت اما بعد از گذشت زمان و برنامه ریزی خوک های دلسوز(!) ، قوانین اساسی مزرعه، تحریف و به ضد خود تبدیل می شود ، خوک ها همه قلعه را ملک شخصی خویش دانسته و از همه حیوانات همچون بردگان کار می کشند، آنها حتی تبدیل شعار فوق به« چهار پای خوب، دوپای بهتر!» را پیگیری می کنند! ، دراین بین قدرت «ماله کشی» خوک ها به قدری است که حتی قادر به نفی«اصل عدم اجتماع نقیضین» برای اهالی مزرعه اند!
    به عنوان مثال،از طرف خوک های نخبه(!)، یک بند به قانون «همه حیوانات برابرند» به شکل زیر اضافه می شود!
    همه حیوانات برابرند ، اما برخی برابرترند!

    اما جالب ترین سکانس این داستان ، قسمت پایانی آن است ، خوک ها که دیگر روی دو پای خویش قدم می زنند، به همراه آدم ها، لیوان های لبالب از شراب خویش را به نشانه ی سلامتی به هم کوبیده و با تعلیق تنش های احتمالی، اعتمادسازی می کنند! در این بین ، حیوانات ، لبریز از تناقضات ذهنی با تحیری ناشی از سالها تحمیق، تنها، به این واقعه می نگرند و می نگرند و می نگرند!

    قسمتی از این داستان بسیار برایم جالب جلوه کرد! و آن بخشی از دیالوگ آقای پیل کینگتن(به عنوان یک انسان) در مذاکرات صلح با خوک ها بود:

    «بین خوک و بشر هرگز اصطکاک منافع وجود نداشته …اگر شما دردسر حیوانات طبقه پایین را دارید برای ما دردسر مردم طبقه پایین مطرح است!»

    با خواندن عبارت فوق و مقایسه اش با تیتر سایت خبری شبکه بی بی سی که زده بود :« روحانی :اوباما گفت هر دو در داخل مشکلات فراوانی داریم!» تحیر سر تا پایم را فرا گرفت!

    و عبارت پایانی داستان:

    حیوانات از پشت پنجره بارها و بارها به چهره خوک‌ها و انسان‌ها خیره شدند، اما دیگر نتوانستند آن‌ها را از یکدیگر تمیز دهند!

  14. سلام آقای فتاحی

    در مورد “مک فارلین”، میشه نظرتون رو در مورد فرمایشات امام http://www.entekhab.ir/fa/news/131673/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86
    بفرمایید!؟ :o

    (ببخشید اگه در کامنت ها بوده و من ندیدم، چون نمی خواستم کامنت ها رو بخونم. لطفا اگه جواب دادین لینک بدین. ممنون)

    • سلام
      تحلیل بنده این است که الان مقتضیات سال ۶۵ برای سرپوش گذاشتن بر آن افتضاح و تاکید بر جنبه های مثبتش وجود ندارد.

      • ببخشید

        ممنون که جواب دادین

        من منظورم نگاه درون متنی بود، کاری ندارم که اهداف و انگیزه ها چی بوده. یعنی آیا این گزاره که “آمریکا برای نزدیکی به ایران خود را کوچک کرد” غلطه، یا اشکالی بهش وارده، یا خلاف شیطان بزرگ دانستن آمریکاست.
        یا این موضوع (که عینا در تاریخ منعکس هست) که مک فارلین با هدف دیدار با آقای هاشمی و حتی امثال مهندس موسوی و آیت الله خامنه ای به ایران آمد، اما ایرانی ها قبول نکردند و بالاترین مقام ایرانی که مشاور ارشد ریگان دیدار کرد، یک نماینده مجلس بود، این موضوع خلاف عزت و مصلحت است!؟
        آیا خریدن سلاح دسته چندم آمریکایی به چند برابر قیمت از بازار سیاه آمریکای لاتین عزتمندانه است، ولی خریدن سلاح نو و با قیمت مناسب از امریکا در ازای آزادی چند گروگان ذلیلانه!؟

        باور من این است در سخنان امام جنبه مصلحت بسیار ضعیف تر از تصور حضرتعالی است. ضمن اینکه من “همینطور بی قرینه مصلحتی دانستن فرمایشات امام” را توهین به ایشان می دانم. همانطور که امروز برخی می گویند “آمریکا شیطان بزرگ است” هم مصلحتی بود…

        • محض اطلاعتان اسلحه هایی که در جریان قضیه مک فارلین خریداری شدند، اسلحه هایی کهنه، تقریبا از رده خارج شده، بعضا خراب و با قیمتی بسیار گرانتر از قیمت واقعی بودند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<