ملعبه ای به نام تاریخ

تاریخی که نه برای عبرت گرفتن که برای توجیه بدیهی ترین ظلمها و اشتباهات یا چشم بستن و سکوت در برابر آنها به آن رجوع می شود، تاریخ بی شکل و بی هویتی که از هر گوشه آن می شود تحلیلی برای تعطیلی عقل جور کرد، همان بهتر که لای کتابهای قطور خاک بخورد.

پی نوشت: ان شاءالله برنامه اربعین هیئت منتظران را می روم. یکشنبه، ۱ دی از ساعت ۱۹ با سخنرانی دکتر عبدالرضا داوری و حجت الاسلام شفیعی کیا. آدرس: میدان بهارستان، کوچه شهید جورکش، بن بست یکم، پ ۴

 

7 دیدگاه در “ملعبه ای به نام تاریخ

  1. شما از تاریخ بیزارید اما انسانها عهد حجر با انسانهای هزار سال پیش و انسانهای الان و انسانهای هزار سال آینده ، در آرزوها و رویاها و اهداف و غرایز و فطرت کامل شباهت دارند. برای همین است که تاریخ مایه عبرت است تا جایی که عده ای گمان کرردند تاریخ یک گردونه ای است که جبرا در حال چرخش است و نسلهای بشر کاری جز تکرار آن ندارند.
    بنا براین، فکر می کنم به حای لعن و نفرین فرستادن بر تاریخ ، باید تاریخ را خواند و تحلیل کرد و عبرت گرفت. هر چند عبرتها مطابق میل شما نباشد.

    • ما که عبرت گرفتنی از تاریخ ندیدیم. هر چه بوده استفاده ابزاری از تاریخ برای ماله کشی بر گندکاریهای امروز بوده است.

  2. بستگی دارد به این که چه کسی وبا چه تفکری تاریخ را تحلیل می کند در تحلیل اشتباه تاریخ وافراد بی تفاوت بود ه که ما گاهی حقیقت را گم می کنیم باید به حوادث جانبی بعضی اتفاقات رجوع کنیم تا کنه آنها حقیقت کشف شود وگرنه…. ..مثلآ شما نهم دیماه ۸۸ را احتمالآ یا از این به بعد در تاریخ کم رنگ می بینید ویا محو می شود ویا حوادث سال ۸۸ را که تا نسل های فعلی حضور دارند ودر آن بوده اند ملموس ودست یافتنی است اما چند سال دیگر آنقدر دستخوش تغییرات افراد وگروه ها قرار می گیرد وتحریف می شود که دیگر رنگ وبوی اصلی را ندارد
    شنیدم مردی در یک روستا کار قشنگی کرده بود از جوانیش اقدام کرده بود به ثبت وقایعی که در آن روستا اتفاق می افتاد وامروز که سالها از ان روز می گذرد یک تاریخ بدونه غلط از ان روستا ثبت شده چون افکار ونیات فردمورخ درثبت اتفاقات دخیل نبوده ولذا این تاریخ نویسی هم عبرت آموز وهم چراغ راه آیندگان است اما تواریخی که در هر زمان ومکان به نسبت مورخانی با تفکرات مختلف وبا انگیزه های خاص حتمآ مورد دخل وتصرف قرار می گیرد اما گریزی نیست که تاریخ قسمتی از زندگی ماست وباید او را پذیرفته وبا تحقیق حد اقل برای خودمان اصلاحش کنیم

    • دوستان عزیز خواهشا وقتی اصل مطلب رو متوجه نمیشید دیگه کامنت نزارید و مثل این معلما شروع به تفسیر نکنید ممنون

      • میشه شما اصل مطلب را تبین بفرمایید شاید این تبینتان هم از همان تبین هایی باشد که تعارض و دو گانگی در آن موج می زند فکر می کنم شما قبل از اینکه زنده باشی با بهار مرده ای با زمستان ال….

  3. از نظر بازی ما بیخبران حیرانند
    من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
    عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
    عشق داند که در این دایره سرگردانند

    زنده ایم با بهار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<