امروز، فردا

خواب دیدم زیر باران،
صلیب وار ایستاده ام.
اما ابر سفیدم!
حالا که هوا قهوه ای است،
چه بهتر که نمی باری.
بگذار بارانهای اسیدی را ابرهای سیاه نازل کنند.

***
هوا پاک شده است.
ابرها می بارند.
افسوس که با بادها رفته ای.
صلیب زیر باران،
فقط یک رویا بود.

4 دیدگاه در “امروز، فردا

  1. سلام. شما هم در مراسم مقدس و باشکوه و دشمن شکن لنگه کفش پرانی به عروسک نمادین جرج بوش شرکت کردید برادر؟؟!!!


    متاسفانه سعادت شرکت در این مراسم را نداشتم خواهر!

  2. چه بد شد!! چه سعادت و صواب بزرگی رو در تخریب چهره ایران و جمهوری اسلامی در نظر مردم دنیا در دفاع از عمل زیبا و متمدنانه یک بعثی ضد ایرانی از دست دادید برادر!!!


    کوچولوی بابا! مردم دنیا، هیئت حاکمه آمریکا و چند کشور دنیا نیستند. حتی مردم دنیا، فقط مردم آمریکا و اروپا هم نیستند. رفتار متمدنانه را هم باید با انسان متمدن انجام داد نه کسی که دستش به خون صدها کودک در عراق و افغانستان آلوده است. چطور وحشی گری بوش به چشمت نیامد ولی پرتاب کفش به طرف یک بچه کش به چشمت زشت آمده است؟
    منتظرالزیدی را همان بچه کشها متهم به بعثی بودن کردند و بعد گندش درآمد که طرف شیعه است و …

  3. با تایید کامل نظر نویسنده بلگ در پاسخ به خانم باباییخواستم بگویم آنچه مایه تاسف است اینست که بدبختانه امروز مسلمانان نیز در عراق و افغانستان با انجام عملیات انتحاری جان بچه های بی گناه را میگیرند. آیا ما به همان نسبت در نقد عملکرد آنان نیز رفتار به قول شما غیر متمدنانه انجام میدهیم؟؟ از بوش جنایتکار و ضد اسلام انتظاری نیست ولی از مسلمانان انتظار میرود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<