به نظر شما چرا این طرح در ایران پیروز شد ولی در ونزوئلا شکست خورد؟

آرمانشهر: مطلب خواندنی و البته دردآور زیر نوشته دوست و برادر عزیزم «احمد شریعت» است. به نظر شما چرا اجرای یک طرح، در ایران به نتیجه می رسد ولی در ونزوئلا به نتیجه نمی رسد؟

***

«اقتصاد را هدف بگیرید، بحران ارز و سپس تورم ایجاد کنید، با کمک امپراتوری رسانه‌های خود ضدامپریالیست‌ها را دارای سوءمدیریت نشان دهید، آن‌ها را بحران‌آفرینانی معرفی کنید که در پی دشمن تراشی در جهان هستند، مورد هتاکی قرار دهید تا اعتبار سیاسی آن‌ها از بین برود، و سرانجام اخبار دروغ اقتصادی منتشر کنید و جو جامعه را بهم بریزید».

موارد بالا دستورالعمل‌های رورتی و لدین و سوروس و… نیستند، اما در سال‌های منتهی به انتخابات برای ما آشنا هستند. روشن است که هدف از این برنامه‌های کوتاه یا بلندمدت، تاثیر روی نتایج انتخابات است. هدف این است که مردم رای‌دهنده بر سر دوراهی “ادامه حضور ضدامپریالیست‌ها در قدرت” و ادامه بحران اقتصادی، یا “انتخاب اهل تعامل” و رهایی از فشار اقتصادی قرار دهند.

ونزوئلا، نبرد بازار آزاد و انقلاب بولیواری

در ونزوئلا با ظهور چاوز، شکاف اصلی سیاست میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم شکل گرفت و میدان دو طرفه شد. در یکسو انقلابیون که بر اجرای “برنامه‌های ملی به سود جامعه” در قالب احزاب سوسیالیستی تاکید دارند و در طیف دیگر جریان لیبرال و حامیان بازار آزاد قرار دارند. ناگفته پیداست که در شکاف جامعه‌گرایی و بازارگرایی، قدرت اقتصادی و رسانه‌ای در اختیار بازارگرایان و بانکدارانی قرار دارد که شریان‌های اصلی اقتصاد را از آن خود کرده‌اند. با این وجود، امکانات لیبرال‌ها در مقابل مردمی بودن چاوز کافی نبود و آن‌ها در انتخابات بطور متوالی شکست می‌خوردند. اما با مرگ چاوز در سال گذشته، لیبرال‌ها به پیروزی و از آن مهمتر “توقف اصلاحات چاوز” امیدوار شدند. این برای آن‌ها یک فرصت بی‌نظیر بود تا بار دیگر به قدرت بازگردند، بخصوص که در گذشته بدترین شرایط هم برای متوقف کردن چاوز کافی نبود.

ونزوئلای مادورو

چاوز پیش از مرگ خود، نیکلاس مادورو را فرد مورد اعتماد و امین خود خواند و از مردم خواسته بود در صورت مرگش به او رای دهند. پس از مرگ چاوز، مدتی بعد، انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا برگزار شد و در انتخاباتی با بیشترین فشار رسانه‌ای داخلی و خارجی، مادورو توانست علیرغم کاهش نسبت آرا (نسبت به پیروزی نسبتا مقتدرانه چاوز در سال گذشته)، در یک رقابت سخت با بیش از یک درصد اختلاف آرا به پیروزی رسید. این نسبت آرا (۵۰.۷) یک پیام روشن برای مخالفان چاوز داشت: با کمی افزایش فشارهای اقتصادی و رسانه‌ای می‌توان پیروز انتخابات بود.

بلافاصله پس از پیروزی نزدیک مادورو در انتخابات، اولین گام برای تضعیف وی با آشوب مخالفان آغاز شد. لیبرال‌ها با شعار “تقلب در انتخابات” دست به آشوب زدند تا وجهه بین‌المللی و داخلی دولت مادورو را تضعیف کنند. با تنش‌های انتخابات ریاست جمهوری، مادورو شروع خوبی نداشت و فقط ۷ ماه بعد، انتخابات شوراهای مشورتی و شهرداری‌ها برگزار می‌شد، انتخاباتی که با توجه به ساختار فدرالی ونزوئلا، اهمیت بسیار زیادی داشت.

۷ ماه تعیین کننده

با شروع ریاست جمهوری مادورو و در حدفاصل دو انتخابات، حمله‌ای همه جانبه در ابعاد مختلف اتفاق افتاد. مخالفان چاوز که از گذشته مهمترین پایگاه خود را در اتاق‌های بازرگانی بنا کرده و از آنجا شریان‌های اقتصاد ونزوئلا را در اختیار گرفته بودند، بار دیگر فعال شدند. کمی قبل از انتخابات ریاست جمهوری، بحران دلار ایجاد شد و بعد از انتخابات به همه بخش‌های اقتصاد ونزوئلا کشیده شد. پس از انتخابات، دلار در بازار ونزوئلا ناگهان کمیاب شد تا بولیوار (واحد پول ملی ونزوئلا) یک سوم ارزش خود را از دست بدهد و به پایین‌ترین ارزش خود در برابر دلار برسد. رشد اقتصادی کاهش یافت و تورم به همه بخش‌های ونزوئلا رسید تا مخالفان، سوءمدیریت‌های دولت مادورو را عامل این اتفاقات معرفی کنند. در این میان دولت مادورو شوک ارزی را ناشی از یک توطئه داخلی و خارجی می‌دانست و با کشف یک محموله بسیار بزرگ از دلار، صحت گفته‌هایش تا حدی ثابت شد.

در این میان رسانه‌ها مهمترین بخش و موتور محرک مخالفان محسوب می‌شدند. امپراتوری رسانه‌ای مدام به مردم ونزوئلا بابت ادامه یافتن “سوءمدیریت و بی‌تدبیری‌های مادورو” هشدار می‌داد و با انتشار اخبار غیرواقعی سعی در ملتهب نگه داشتن جامعه داشت. یک روز یکی از کارشناسان اقتصادی در مصاحبه‌ای اعلام می‌کرد “در چند ماه آینده ونزوئلا دچار قحطی می‌شود” و روز دیگر روزنامه پرتیراژ مخالف دولت، به دروغ مدعی کمبود گازوئیل و سوخت در کشور می‌شد. مخالفان حتی مدعی قحطی و خالی بودن فروشگاه‌های برخی مناطق و هجوم مردم به فروشگاه‌ها و غارت آن‌ها شدند، اما به زودی مشخص شد عکس مورد استناد برای خبر، مربوط به زلزله چند سال قبل شیلی بوده و نه وضعیت فعلی ونزوئلا!

واکنش مادورو

اما واکنش انقلابیون ونزوئلا در سر دیگر میدان هم بااهمیت بود. در وهله اول دولت مادورو توانست با افشای دروغ‌های مخالفان و دعوت از دادگستری برای پیگیری دروغ‌هایی که امنیت روانی و معیشت مردم را هدف قرار می‌دهند (مانند خبر کمبود گازوئیل)، تا حدی از رواج انتشار اخبار خلاف واقع بکاهد و حقانیت خود را نشان دهد. دومین اقدامی که مادورو با انجامش خود را به همگان ثابت کرد، ادامه دادن برنامه‌های چاوز در حمایت از محرومین بود. مادورو ساخت “خانه‌های ارزان قیمت دولتی” را ادامه داد و با وجود مخالفت لیبرال‌ها بر اجرای برنامه‌های اجتماعی تاکید کرد.

باارزش‌ترین کمک به مادورو، میراث چاوز بود: “یک شبکه بزرگ اجتماعی”. چاوز در سال ۲۰۰۷ برای اولین بار یک جنبش اجتماعی را در قالب یک تشکل حزبی به نام “حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا” پایه‌گذاری کرد، حزبی که مبنایش فعالیت اجتماعی بود تا فعالیت سیاسی. این تشکل برخلاف دیگر احزاب، از مردم جدا نشد و در میان مردم باقی ماند. حزبی که از جمعیت ۱۹ میلیونی واجد شرایط رای دادن، ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار عضو رسمی دارد و بیشتر به یک “جنبش اجتماعی” شباهت دارد.

مبارزه با رباخواری و فرار مالیاتی

اما مهمترین اقدام مادورو برای مقابله با کارشکنی‌های اقتصادی مخالفان، ارائه لایحه “قانون اختیارات ویژه” بود. مادورو که وضعیت اقتصادی تحمیل شده بر ونزوئلا را “جنگ اقتصادی” نامیده، از پارلمان ونزوئلا درخواست اختیارات ویژه برای مقابله با رباخواری، فساد اقتصادی، دلالی و فرارهای مالیاتی {ثروتمندان} کرد. با توجه به اینکه اکثریت پارلمان از حزب سوسیالیست متحد (حزب مادورو) هستند، با وجود جو رسانه‌ای بسیار سنگین لیبرال‌ها و حامیان غربی آن‌ها، این قانون به تصویب مجلس رسید. لیبرال‌ها که مهمترین پایگاه آن‌ها اتاق بازرگانی ونزوئلاست، ابتدا این مصوبه را غیرقانونی و شرم‌آور خواندند و سپس شفاف شدن درآمدها را موجب نقض حریم خصوصی افراد دانستند.

و سرانجام پیروزی بزرگ

سرانجام روز موعود یعنی ۸ دسامبر فرا رسید و مردم ونزوئلا به پای صندوق‌های رای رفتند. در روزی که مشارکت ۵۹ درصدی در انتخابات شوراهای مشورتی و شهرداری‌ها رکوردشکنی کرد، پیروزی بزرگی نصیب انقلابیون ونزوئلایی شد. در این انتخابات از ۳۳۷ شهرداری، ۲۳۰ شهرداری به حزب مادورو و ۱۲ شهرداری به متحدان آن‌ها رسید تا ۷۳ درصد شهرداری‌ها به جبهه انقلاب بولیواری برسد. ۷۱ درصد شهرهای بزرگ به جبهه انقلاب بولیواری رسید و پس از انتخابات نزدیک ریاست جمهوری، فاصله آرا با جبهه مخالفان به رهبری کاپریلس به بیش از یک میلیون رای رسید. طبق آخرین خبرهای رسمی، پس از انتخابات نیز دو شهردار به جبهه انقلاب بولیواری پیوستند. در مقابل کاپریلس تنها توانست نسبت به همراهی مادورو با ۳ نامزد شهرداری هنگام رای دادن اعتراض کند و آن‌ها را تخلف انتخاباتی بنامد.

اینگونه بود که انقلاب بولیواری در سخت‌ترین شرایط و بیشترین فشارهای اقتصادی و رسانه‌ای به پیروزی رسید. با این حال جنگ فقر و غنا (که حسین فدایی، لیدر انصار حزب‌الله آن را یک “دوگانه انحرافی” معرفی می‌کند) و انقلاب بولیواری و کاپیتالیسم در قلب آمریکای جنوبی همچنان ادامه دارد و این انتخابات ثابت کرد مردم هنوز پای کار انقلاب هستند. شکی نیست که اوباما بسیار دوست داشت تا همچنان که می‌گوید “تحریم‌ها باعث رئیس‌جمهور شدن روحانی شد” بگوید “فشارهای اقتصادی باعث رویگردانی مردم ونزوئلا از میراث چاوز شد”، اما ظاهرا وی باید در آرزوی تحقق این رویا باقی بماند.

منبع: وبلاگ عدالتخواه

29 دیدگاه در “به نظر شما چرا این طرح در ایران پیروز شد ولی در ونزوئلا شکست خورد؟

  1. سلام
    نمیخوام خدای نکرده به مردممون توهین کنم ولی فکر میکنم مردم ایران راحت طلب و ناسپاسن،از اون آرمانهای اصیل انقلاب کمی دور شدن، فقط وقتی این آرمانها به طور آشکار در معرض خطر قرار بگیره مردم میان تو صحنه،ولی وقتی شبکه های عظیم ضد مردم به طور مخفیانه و زیرکانه همین آرمانها رو هدف قرار بدن مردم عین خیالشون نیست و وقتی متوجه میشن که کار از کار گذشته…
    با ” الفاتحه” به روزم…

    • به مردم تهمت نزن اونا این همه ناخدای خود خدابین ندارند . من و تو و بقیه دین را تغییر میدیم . تاموقع ظهور مرم بگن دین جدید اومده. دقت کنی همهشون آرومند نه تعطیلی مسکن مهر نه هدفندی نه گرونی نه خوش رقصی ژنو … هیچ عیبی ندارد فقط اجرای عدالت بزرگترین خطر از صدر اسلام بود که باعث انحراف ( تغییر دین تاموقع ظهور )بود .

  2. در وبلاگ ایشون هم نوشتم. با توجه به مطالبی که ایشون نوشتن دو عامل رو می تونم به عنوان پاسخ سوال شما بگم: اول رد صلاحیت کسی که دکتر احمدی نژاد به عنوان امین خودش معرفی کرده بود و رد صلاحیت های گسترده و خاموش در انتخابات مجلس و شوراها به اسم مبارزه با جریان انحرافی و ابداع جریان بدلی و جایگزین پایداری و جلیلی برای پر کردن مصنوعی این خلأ.
    و دوم اینکه جمهوری اسلامی تنها جایی است که رئیس جمهور در آن مقام دوم کشور است نه مقام اول و بسیاری از اختیارات حتی اختیارات مصرح در قانون اساسی به واسطه این دوم بودن از وی سلب می شود و خصوصا در دو سال پایانی دولت دکتر که منتهی شد به انتخابات سال ۹۲ دیدیم که رئیس جمهور اصولا ابزار و اختیاری برای مبارزه با این طرح در اختیار نداشت ولی با این وجود محدوده پاسخگویی اش بسیار بیشتر از سایر روسای جمهور در سایر کشورهای جهان نیز بود.

    • پاسخ بسیار منطقی و غیر قابل ردخور. به نظرمن, این میتواند موضوع کتاب بسیار حامعی از حرکت درونی نظام, دستکم از ۲۴ سال پیش تا به امروز باشد که ماهیت دوقطبی آن از ۸۴ تا ۹۲ روز به روز نمایانتر شد و بالاخره یه آنجائی رسید که که از همان اول انقلاب گروهی در پی آن بودند.

  3. متاسفانه این همه ذوق زدگی از نتایج انتخاباتی با مفهوم کاملا متفاوت با
    ریاست جمهوری نشانه خوبی نیست.
    جهت اطلاع خوانندگان عرض می کنم، انتخابات شهرداریها با انتخابات ریاست
    جمهوری در ونزوئلا ماهیت جداگانه ای دارند. در انتخاباتهای ریاست جمهوری
    شاهد کاهش تدریجی آرای حامیان چاوز هستیم تا جایی که امسال مادورو با
    اختلافی میلمیتری رقیب خود را شکست داد.
    اما در انتخابات شهرداریها یک شهر کم جمعیت یک شهردار دارد و یک شهر پر
    جمعیت هم یک شهردار. مردم شهرهای کوچک متمایل به چاویسم هستند و به آن
    رای می دهند اما مردم شهرهای بزرگ عمدتا گرایشهای غربی دارند. ادعای رای
    دادن هفتاد و یک درصد از شهرهای بزرگ هم صرفا ادعایی کیفی است. شهر بزرگ
    یعنی شهر بیش از چند صد هزار نفر؟

    اتفاقا طبق پیش بینی ها مخالفان در مناطق شهری آرای خوبی به دست آوردند.
    در این انتخابات، مخالفان دولت در ایالت های مهم کشور نظیر کاراکاس بزرگ، موناگاس، نوئبا اسپارتا، مریدا، زولیا، تاچیرا، لارا ، باریناس و کارابوبو پیروز شدند.

    لهذا ادعای اینکه ۷۱ درصد تعداد شهرداریها توسط حامیان چاوز فتح شده است
    لزوما نشانه اکثریت بودن چاوزیها نیست. چون تعداد شهرهای کوچک همیشه بیش
    از شهرهای بزرگ است.

    به جای این ارقام باید تعداد خود آرا دقت کنیم:
    حزب سوسیالیست حاکم توانسته است از مجموع ۳۳۷ شهرداری در سراسر این کشور،
    در ۱۹۶ شهرداری به پیروزی دست یابد که به مثابه کسب ۴۴٫۱۶ (چهل و چهار و
    شانزده صدم) درصد آرا می باشد.

    اما ائتلاف مخالفان دولت ونزوئلا تنها توانسته است ۴۰٫۵۶ (چهل و پنجاه و
    شش) درصد آرا را کسب کند و در ۵۳ شهرداری پیروز شود.
    تعداد آراء حزب متحد سوسالیست ونزوئلا( حامیان دولت)، ۴ میلیون و ۵۸۴ هزار و ۴۷۷ رای و تعداد آ‌را میز وحدت (مخالفان دولت)، ۴ میلیون و ۲۵۲ هزار و ۸۲ رای بوده که اختلاف آراء دو حزب حدود ۳۳۲ هزار رای می باشد. ضمناً احزاب مستقل موفق به کسب ۸۳۳ هزار و ۷۳۱ رای (۰۳/۸%) شده اند.
    می بینید که این اختلاف کمتر از چهار درصد یک اختلاف کاملا میلیمتری و شکننده است.
    برای اینکه ببینیم با افزایش حجم قشر متوسط تمایل مردم بع عدالتخواهی
    کاهش می یابد یا نه کافیست به کاهش محسوس آرای حامیان چاوز در ریاست
    جمهوری نگاه کنیم. امیدوارم حداقل مادورو برای یک دوره دیگر هم بتواند
    انتاب شود.
    اما قاعده ای کلی وجود دارد:
    عدالتخواهی مقوله ای است که عمدتا اقشار فقیر به دنبال آن هستند. اما
    همینکه سطح زندگی افزایش یافت البته آزادیخواهی به سبک غربی و مخصوصا
    تبدیل زندگی به سبک اعیان و مرفهان جای آن را می گیرد.
    ملتی هم که رفاه طلب شد دیگر برایش ارزشهای انتزاعی اهمیتی ندارد و تنها
    چیزی که می خواهد راحتی بیشتر است. پس دیگر انتظار مجاهدت و مقاومت را
    نباید از این ملت داشت.

    • سلام
      به هر حال تعداد آراء هم حکایت از پیروزی حزب مادورو می کند که با مشکلات پیش آمده و تبلیغات سنگینی که صورت گرفته است موفقیت چشمگیری است.

      • سلام.
        اطلاعات ایشان اشتباه است.
        البته برایم جالب است که خیلی راحت و در روز روشن می‌آید و نتایج اولیه را بجای نتایج نهایی اعلام می‌کند و…
        چرا؟!
        فقط برای اینکه حرف خودش را به کرسی بنشاند!

        جالب است در حالیکه مخالفانی که زیربار نتایج قبلی نرفتند و شورش کردند، این نتایج را قبول دارند، برخی مدعیان به زور می‌خواهند بگویند نه! مخالفان شکست نخورده‌اند!

        مخالفان ۷۵ شهرداری و حامیان راه چاوز ۲۴۲ شهرداری بدست آورده‌اند، کاپریلس یک میلیون رای کمتر از طیف مادورو کسب کرده و برخی مدام می‌گویند کدام پیروزی؟!
        جالب است این افراد که نتایج را نمی‌پذیرند، می‌خواهند نتیجه انتخابات را تحلیل کنند!!!

      • نمی دانم تعریف شما از موفقیت چیست. البته مادورو دارد تلاش خود را می کند اما زمان تدریجا علیه او دارد حرکت می کند.ما باید روند حرکت آرای مردم را تحلیل کنیم. می بینیم که با گذشت زمان آرای چاویست ها در حال کاهش است. و باید به جای شادی یک روزه ، دلیل را پیدا کنیم. نمی دانم چرا جناب آقای احمد شریعت به جای دیدن این حقایق فقط دنبال یک شادی یک روزه و ارائه تحلیلی برای چسباندنش به شرایط ایران است.

        شما ببینید نتایج نهایی انتخاباتشان را، با وجود شمارش همه آرا باز هم درصد آرای حزب مادور و متحدانش از ۴۹ درصد فراتر نرفت و اختلافی بیش از ۶ با مخالفان نداشت. ( آنها در نهایت
        ۴۳ درصد آرا را کسب کردند)
        این لینک آخرین نتایج آرا
        http://venezuelanalysis.com/news/10227
        و
        http://venezuelanalysis.com/news/10229
        تازه این را هم نگفتم که مشارکت اندک ۵۹ درصدی مردم در انتخابات شهرداریها نشان می دهد که در انتخابات ریاست جمهوری که با حداقل هفتاد درصدی شرکت کننده در ونزوئلا همراه است و تازه ونزوئلایی های مقیم خارج هم در آن رای می دهند ، قصه ای دیگر دارد.

        من بر اساس آرزوها و رویاها تحلیل نمی کنم. واقعیت را می گویم این انتخابات اتفاقا از نظر از دست دادن شهرهای بزرگ و اکثریت مطلق آرا بسیار بدتر از انتخابات ریاست جمهوریشان بود که مادور با ۵۱ درصد آرا رییس جمهور شد.
        وقتی در انتخاباتی با شرکت کمتر از شصت درصد این اتفاق می افتد، در انتابات ریاست جمهوری – که در آخرین بار نزدیک ۸۰ درصد شرکت کننده داشت- چه اتفاقی خواهد افتاد؟
        حقیقت چیست؟ حقیقت همین است که مردم قشر متوسط و شهرهای اصلی ونزوئلا اکثرا به طرف ضد عدالت و شعار آزادی رای دادند. بسیار خوب. ببیایم فرض کنیم که در ایران هم مردم همین رفتار را داشتند و مثلا در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، شهرهای بزرگ به کاندیدای مدعی آزادیخواهی غربی رای می دادند و اکثریت ضعیف و نسبی آرای مردم فرودست هم با عدالتخواهان بود. آن وقت چه می شد؟ آیا دیگر فتنه قابل کنترل بود؟
        این نتیجه طبیعی و منطقی نوشته احمد شریعت است که شرایط جامعه ونزوئلا و ایران را مشابه می نامد.

        بگذارید بگویم آن مربی فوتبال که بعد از یک بازی ضعیف و به برکت پیروزی نه چندان قاطع برای تیمش جشن می گیرد و شادی می کند، قطعا بازی بعدی را خواهد باخت. مربی عاقل در چنین پیروزهایی قطعا به جای شادی کردن به فکر اصلاح تیم و استراتژی آن خواهد بود

        تازه اگر این حرفها که من نوشتم دروغ است و واقعا این انتخابات پیروزی چاویسم رانشان می دهد حرفهای من که خطری ندارد! خطر واقعی آن وقتی است که من راست گفته باشم!

        • آخه راستش رو بخواید حتی در زمان حیات چاوز هم به طور معمول (سوای برخی استثنائات)، اختلاف آرا با رقبا در همین حدی بود که در انتخابات اخیر بوده است.

          • چاوز قبل از مرگش با اختلاف ده درصدی گاپریس را برد و و در کمتر از یکسال اختلاف مادورو با کاپریلس زیر یک درصد بود. این یعنی چه؟
            یا چاویسم کلا دارد جاذبه خود را برای مردم از دست می دهد و یا مادورو شخص کاریزمایی نیست و توان ادامه راه چاوز را ندارد.
            این از دست دادن رای پایتخت در انتخابات شهریها هم خودش یک زنگ خطر فوق العاده جدی بود.

            من احساس می کنم آقای شریعت خیال می کند در ذوقش زده ام و انتظار داشته این تحلیل ایشان را همه قبول کنند. نمی دانم چرا ایشان اینطور خصمانه در مقابل یک انتقاد از تجلیلش برخورد می کند.
            خوشحالی کردن که هنری نیست.

          • خوب وقتی شرایط جوری باشه که شکست مطلق در انتخابات رو پیش بینی کنی همین پیروزی به قول شما شکننده هم کلی خوشحال کننده است.

  4. سلام دادا. ببخشید که نظرم ربطی به متن نداره.
    جزییات دیدار سولین دیور با دکتر چی بوده؟من دارم از کنجکاوی دونستن حال و هوای جلسه می ترکم.
    :)))

    • سلام
      راستش من هم متاسفانه مثل شما از جزئیات دیدار بی خبرم، فقط همینقدر می دانم که دیشب این دیدار صورت گرفته است و بامداد فردا هم ایشان دارد برمی گردد به محل زندگی اش.

  5. سلام
    آقا اگه بخوام به زبان ساده بگم تو ونزوئلا یه پدر خوانده مثل رفسنجانی تو ایران نداریم
    به خاطر همین این طرح تو ونزوئلا شکست خورد و تو ایران پیروز شد
    ثروت خانواده رفسنجانی تو این کشور اسلامی قابل تصور نیست

  6. سلام البته من فکر می کنم این طرح در ایران هم پیروز نشد چون اگر اینطور بود مهندس مشایی رو رد صلاحیت نمی کردند البته کار دکتر بسیار سخت تر از مادورو بود چون حداقل مادورو مجلس رو داشت.وزارت دادگستری رو داشت که جلوی اخلالگران رو بگیره ولی در اینجا دکتر تنها بود.ولی نکته مهم ایجاد همون شبکه اجتماعی است که اگه بود کار دکتر بسیار آسانتر میشد.به نظرم باید همچین شبکه ای در ایران تشکیل شود. البته شرایط در ونزوئلا بسیار بهتر از اینجا است.در آن کشور بعد از چاوز نیامدند جانشینش را رد صلاحیت کنند اما در اینجا به راحتی اصول دموکراسی را زیر پا گذاشتند و کاندید یک رئیس جمهور محبوب و مردمی را رد صلاحیت کردند که واقعا مایه تاسف است.راستی اگه امکان داره کتابهایی رو که در چند پست قبل بهش اشاره کردید و در زمینه مسائل اقتصادی بود معرفی کنید.حق با شماست ما باید اطلاعاتمون رو زیاد کنیم

  7. چرا؟!
    دلیلش روشن است:
    باید دید “حالت مطلوب” برای سیستم چیست؟!
    جنگ با ربا برای سیستم مطلوب است یا توافق ژنو که همه از آن حمایت می‌کنند؟!

    • به خاطر تیغ فیلترینگ و از اون بدتر محاکمه که بالای سر من و دوستان هست. شما انگار از اوضاع و احوال بی خبر هستیا. :)

      • از اوضاع و احوال به شدت باخبرم…حق با شماست…یه لحظه یادم رفت اینجا ایرانه…ولی بغضی بود که یهو ترکید…شرمنده

  8. سلام
    توصیه می کنم مطلب اینجانب را مطالعه فرمایید و نظر دهید.
    خفتگان برخیزید! – شرحی بر بیانات امام خامنه ای در جمع پنجاه هزار نفر از فرماندهان بسیج – بخش اول
    خفتگان برخیزید! – شرحی بر بیانات امام خامنه ای در جمع پنجاه هزار نفر از فرماندهان بسیج – بخش دوم

  9. سلام که نام خداست .
    واما بعد که حاج محمود ما هم پرونده دار شد !
    شنیدم که یک نفر از امیرکلا بابل در صورت آغاز دادگاه و در صورت محکوم شدن محمود احمدینژاد ریس جمهور سابق میخواد از امازاده قاسم بابل تا میدان ۷۲ نارمک پیاده روی اعتراضی را شروع کنه !

  10. سلام
    کاش لینکهایی هم درباره منابع اطلاعاتی که ادعا می کنند می ذاشتند.
    مثلا تصاویر و لینکهایی برای حداقل این مفاهیم کلیدی آشنا:
    -بحران دلار و کاهش یک سوم ارزش بولیوار (واحد پول ملی ونزوئلا)
    -سوءمدیریت‌
    -یکی از کارشناسان اقتصادی در مصاحبه‌ای اعلام می‌کرد “در چند ماه آینده ونزوئلا دچار قحطی می‌شود
    – در مقابل کاپریلس تنها توانست نسبت به همراهی مادورو با ۳ نامزد شهرداری هنگام رای دادن اعتراض کند و آن‌ها را تخلف انتخاباتی بنامد.

    • سلام.
      بسیاری از لینک‌ها به زبان اسپانیولی و تعدادی به زبان انگلیسی هستند.

      فکر نمی‌کنم یافتن این اخبار در جستجو خیلی سخت باشد. به هر حال فعلا که برخی حتی نتایج انتخابات که همه جا اعلام شده را هم قبول نمی‌کنند!

  11. دکتر احمدی نژاد حتی رسانه ای نداشت تا با مردم صحبت کند. در کدام کشور دنیا رئیس جمهور حتی اجازه صحبت مستقیم با مردم را هم به بهانه تنش زا بودن و به هم خوردن آرامش سیستم ندارد؟!

  12. مجلس. مجلس صدای مردمه. وقتی انتخاباتش اون طور مدیریت بشه و نذارن صدای مردم ازش بیرون بیاد، دکتر دست و پا بسته میشه. چه در اجرا، چه در حضور در انتخابات ک ناکام شد.
    شریعت از شبکه اجتماعی نوشته، اولش ذهنم رفت سمت شبکه مجازی. بعد دیدم بد هم نیست ها! الان مثلا جماعت لیبرال و روشنفکر غربگرا برای خودشون چنین شبکه‌هایی دارن، خب البته اون طرف «افسران» هم هست اما میدونید اونجا بیشتر در چه حال و هوایی هستن… هر چند انحرافیون هم حضور دارن اما خوب بود اگه میشد -و میذاشتن- یک شبکه اجتماعی راه انداخت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<