صدایت …

تقدیم به دکتر احمدی نژاد

صدایت چون موج های خسته ای است
که همراه اشک ماهی گیران در کلبه های مرطوب
تا کتانی های سرخوش زوج جوانی کنار ساحل می رسد

حتی آبی های شاد مسجد شیخ لطف الله هم دلشان می گیرد
نگاه نکن هنوز خودت را
که چون سکانس نفس گیری از یک فیلم
هیچ تماشاگری پایانت را باور نکرده
دریا نیستیم که رفتنت را زلال تر از آمدنت بفهمیم
یا که نسیم
تا همراه شویم با تو
تا مه آلود سنگین و پر سکوت
این است که دل تنگیم
این است که در قایق های کوچکمان
آواز ماهی گیران دل شکسته را می خوانیم

10 دیدگاه در “صدایت …

  1. این روز ها خیلی غصه میخورم یک طرف به دادگاه کشاندن بزرگ مرد عدالت را و یک طرف به گند کشیدن ۸ سال تلاش انقلابی مرد عدالت را با عقد قراداد ترکمن ‍ژنو دولت اعتدال
    خدا خود کمک مان کن

  2. دیگه دلم نمیخواد دکتر سکوتشو بشکنه. این آدمای پستی که من می بینم ذره ای انسانیت در وجودشون نیست و حاضرند برای حفظ قدرت هر کاری بکنند هر کاری. فکر می کنند تا ابد میتونند پشت دروغ هاشون پنهان بشن و با کمک غربی های فاسدتر از خودشون مردمو بذارن سر کار. این همه خون پای این آرمان ریخته شده فکر می کنند با نقشه و دوز و کلک میتونن بر اراده خدا و خون شهید و اراده انسان های پاک و بزرگ غلبه کنن.

  3. گر فرومایه کسان،سنگ به جام تو زدند
    شادمان باش که از رشک مقام تو زدند
    شکوه بی هنران بین که چرا در همه شهر
    نکته سنجان،علم فتح به بام تو زدند
    ز شراب سخنت،نوش لبان،سرمستند
    چه غم ار کینه وران سنگ به جام تو زدند؟

  4. سلام حامدجان
    هویت یک شاکی خصوصی دیگر از دکتر اعلام شد:
    شاکی دیگر احمدی نژاد یک شهروند تهرانی به نام خسرو شاهین است که خود را از جانبازان دفاع مقدس معرفی کرده و از رئیس جمهور سابق به دلیل بالا بودن تلفات جاده‌ای در کشور به دستگاه قضایی شکایت کرده است.

    او که تصریح کرده شخصاً از حوادث جاده‌ای خسارتی ندیده‌ اما در عین حال از اینکه میزان تلفات جاده‌ای کشور بسیار بیشتر از کشته‌هایی است که جنگ تحمیلی ۸ ساله بر جالی گذاشته، عارض شده است.

    http://www.tabnak.ir/fa/news/360044/شاکی-خصوصی-احمدی‌نژاد-کیست

    خیلی جالبه… داره جالب تر هم می شود…

    خدایا فرج مهدی را برسان به حق سوز دل زینب کبری

  5. سلام
    یه شکایتی که می تونه خیلی قانونی و تاثیر گذار باشه اینه که آقای علی لاریجانی به چه حقی در سایر قوا دخالت می کند و خاصتا با دستور منع این کار از سوی آیت الله شاهرودی چرا همچنان دارند مصوبات دولت قبلی و حتی فعلی را باطل می کنند.
    تازه اگر مسائل حاشیه ای تصویب و رد این مصوبات رو در نظر بگیریم قضیه خیلی کش دارتر و گسترده تر می شود. به عنوان نمونه با تصویب دولت شهمیرزاد در سمنان به شهر ارتقا یافت و در ادامه با رد این مصوبه توسط رئیس مجلس خدا می دونه چه اختلاف و درگیری ای بین این شهرستان و شهرستان مجاورشون اتفاق افتاد که حتی به مجلس تهران هم کشیده شد.
    و مثال هایی دیگر از این دست…

  6. شباهتی بین آنروز و امروز:

    “آنگاه

    خورشید سرد شد

    و برکت از زمین ها رفت

    سبزه ها به صحراها خشکیدند

    و ماهیان به دریاها خشکیدند

    و خاک مردگانش را

    زان پس به خود نپذیرفت

    شب در تمام پنجره های پریده رنگ

    مانند یک تصور مشکوک

    پیوسته در تراکم و طغیان بود

    و راهها ادامهء خود را

    در تیرگی رها کردند

    دیگر کسی به عشق نیندیشید

    دیگر کسی به فتح نیندیشید

    و هیچکس

    دیگر به هیچ چیز نیندیشید

    در غارهای تنهائی

    بیهودگی به دنیا آمد

    خون بوی بنگ و افیون میداد

    چه روزگار تلخ و سیاهی

    نان ، نیروی شگفت رسالت را

    مغلوب کرده بود

    در دیدگان آینه ها گوئی

    حرکات و رنگها و تصاویر

    وارونه منعکس میگشت

    و بر فراز سر دلقکان پست

    خورشید مرده بود

    خورشید مرده بود ، و فردا

    در ذهن کودکان

    مفهوم گنگ گمشده ای داشت

    آنها غرابت این لفظ کهنه را

    در مشق های خود

    بالکهء درشت سیاهی

    تصویر مینمودند

    مردم ،

    اما همیشه در حواشی میدان ها

    این جانبان کوچک را میدیدی

    که ایستاده اند

    و خیره گشته اند

    به ریزش مداوم فواره های آب

    شاید هنوز هم

    در پشت چشم های له شده ، در عمق انجماد

    یک چیز نیم زندهء مغشوش

    بر جای مانده بود

    که در تلاش بی رمقش میخواست

    ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها

    شاید ، ولی چه خالی بی پایانی

    خورشید مرده بود

    و هیچکس نمیدانست

    که نام آن کبوتر غمگین

    کز قلبها گریخته ، ایمانست

    آه ، ای صدای زندانی

    آیا شکوه یأس تو هرگز

    از هیچ سوی این شب منفور

    نقبی بسوی نور نخواهد زد؟

    آه ، ای صدای زندانی

    ای آخرین صدای صداها…”

  7. ظاهرا “دکتر جباری” را هم زدند.
    اگر خبری از ایشان کسب کردید بی خبر نگذارید.
    خودتان هم خیلی مراقب باشید.
    اگر شما سنتان قد نمیدهد اما بنده خوب یادم است و حس عجیبی دارم.سیر وقایع شباهت تامی با شرایط پس از {…} دارد. بعید نیست وقایع {…} و پس از آن به نحوی تکرار شود.
    یقینا “همان گروه” خفت و خواری شان در برابر قدرتهای خارجی را با موج سرکوب در داخل بالانس خواهند کرد. و چه موردی بهتر از “گردنهای باریکتر از مو!”
    (مشکل دار بودن یا نبودن این کامنت منوط به تشخیص شماست)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<