سفر سرنوشت؟

امروز، سومین سالگرد سفر احمدی نژاد به لبنان است. فقط سه سال از آن روزها گذشته است ولی نکته جالب برای من این است که به نظرم می آید انگار حداقل هفت هشت سالی از آن روزها می گذرد.
مطمئن هستم حداقل یکبار از احمدی نژاد شنیدم که بعد از این سفر به لبنان بود که فشارها به او و دولتش در داخل کشور، وارد فاز جدیدی شد. اگر اشتباه نکنم سخنرانی اش در مراسم روز خبرنگار و در جمع اصحاب رسانه در سال ۱۳۹۱ بود؛ ۱۷ مرداد ۱۳۹۱٫ ولی با جستجوی مختصری که داشتم نتوانستم سر نخی از این تحلیل او پیدا کنم. بعید نیست که در بیشتر از یک سخنرانی هم به چنین نکته ای اشاره کرده باشد. دوستان اگر سر نخی پیدا کردند، آدرسش را بدهند.

صحبت لبنان شد، توصیه می کنم تماشای این فیلم را از رزمنده شهید لبنانی که در دفاع از حرم حضرت زینب سلام الله به شهادت رسیده است، از دست ندهید.

پی نوشت: ۶ آبان سالگرد تولد دکتر احمدی نژاد عزیز است، دوستان اگر می خواهند برنامه خاصی داشته باشند از همین الان به فکر باشند و نگذارند برای دقیقه نود.

48 دیدگاه در “سفر سرنوشت؟

  1. با سلام

    میگم چرا امروز به مشائی بند کردند؟ آخر حتی خاطره آن روز تاریخی که میتوانست ایران را به قله و حکام خبیث عرب را به سقوط نزدیکتر کند, هنوز مغزهای کوچکشان را فشار میدهد. و شاید هم از آینده ای که تصویر آن روز بزرگ و این روز کوچک در کنار هم نهاده شود, میترسند.

    “افراد متدین و خوشنام زیادی به‌خاطر مشایی اخراج شدند”

    http://jahannews.com/vdcip3ap5t1azz2.cbct.html

    “«رفسنجانی»، «مشایی» دولت «روحانی» است”

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920720000791

  2. فقط ۳سال؟؟؟؟!!!چقدر جالب چون به نظر من هم بیشتر میومد…شاید چون روزهای سخت دیرتر میگذره…. چه سفر باشکوهی بود
    .در مورد اون ۶ابان هم دوستان خواهشا هر فکری کردین زودتر خبر بدین….

  3. سلام
    من هم این مطلب رو کاملا یادم هست اما جای دیگه ای نشنیدم دکتر در این مورد صحبت کرده باشه. در ضمن انقلاب های منطقه هم با فاصله کمی از سفر لبنان آغاز شدند. قطعا این سفر یک نقطه عطف بود. در مورد شماره حساب، شماره پیامکی که ناشناس عزیز نوشته اند درست است؟

  4. همون روزهای قبل از تایید صلاحیت در جلسه ای که درنهاد داشت و بخشیش هم در سایتها اومد دکتر اشاره کرد،دقیقش رو یادم نمیاد اما مضمون صحبت دکتر این بود که علت حملات ۹۰ به بعد را در سفر لبنان جستجو کنید

  5. تو جلسه ای که دکتر قبل ازتایید صلاحیت ها درنهاد داشت که با تیتر “انقلاب مرتع نیست که عده ای در آن بچرند” دکتر به همین موضوع اشاره کرد و نقل به مضمون گفت که علت جملات ۹۰ و بعد از آن را در سفر لبنان جستجو کنید…فکر کنم نظر دکتر اینه که بعد از این سفر پروژه براندازی دولت وارد فاز عملیاتی شد

  6. سلام برادر…
    واقعا یادش بخیر اون روزا…الان فقط با یاد اون روزا خوشم…
    دکتر در همایش سوم تیر یه اشاره ای به نقشه صهیونیستها یکماه قبل از سفرش به لبنان میکنه که دقیقا میشه بعد از سفر دکتر به سازمان ملل که حسابی حرص صهیونیستها رو درآورده بود…
    در مورد روز تولد دکتر هم به شدت با شما موافقم،خواهشا دوستانی که میتونن یه کاری بکنن، خداییش خیلی بی بخاریم ما،بیچاره دکتر که از ما طرفداراش هم شانس نیاورده، من که زبونم مو درآورد از بس گفتم کسانی که براشون مقدوره یه مراسم باحال ترتیب بدن…هنوزم دیر نشده،تولد دکتر مناسبت خوبیه برای دوباره دور هم جمع شدنمون…

  7. سلام
    اگر اشتباه نکنم همین اواخر هم ایشان چنین اشاره ای داشتند. ایام انتخابات در دیدار با نخبگان. به نظرم ۲۶ اردیبهشت در نهاد ریاست جمهوری بود که شما هم حضور داشتید. یادم هست اشاره کردند که مهرماه به لبنان رفتیم، آذر ماه شیمون پرز آن جمله معروفش را گفت و دستور او مبنی بر ننگ شدن بودن با احمدی نژاد از بهمن ماه همان سال و بعد هم از ابتدای سال بعد با شدت هرچه تمامتر توسط داخلیها(ی انشالله جاهل!) به اجرا در آمد. اگر یادتان باشد همان موقع دکتر چندین کد هم در خصوص ماجرای اشغال سفارت انگلیس که به قفل شدن اقتصاد ایران انجامید دادند.

    • سلام
      این موردی که شما می فرمایید مربوط به سفرشان به سازمان ملل در سال ۱۳۸۹ است. مصاحبه پرز هم در مهر ۱۳۸۹ انجام شده است.

      • خوب من زیاد ترتیب تاریخها یادم نیست ولی مطمئنم همین اواخر از دکتر درباره سفر لبنان شنیدم. دوستان دیگر هم در کامنتها اشاره کرده اند به همان روزی که تو نهاد جلسه برگزار شد.
        به هر حال مهم اینه که ماجرای لبنان با تخریبهای بعدش و علم کردن جریان انحرافی و غیره بیربط نیست و دکتر هم این مساله را قبول دارند.
        به نظر من سفر لبنان ستون فقرات شیطان رو به لرزه در آورد. اون حضور مقتدرانه در کنار مرزهای رژیم صهیونیستی تکاپوی جبهه کفر برای نابودی جبهه حق رو به اوج رساوند ولی مهم اینه والعاقبه للمتقین…

  8. من تو آرشیو سایت ریاست جمهوری اینها رو پیدا کردم: من یادم است پارسال که هجوم سنگین سازمان یافته علیه دولت بود. من خدمت بزرگی عرض کردم این به ضرر کشور است. بالاخره دولت تضعیف شود، شیرازه امور از دست خارج می‌شود. ایشان هم لطف کردند گفتند من هم مخالف آنها هستم. گفتم به آنها تذکر بدهید یا شما جلوی آنها را بگیرید یا اجازه بدهید من با روش احمدی‌نژادی جلوی آنها را بگیریم. بالاخره این روش، روش شناخته شده‌ای در دنیاست. چشم. من باز به همکارانم در دولت می‌گویم که حتماً گزارش‌های بیشتری بدهند. شما که دوست دارید این گزارش‌ها را بگیرید، پردازش کنید و تصفیه کنید و جاهایی که اشکال دارد و… برای انتشار بدهید. مسئولین رسانه‌ها هستند که باید تصمیمی بگیرند. ما می‌رویم پروژه‌ای را افتتاح می‌کنیم مثلاً سه هزار میلیارد تومان، بعد می‌بینیم حالا شما گزارش آن را در رسانه‌ها می‌دهید ولی انگار اتفاقی در کشور نیفتاده است. اینکه برای دولت و من نیست. می‌خواهم بگویم باید مسئولیت‌ها را تفکیک کنیم. حتی رسانه‌هایی که مربوط به احزاب و گروه‌هاست. من پنج‌شنبه هم اینجا گفتم.

    بالاخره دعواهای برای قدرت هم باید حد ومرزی داشته باشد. بالاخره باید حواسمان به مرکز منافع ملی و آرمانی باشد. می‌گویند یکی بر شاخ نشسته و بن می‌برید. اگر ما همه مناسبات را در هم بکوبیم، خودمان هم از بین می‌رویم. حتی اگر دنبال قدرت باشیم به آن نمی‌رسیم و من همین جا به شما بگویم به خدا همه اینهایی که در این کشور روی خون شهدا نشسته‌اند و به دنبال قدرت‌اند، هرگز به آن نخواهند رسید. شما زنده و من مرده. یادداشت کنید و بعد بگویید احمدی‌نژاد یک جمله‌ای گفت ببینید که نمی‌رسند. اصلاً راه بسته است.

    این شهدا را شما ببینید. چقدر شهید و خون پاک. یک تاریخ مبارزه است. بعد فکر کنیم که دری به تخته خورد که ما سر کار بیاییم و بعد از امکانات مردم استفاده کنیم و خودمان را تثبیت کنیم بعد برویم پله بالاتر. اینها نیست. یک تاریخ مبارزه برای این است که ما به قدرت برسیم؟ اصلاً انسان و حکومت و قدرت برای آرمان و عدالت است والا نه تنها دو ریال نمی‌ارزد، بلکه وبال گردن و ساقط کننده انسان از حقیقت انسانی است. این ادبیات با ادبیات قدرت متفاوت است. باید انصاف باشد. بالاخره دولت این کارها را کرده و این ضعف‌ها را هم دارد. بعضی به گونه‌ای برخورد می‌کنند که انگار دولت هیچ کاری نکرده است. حالا ما ده بسته هم به آنها بدهیم که آقا ببین این گزارش آن. این کارخانه، این مزرعه، این پل و… ساخته شده، تشریف بیاورید لااقل ببینید.

    http://president.ir/fa/43004

  9. اینم بگید که آقا در سفر به قم گفتند که باید در مورد این سفر ساعت ها مطالعه کرد و برنامه ساخت.واقعا چه صدا و سیمای مطیعی داریم دریغ از یک برنامه تحلیلی در باره این سفر

  10. شاگردان مکتب صهیونیستی دانشگاه مک گیل در موسسه آقای مصباح مأموریت خود را قیقاً همان زمان شروع کردند و نبویان با فراماسونر خواندن دکتر و مهندس و سپس با سخرانی های آتشین شیخ محمد تقی گیوه چی ( مصباح ) به اوج خود رسید و حال نیز می گویند خدا خواست کسی بیاید که هوای رهبری را داشته باشد .این یعنی کودتای خزنده البته همراهی نظامیان با این جریان نیز قابل تأمل است .{…} در قم آمد و گفت احمدی نژاد بعد از سفر لبنان وهم برداشته اش که بالاتر از رهبری است و ….

  11. صحنه ای که تو اون سفر از یادم نمیره مربوط به استقبال از دکتر تو یه ورزشگاه بود
    گزارش خبرنگار بی بی سی رو گوش می کردم
    اون داشت می گفت(نقل به مضمون): ((( با ظاهر شدن هلی کوبتر محمود احمدی نژاد بر فراز ورزشگاه فریاد شادی از مردم بلند شند.خبرنگار رویترز وقتی متوجه شد من از بی بی سی فارسی هستم به من گفت……….((به ایرانی بودن خودت افتخار کن))………….
    این جمله رو در حالی می گفت که مراسم تمام شده بود و پشت خبرنگار پر از صندلی های خالی بود و لی لحن اون که پر از هیجان بود من رو هم به وجدآورد
    واقعیت احمدی نژاد و مقبولیت ایران اسلامی بقدری واضح و بارز بود که بی بی سی فارسی هم مبلغ اون شده بود
    یادش بخیر

    • ماجرای روز تولد دکتر احمدی نژاد
      مرتضی تمدن استاندار سابق تهران : روز پنج شنبه ۶ آبان ماه ۱۳۸۹ رئیس جمهور حوالی ساعت ۱۰ صبح دیدار چهره به چهره خود با مردم تهران را آغاز کرد. مثل همیشه با صبر و بردباری و چهره متبسم به صحبتها و درد دل مردم گوش می داد و سپس دستورات لازم را با دقت و وسواس برای حل مشکل مردمی که با همه وجود آنها را دوست می دارد صادر می کرد
      در دقایق پایانی دیدار پچ پچ بچه ها حکایت از نکته ای داشت تا یکی از آنها در گوش من گفت: فلانی، امروز (۶ آبان ) روز تولد دکتر است ، نگاهی به رئیس جمهور انداختم چنان غرق رسیدگی به مشکلات مردم بود که به خود اجازه ندادم این مناسبت را به ایشان یادآوری کنم.
      پس از پایان ملاقات به اتفاق چند نفر از دوستان در حالیکه برای اقامه نماز ظهر آماده می شد به وی گفتم « آقای دکتر تولدت مبارک» ، و بلافاصله سوال کردم آقای رئیس جمهور هیچ می دانید امروز روز تولد شماست. لحظه ای به ما خیره شد و لبخند بر لبانش جاری شد ، گفتم اگر زودتر می دانستم برایتان کیک تولد آماده می کردیم ، مجدداً خندید و گفت بهتر است به جای این حرفها به امورات مردم برسید .
      یکی دیگر از دوستان به مزاح گفت: آقای دکتر باید شیرینی بدهید و ایشان گفت معمولاً برای جشن تولد شیرینی و هدیه می دهند نه شیرینی بگیرند ، اما به هرحال شیرینی جشن تولد من همین است که در کنار مردم شیرینی حل مشکلات آنها را بین هم تقسیم کنیم. او که عاشق مردم است ،روز تولدش را هم در شیرینی خدمت به بندگان خدا گذراند. خدایش خیر دهد و عمرش با برکت.

  12. سلام، برای تولد دکتر، تهرانیها بروند ساختمان لادن ( یاد ما غیر تهرانی هم باشند :) ) ولی هزینه کیک و هدیه و… را به حساب دانشگاه ایرانیان بریزیم تا کمک کوچکی در راستای حل مشکل مالی این دانشگاه انجام گیرد . فکر میکنم خود دکتر احمدی نژاد هم این را بیشتر می پسندند.

  13. سلام به نظر من بهتره واسه تولد دکتر بریم دانشگاه علم و صنعت چون دم در خونشون که نمیشه خیلی شلوغ کاری کرد همسایه هاشونم اذیت میشن تولد هم که بدون شلوغ کاری حال نمیده بالاخره یه کفی سوتی تولدت مبارکی چیزی الکی که نیست تازه دم در خونشون کیک هم نمیشه برد دانشگاه که بریم فک کنم مسئولین دانشگاه باهامون همکاری هم بکنن از خداشونم باشه چون اونام دکتر رو دوست دارن دانشجوهام هستن همه هم از خدا خواسته که یه چند ساعتی کلاساشون تشکیل نشه به نظرم دانشگاه دستمون بازتره که بتونیم تولد خوبی واسه دکتر بگیریم کیک و گل و شیرینی و هدیه و اینا راستی شمع هم یادتون نره خلاصه به نظرم دانشگاه علم و صنعت بهتر باشه دیگه مونده به نظر دوستان احمدی نژادی (پیشاپیش تولد دکتر احمدی نژاد عزیز رو به ایشون و همه هواداراشون تبریک میگم @};-@};-@};-@};-@};- )

    • فکرکنم بشه یکی از سالن های دانشگاه رو به این منظور گرفت برا یکی دو ساعت…البته به شرط همکاری دانشگاه…

    • من علم و صنعتیم
      دکتر تو این یک ماه نیمده دانشگاه
      بعید می دونم این کار خوبی باشه
      چون ممکنه نخاله های پایداری مراسم رو به تشنج بکشند

      • دکتر حتی در دوران ریاست جمهوری هم دانشگاه رو رها نکرده بود چه برسه به الان. چرا شایعه درست می کنید!؟
        به نظر من هم دانشگاه خیلی بهتره برای این مراسم. امیدوارم همه دوستان بتونن بیان. فقط اگه بشه زودتر هماهنگی هاش انجام بشه که مشکلی ایجاد نشه

        • بنده هم دانشجوی علم و صنعت بودم، آن هم رشته حمل ونقل.
          در آن دوره -تا جایی که اطلاع دارم- ایشان در دانشگاه حضور فیزیکی نداشتند: کلاسهایشان و جلسات دفاع دانشجویانشان در نهاد برگزار میشد. غرض اینکه، “به دانشگاه نیامدن” با “رها کردن دانشگاه” متفاوت است.

  14. سلام فکر می کنم برای تولد دکتر ساختمان لادن بهتر باشه.البته خواهشا ی برنامه ای باشه که فقط مخصوص رسانه ای ها و یاران خاص دکتر نباشه که افراد بیشتری بتونن بیان

  15. سلام و ادب
    عید قربان پیشاپیش مبارک @};-
    میشه گفت از خواننده های خاموش وبلاگ هستم و البته در حد خودم از منحرفان آشکار!
    ساکن تهران نیستم و متاسفانه نمی توانم در هر مراسمی که قراره بهانه ای برای دیدار دکتر باشه شرکت کنم اما پیشنهادی دارم که تقدیم می کنم:
    با توجه به سیره و منش دکترعزیز که در هر موقعیتی همگان را به یک “امر” دعوت می کرد، و آن نبود مگرامر ” ولایت ” ، پیشنهاد می کنم این مراسم را در روز “عید غدیر” قرار دهید. مطمئنم هیچ چیز بیشتر ازاین او را خوشحال نمی کند، چرا که بنا به تایید آقا، انصافا او بود که نام ” وارث غدیر” را در جهان امروز پرآوازه ساخت، و برای چنین شخصی چه هدیه ای برتر از آنکه در روز “عید ولایت ” خود را در جمع عده ای از “محبان علی و اولادش (علیهم السلام)” ببیند و همه با هم برای فرج مولایشان زمزمه کنند: ” اللهم عجل لولیک الفرج ”
    دکتر،عاشق است و عاشق، یاد و ذکرمعشوق را دوست ترمی دارد زیاد خویش….
    با علی @};-

    • من با این نظر کاملا موافقم. بخصوص با جمله آخرش. هرچند عید غدیر دوستان معمولا برای بازدید از سادات آشنای دور و برشان هم وقت کم می آورند اما دیدار دکتر در این روز صفای دیگری دارد

        • نه تورو خدا!!!اگرم قرار بر این شد بندازین یک روز قبل از عیدغدیر….چون مطمینا روز عید هم سر دکتر شلوغه و هم خیلی از طرفداران نمیتونن بیان….

  16. جبر تاریخی یعنی این! :lol:

    انتشار مقاله پر خبر یک نماینده پارلمان آلمان درباره تماس های ایران و امریکا برای مذاکره
    مقدمات تماس تلفنی اوباما و روحانی یکسال پیش در عمان فراهم شد

    من از طرف دولت آلمان، در سال ۲۰۱۰ حامل نامه پیشنهاد چهار بندی ایران که به تائید بالاترین مقامات ایران رسیده بود به امریکائی ها برای مذاکره و حل و فصل پرونده اتمی ایران بودم. درآن نامه که من به مقامات امریکا رساندم، ایران خواهان صلح با امریکا بود. ایران مذاکرات در بالاترین سطح را پیشنهاد کرده بود، البته در مقام مساوی با حفظ شان و منزلت ملی. بدون فریادهای پیروزی امریکا.
    آن چهار بند اینها بود:
    ۱٫ ضمانت کامل قراردادی و عملی در رد ساخت بمب اتمی ایران. ایرانی ها حتی می خواستند که تغلیظ ۲۰% ی اورانیوم لازم برای مصارف پزشکی را به امریکا (!) انتقال دهند.
    ۲٫ آمادگی همکاری عادلانه در مورد مناطق نفوذ امریکا و ایران در خاورمیانه.
    ۳٫ آمادگی همکاریهای سازنده در حل مسائل افغانستان و عراق.
    ۴٫آمادگی مبارزه مشترک با تروریسم بین المللی با ایده های کاملاً مشخص
    در پائیز ۲۰۱۲ یک مذاکرات مقدماتی در عمان بین ایران و آمریکا انجام شد و با احتیاط کوشش شد که ببینند آیا مذاکرات مستقیم در عالی ترین سطح شانسی خواهد داشت. این تماس مشخصاً زمینه قبلی مذاکرات تلفنی ۱۵ دقیقه ای هفته گذشته روحانی و اوباما بود. با توجه به این تاریخچه گمان می کنم که پیشنهاد مذاکره از سوی روحانی جدی باشد. من در این مورد به روحانی بیشتر اعتماد می کنم تا به نیتانیاهو. نیتانیاهو نگران اینست که در صورت مذاکرات ایران و امریکا نه تنها در مورد امکان اسلحه اتمی ایران، بلکه در مورد اسلحه های اتمی واقعی اسرائیل نیز صحبت شود. و در مورد اسلحه های شیمیائی اسرائیل هم. در ایران هم مثل امریکا نیروهای زیادی هستند که مخالف عادی شدن روابط دو کشور هستند. لذا آلمان باید کمک کند که هرچه سریعتر راه حل مفیدی بدست آید.
    متن مقاله را از روی عنوان بالا بخوانید!

    ترجمه متن مقاله:

    مقاله حاضر در”روزنامه برلین” (برلینر سایتونگ) مورخ ۰۷ اکتبر ۲۰۱۳ (۹ مهر ماه ۱۳۹۲) منتشر شده است.
    یورگن تودن هوفر متولد ۱۹۴۰ از ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۰ عضو پارلمان آلمان از حزب سوسیال مسیحی. CDU است. تودن هوفر در فراکسیون خود ابتدا مسئول سیاست همکاریهای بین المللی و سپس کنترل تسلیحات بوده است. پس از آن تا سال ۲۰۰۸ در هیئت مدیره مجله بوردا مشغول بوده. از ۱۹۸۰ مکررا به مناطق متزلزل جهان اسلام رفت آمد داشته، افغانستان، عراق و اخیراً لیبی، سوریه و ایران. هم اکنون کتاب جدید او “تو نباید بکشی” توسط انتشارات برتلزمن منتشر شده است.
    —————————————–

    من دوستان زیادی در اسرائیل دارم. از اکثرشان حاضرم یک ماشین دست دوم بخرم، ولی در مقابل نیتانیاهو تامل می کنم! چون که نخست وزیر اسرائیل یک رابطه نادر دیگری با حقیقت دارد.
    از ۱۹۹۵ تا کنون– هجده سال – بدون اینکه رنگ صورتش سرخ بشود مکرراً ادعا می کند که بمب اتمی ایران “پس فردا” تولید می شود! یک آدم از چندمین اعلام خطر به واقعیت نپیوسته اش می تواند قابل اعتماد بودنش را از دست بدهد. بویژه وقتی که او اسلحه اتمی خودش را کتمان می کند.
    حسن روحانی هم احتمالاً با هفت تا آب شسته شده، والا رئیس جمهور ایران نمی شد. اما او اقلاً یک چنان نقشه های جنگ و صلح بدون موجودیت خارجی برای کسی کشف نمی کند. در حال حاضر او در مورد مذاکرات و پیشنهادات صلح مشخصی از سوی ایران گفتگو و اقدام می کند. این پیشنهادات از سه سال و نیم پیش به دولت امریکا ارائه شده است. من خودم آنرا – با وساطت دولت آلمان – در تاریخ ۲۶ آوریل ۲۰۱۰ به مقامات عالی امریکا ارائه کردم. نه بعنوان مذاکره کننده یا واسطه، بلکه فقط بعنوان “پستچی”. زیرا امریکا و ایران بیش از سی سال است که این تجمل بچگانه را به رخ دنیا می کشند که دیگر در سطح وزرا و روسای کشور با هم حرف نمی زنند.
    من با کمال میل “قاصد” این پیشنهاد مذاکره بودم که از سوی بالا ترین مقامات رهبری ایران تائید شده بود. اگرچه من ۲۰۰۸ در مدرسه دیپلماسی تهران یک سخنرانی خیلی تند بر علیه احمدی نژاد داشتم و بر حق حیات اسرائیل (و فلسطین) تاکید کردم [پرانتز از خود نگارنده است]. من دوستی خاصی با سیستم ایران ندارم و ضدیتی هم بااسرائیل ندارم.
    مغز پیشنهادات ایران شامل چهارنکته زیر بود:
    ۱٫ ضمانت کامل قراردادی و عملی در رد ساخت بمب اتمی ایران. ایرانی ها حتی می خواستند که تغلیظ ۲۰% ی اورانیوم لازم برای مصارف پزشکی را به امریکا (!) انتقال دهند.
    ۲٫ آمادگی همکاری عادلانه در مورد مناطق نفوذ امریکا و ایران در خاورمیانه.
    ۳٫ آمادگی همکاریهای سازنده در حل مسائل افغانستان و عراق.
    ۴٫آمادگی مبارزه مشترک با تروریسم بین المللی با ایده های کاملاً مشخص

    درآن نامه که من به مقامات امریکا رساندم، ایران صلح با امریکا می خواست. ایران مذاکرات در بالاترین سطح را پیشنهاد کرد، البته در مقام مساوی با حفظ شان و منزلت ملی خود. بدون فریادهای پیروزی امریکا.
    من به امریکائی ها گفتتم که ایرانی ها می توانند بعنوان (واسطه) ریش سفید وزیر اقتصاد آلمان ولفگانگ شویبله را تصور کنند. شویبله تا همین امروز نمی داند که چرا ایرانی ها از قضا به او، دوست صادق امریکا و اسرائیل رسیده اند.
    باوجود این پیشنهاد صلح، امریکا به سیاست خصمانه خود بر علیه ایران ادامه داد. تاسیسات هسته ای غیر نظامی ایران توسط ویروس های نرم افزاری مورد حمله واقع شدند و (برای مدتی) فلج شدند. محاصره اقتصادی چنان گسترش یافت که امروزه حتی بیماران مبتلا به سرطان و ام اس دسترسی کافی به دارو ندارند. هر چند هفته یکبار تهدید حمله نظانی از نو مطرح شده است. پنج دانشمند فیزیک اتمی ایران ترو شده اند. من خودم با بیوه یکی از آنها مفصلاً صحبت کردم.
    رئیس جمهور اوباما بوضوح مدتها نتوانسته با ایده ی مذاکره، موفقیتی در سطوح بالا داشته باشد. لابی ضد ایران در آمریکا بسیار قوی است. خط فکری اصلی را خانم “آن کولتر” مدراتور تلویزیون در سال ۲۰۰۶ تعیین کرد. او گفت: “ما باید به مسابقه دستمال بدستی ملی پایان دهیم. سوریه را باید تا به حد عصر حجر بمباران کرد و بعد هم ایران را برای همیشه خلع سلاح نمود”.
    ۲۰۰۷ جان مک کین، کاندید ریاست جمهوری از حزب جمهوری خواه در یک میتینگ انتخاباتی راه او را ادامه داد. وی همراه با کف زدن های شدید حضار با ملودی آهنگ پیرمردان ساحل خواند: “بمب، بمب، بمب، بمب، ایران. بگذارید بالاخره ایران را بمباران کنیم”. هیلاری کلینتون می خواست درصورت لزوم ایران را (از روی صفحه) “محو” کند.
    اوباما می بایست سالها در مقابل این نیروها مبارزه کند. حالا احتمال آن بوجود آمده که او بتواند پیش ببرد. این هنوز قطعی نیست. اما در پائیز ۲۰۱۲ در حین مبارزات انتخاباتی، همان نزدیکی های انتخاب مجددش یک مذاکرات مقدماتی در عمان بین ایران و آمریکا انجام شد. گرچه محمود احمدی نژاد هنوز رئیس جمهور ایران بود. با احتیاط کوشش شد که ببینند آیا مذاکرات مستقیم در عالی ترین سطح یک شانسی خواهد داشت.
    این مشخصاً زمینه ی قبلی مذاکرات تلفنی ۱۵ دقیقه ای هفته گذشته روحانی و اوباما بود. با توجه به این تاریخچه گمان می کنم که پیشنهاد مذاکره از سوی روحانی جدی باشد. من در این مورد به روحانی بیشتر اعتماد می کنم تا به نیتانیاهو.
    اگر قضیه به یک صلح بین ایران و امریکا منجر شود، شانس صلح در سوریه نیز افزایش خواهد یافت که بعلت پیوند هایش با ایران بعنوان دشمن جا افتاده است. حتی اسرائیل هم از عادی شدن روابط بین ایران و امریکا سود خواهد برد، نیتانیاهو ولی احتمالاً نه. او بوضوح از آن دسته سیاستمداران است که درگیری را دوست دارند زیرا در زمان صلح مصرفی ندارند (چیزی برای ارائه کردن ندارند. م).
    بعلاوه نیتانیاهو باید نگران این باشد که در آن صورت نه تنها در مورد امکان اسلحه اتمی ایران بلکه همچنین در مورد اسلحه های اتمی واقعی اسرائیل نیز صحبت شود. و در مورد اسلحه های شیمیائی اسرائیل هم. شاید یکبارهم یک دیپلمات غربی جرئت کند که بگوید تهدید به تهاجم نظامی مخالف حقوق ملت هاست. حتی از سوی امریکا و اسرائیل. آیا بعنوان دوست این دو کشور می توان امروز چنین حرفی را علنی گفت؟
    روحانی وقت زیادی ندارد. در ایران هم مثل امریکا نیروهای زیادی هستند که مخالف عادی شدن روابط دو کشور هستند. لذا آلمان باید کمک کند که هرچه سریعتر راه حل مفیدی بدست آید. در آنصورت دنیای امن تری خواهیم داشت.

  17. ببخشید ولی فکر نمی کنید این حرکتهای لوس تولدبازی و اینها رو بذاریم برای دار و دسته خاتمی و رفسنجانی؟! تولد دکتر و همه ما سوم تیره. بهتره ۳ تیر رو به عنوان تولد احمدی نژاد جشن بگیریم. سه تیری که کمر استوانه را شکست!

      • اگر راستش را بخواهید، خود پیامبر و ائمه هرگز جشن تولد و مولودی نداشتند. تا جایی که اطلاع داریم فقط یک عزاداری سالانه داشتند و آنهم برای عاشورا بود. مولودی گرفتن الیته اشکالی ندارد اما سنت هم نیست.
        ضمنا آن روزی که عمر می خواست تقویم و مبدا تاریخ را درست کند عده ای پیشنهاد کردند که تولد پیامبر را مبدا تاریخ قرار دهد – به تقلید از مسیحیان- اما امام علی علیه السلام مخالفت کردند و به جایش هجرت را پیشنهاد کردند.
        تولد اتفاقی است که برای هر کسی می افتد و به خودی خود ارزشی ندارد. مگر اینکه در مکان یا زمان خاصی باشد مثل تولد امام علی علیه السلام در کعبه و ایام البیض رجب یا تولد امام زمان در نیمه شعبان که خود این روزها به خودی خود هم روزهای مقدس و بزرگ بودند.
        اما این اعمال خود انسان است که او را ارزشمند می کند لهذا هجرت پیامبر از تولدش بسیار مهمتر است. در مورد احمدی نژاد هم روزهایی مانند روزی که برای انتخابات ثبت نام کرد یا روزی که رسما هولوکاست را در سازمان ملل به چالش کشید یا روزی که آن مناظره تاریخی را انجام داد ، بسیار بیشتر ارزش دارند که جشن گرفته شوند. این روزها روزهای بت شکنی هستند.

        بگذارید کارهایمان معنای آرمانی پیدا کند.

  18. سلام آقای فتاحی
    ان شالله که حالتون خوبه
    دعاهاتون در این روز پر خیر و برکت مقبول درگاه حق باشه ان شالله
    عید قربان رو پیشاپیش بهتون تبریک میگم
    و اگه ان شالله برنامه ای برای تولد دکتر عزیز داشتید ماروهم یاد کنید البته کار مجازی اگه قراره بشه ماهم هستیم!
    @};-

    • سلام علیکم
      الحمدلله خوبم. عید شما هم مبارک. امیدوارم حال شما هم خوب باشه و ازتون التماس دعا دارم. سلامت باشید ان شاءالله. چشم اگر زحمتی بود خبرتون می کنیم.

    • @};- با سلام

      جناب بنده خدا
      اگر بگویم برای این طرح زیبا یک دنیا ممنون, باز حق مطلب را ادا نکرده ام. باور کنید این شعر را هم با دو بار خواندن ازبر شدم:

      صدای بال ملایک ز دور می آید
      مسافری مگر از شهر نور می آید
      به زخمهای شقایق قسم هنوز ز باغ
      شمیمٍ سبزٍ بهارٍ حضور می آید. @};-
      __________
      در متن خانم هما, یک اشتباه تایپی هست. اسم آن جانور ان کاتلر (Ann Coutler) است. این را گفتم که اگر کسی خواست مزخرفات این جانور را محض تفریح و لعن بخواند, جستجو آسان شود.

  19. اینکه یادآوری کردید خیلی خوبه ولی کاش یه نکاتی رو هم میگفتید! دوستان بعضا فکر میکنن قراره برای یکی از دوستای نزدیکشون تولد بگیرن! :|

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<