ما سر شکستن نداریم

ما پرندگانیم بی شمار
کوچ هایی بی شمار
پنجره هاییم که بستن، آسمان را از قابمان پاک نمی کند
نور دست از شانه هامان نمی کشد
ما بی شمار بغضیم که سر شکستن نداریم
ما سر شکستن نداریم
تکرار می شویم
بی شمار می شویم
هم چنان که بهار …

(خرداد ۱۳۹۲)

 

12 دیدگاه در “ما سر شکستن نداریم

  1. سلا م آقای فتاحی

    ان شالله که حالتون خوبه- میرید هیئت بسیار التماس دعا دارم

    “پنجره هاییم که بستن، آسمان را از قابمان پاک نمی کند”
    عالی است @};-

  2. سلام متاسفانه من بتونستم بیام.البته نمیدونستم که دکتر هم میان.حال و هوای دکتر چطور بود؟حاشیه مراسم رو میشه توضیح بدید؟البته تو دولت بهار خوندم ولی خواستم نظر شما رو بدونم

    • سلام
      چند تا از حاشیه های مراسم که تو دولت بهار فکر کنم جا مونده بود اینها است:
      دکتر جوری تو مجلس نشسته بود که خیلی از تازه واردین متوجه حضورش نمی شدن. مثلا آقای میان سالی وارد هیئت شد و تقریبا جلوی دکتر نشست. مدتها بعد از نشستن تازه وقتی یکی از حضار بلند شد و دکتر رو بوسید، این آقای میان سال متوجه شد که کنار دکتر نشسته و شگفت زده شد. البته چند نفر دیگه هم مثل این آقا بودند و وقتی وارد هیئت شده بودند نفهمیده بودند که دکتر تو هیئت نشسته و کم کم متوجه شدند.
      چون دکتر کمر درد داره و پا درد داره از ایشون خواستن روی صندلی بنشینند و ایشون قبول نکردند، لابد چون امکان نشستن همه روی صندلی نبود. خواستند برای ایشون پشتی بیارن که محافظینشون گفتند این کار رو نکنید، چون وقتی پشتی فقط مخصوص ایشون باشه، ایشون به پشتی تکیه نمیده. در این شرایط ایشان مدتی طولانی توی هیئت نشستن.

      • مرد متواضع و دوست داشتنی که دیگر تکرار نمی شود. عمل دکتر همان چیزی است که در کتاب های تاریخی راجع به سیره پیامبر و اهل بیت خوانده ایم که وقتی کسی وارد مجلس می شد پیامبر را از میان بقیه تشخیص نمی داد. کاش ما هم همین قدر در عمل شبیه پیامبر و آلش باشیم. راستی عزاداری در بلوار حرم حضرت معصومه تا جمکران را که تلویزیون زنده نشان میداد دیدید؟ کل بلوار را جمعیت پر کرده بود. وقتی تصاویر را می دیدم همه ش به یاد دکتر بودم.

      • سلام آقای فتاحی

        دلمون خون کردید با این حاشیه ها! :((

        خدایا
        به حق آخرین ذخیره ات خودت به دکتر عزیز ما سلامتی و صحت عطا کن
        خودت حافظ و حامیش باش
        @};-

  3. تا سر بغضم شکست
    دل در پی اش آتش گرفت
    آتش دل خانه احساس را ویران نمود
    نا گهان از عمق این ویرانه محزون شده
    بلبلی بانگ بهاران ساز کرد
    بلبلی کو زعشق گل رنج فراوان می کشید
    خار گل بر پای او زنجیر دوران می کشید
    گر چه بلبل در کنار خار گل ترسی نداشت
    لیک خار از بودن بلبل هراس وبیم داشت
    به امید طلوع زیبای بهار که پیام آور عشق وعدالت ،راستی ودرستی ،معرفت ومنزلت است

  4. سلام یعنی دکتر پادرد داشت کمردردم بهش اضافه شده نمیدونم دکتر برای درمان پیگیری کردن یا نه به نظرم درمان قطعی داره.تو کامنتهای دولت بهار کسی نوشته بود بعضی از خودیها رفتاری داشتن که معلوم نیست از تواضع دکتر بوده یا جهالت دوستان!شما میدونید قضیه چی بوده؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<