رابطه اعطای یارانه نقدی با رشد اقتصادی

 بعد از کتاب خواندنی «نیکوکاران نابکار» اثر «هاجون چنگ»، اقتصاددان کره ای که در دانشگاه کمبریج به تدریس «اقتصاد سیاسی توسعه» مشغول است، کتاب جدیدتری از او منتشر شده است با عنوان «بیست و سه گفتار درباره سرمایه داری». خوشبختانه این کتاب هم به تازگی به فارسی منتشر شده است (ترجمه ناصر زرافشان، انتشارات مهرویستا). توصیه نگارنده به دوستان عدالتخواه، مطالعه هر دو این کتابها است. البته نقل فراز زیر از کتاب چنگ نمی تواند حق مطلب را در مورد آن ادا کند، با این حال مناسب دیدم به بهانه معرفی کتاب، این فراز را نقل کنم:

«… دلایل متعددی وجود دارد که بپذیریم توزیع مجدد در آمد رو به کاهش* اگر از راه درست و در موقع مناسب انجام شود، بهتر می تواند به رشد یاری رساند. برای مثال، در شرایط رکود اقتصادی، یعنی همین شرایطی که امروز با آن دست به گریبانیم، بهترین راه برای تقویت و ترقی اقتصاد، توزیع مجدد ثروت رو به کاهش است، به طوری که مردمان فقیرتر تمایل پیدا کنند بخش بزرگ تری از درآمد خود را خرج کنند. وقتی یک میلیارد دلار اضافی از طریق مخارج رفاهی بیشتر، به خانوارهای کم در آمد اختصاص یابد، تاثیر آن در تقویت اقتصاد به مراتب بیشتر از وقتی است که همین یک میلیارد از طریق کاهش مالیات ها به ثروتمندان اختصاص یابد. علاوه بر این اگر دستمزدها را در سطح حداقل معیشت یا پایین تر از آن نگاه ندارند، درآمد اضافی می تواند سرمایه گذاری کارگران را در امر آموزش و بهداشت و درمان خود تشویق کند، چیزی که می تواند قابلیت تولیدی و بهره وری آنان و به این ترتیب رشد اقتصادی را افزایش دهد. افزون بر این، برابری بیشتر در درآمدها می تواند با کاهش اعتصابات صنعتی و ارتکاب جرائم، صلح و همزیستی اجتماعی را ارتقا بخشد که به نوبه خود سرمایه گذاری را تشویق می کند، زیرا خطر اختلال در روند تولید و بنابراین اختلال در روند ایجاد ثروت را کاهش می دهد. بسیاری از دانش پژوهان بر این باورند که در عصر طلایی سرمایه داری، یعنی دوره ای که نابرابری کمتر درآمدی با رشد سریع اقتصادی همراه بود، یک چنین سازوکاری جریان داشت.»

البته چنگ در طی این کتاب و نیز کتاب قبلی، ادله خود را نیز در مورد این ادعا بیان کرده است که برای جلوگیری از تطویل در کلام از بازنشر آنها خودداری می کنم.

به طور خلاصه از آنچه چنگ گفته است به نتایج زیر می رسیم:

۱- اگر اقتصاد ایران آن چنان که گفته می شود در شرایط رکود است، بهترین سیاست، اجرا و تقویت سیاستهایی همچون اعطای یارانه نقدی به مردم است نه اجرای سیاستهایی در جهت عکس این سیاست.

۲- بحث «انعطاف پذیری دستمزدها» که این روزها برخی به بهانه تقویت اقتصاد ملی آن را مطرح می کنند، اتفاقا به ضرر رشد اقتصادی خواهد بود.

۳- با اجرای سیاستهایی همچون کاهش یا قطع اعطای یارانه نقدی به مردم و اجرای سیاستهای انقباضی (آن چنان که در بودجه ۹۳ دیده می شود) اگر احیانا نرخ رشد در آینده بالا رفت می توان ادعا کرد که یا:

الف)آمار سازی شده است یا
ب) این افزایش نرخ رشد از عاملی به جز اجرای این سیاستها ناشی شده است یا
ج) ناشی از ترکیبی از دو عامل فوق بوده است.

همچنان که در مورد نرخ رشد سالهای اخیر، به خصوص با وجود ساخت و سازهای انبوهی که در عرصه تولید مسکن انجام شده است (که این ساخت و سازها به معنی رونق در دهها صنعت مهم مرتبط با ساختمان سازی و از این طریق افزایش نرخ رشد اقتصادی است) می توان ادعا کرد که یا:
الف) این آمارها سیاسی، غیر علمی و ساختگی بوده اند یا
ب) کاهش نرخ رشد از عاملی به جز اجرای مسکن مهر و اعطای یارانه نقدی و … ناشی می شده است یا
ج) ناشی از ترکیبی از دو عامل فوق بوده است.

پی نوشت:
*«توزیع مجدد درآمد رو به کاهش» به معنی توزیع درآمد به نفع مردم و فقرا است که نمونه ای از آن می تواند اعطای یارانه نقدی به مردم باشد. «توزیع مجدد در آمد رو به افزایش» به معنی، سیاستهای حمایت از سرمایه داران است که می تواند در قالب طرحهایی مثل کاهش مالیات و تسهیل شرایط کسب و کار و … تبلور پیدا کند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<