به آینده امیدوارم

دوستان! نمی دانم چجور و به چه شکلی این آینده رقم خواهد خورد ولی بنده به عکس بسیاری از دوستان به آینده بسیار امیدوارم. مطمئن باشید آینده از آن ماست. در این فرصتی که تا فرا رسیدن آن آینده برایمان به وجود آمده است باید به انحاء مختلف خودمان را تقویت کنیم. یک نفر در ذیل پست خداحافظی محمد رحمانی با سیاست، کامنت گذاشته بود که بروید دنبال کار اقتصادی. چرا که نه؟ چه اشکالی دارد که در این فرصت، از نظر اقتصادی هم بنیه خودمان را تقویت کنیم تا برای فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی مان لنگ پول نباشیم و بتوانیم از کانونهای ثروت و قدرت مستقل باشیم؟
در این مدت تا می توانیم باید کتاب بخوانیم، شاگردی اهل نظر را بکنیم، مدارک تحصیلی مان را ارتقاء دهیم، برویم حداقل یک برنامه تدوین فیلم یاد بگیریم، موسسه فرهنگی و دوره های آموزشی راه بیندازیم، یک زبان خارجی یاد بگیریم، به بهانه های مختلف دور هم جمع شویم و …
نمی گذارند رسانه داشته باشیم؟ اشکال ندارد. زمانی می رسد که رسانه های خودمان را خواهیم داشت. برای آن زمان باید بنیه خودمان را تقویت کرده باشیم. تازه مگر فقط در قالب سایت و نشریه می شود فعالیت کرد؟ راههای گوناگون دیگری وجود دارد. خلاصه اینکه باید خودمان را تقویت کنیم و در این راه به همدیگر کمک کنیم.

پی نوشت:
۱) ان شاءالله دوره و دوره های جدید حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» در راه است.
۲)ان شاءالله جمعه شب (۱۰ دی) در مراسم هیئت منتظران بهار(عج) که به مناسبت سالروز آغاز امامت حضرت حجت برگزار می شود شرکت خواهم کرد.

 

62 دیدگاه در “به آینده امیدوارم

  1. آقای فتاحی سلام / شدیدا با پیشنهاد شما موافقم / بنده هم چندی است در مورد خودم در فکر اینگونه اقدامات هستم و اتفاقا بیشتر به همان دلایلی که ذکر کردید، این موارد را ضروری میدانم / جبهه عدالتخواهی باید هر چه زودتر و بیشتر و با قوت هرچه تمام تر روی پای خود بایستد و مستقل شود تا بتواند با عزمی راسخ تر و با سرعت در این مسیر الهی به سمت بهار و بدون واهمه از اتفاقات پیش رو حرکت کند / بنده خود شخصا بسیار مایلم تا در آینده ی روشنی که وعده خداست، نقش مؤثری داشته باشم و در جمع حامیان عدالت و نیز در جمع دوستداران مجریان عدالت، یک عضو منفعل نباشم / امیدوارم خداوند در این مسیر مقدس روز به روز بر اراده و عزم دوستداران عدالت بیافزاید و همواره در این راه یاورمان باشد ان شاء الله / می آید بهار، که زنده است یار، که زنده باد بهار

  2. فکر نمی کنم با وجود این همه بشارت و امیدی که دکتر احمدی نژاد در موقعیت های مختلف به مردم داده است و می دهد کسی که واقعاً احمدی نژادی است نسبت به آینده نا امید باشد. توصیه های فوق العاده ای کردید.

  3. شهرستانیای بیچاره باید چیکار کنن؟ :(
    حداقل دوستانی که توی مراکز استان هستن هر از مدتی یه برنامه ی دور همی ردیف کنن تا این انسجام حفظ بشه

  4. هه هه هه!!
    آقای نویسنده عزیز! قطعا شما کمترین تجربه ای از کار اقتصادی ندارید! خیلی خوب بروید شروع کنید اما مطمئن باشید از دو حالت خارج نیست:
    در حالت خوشبینانه شنا هم به سر نوشت موتلفه دچار می شوید و همینکه دنیا را دیدید و چشیدید کلا آرمانشهرنتان ویرانشهر خواهد شد
    و یا اینکه می خواهید بر ارزشهایی مثل انصاف و عدالت و دوری از ربا و.. پافشاری کنید که در این صورت بازار اقتصاد شما را مانند خلط دهان تف خواهد کرد و بیرون خواهد انداخت.
    حالا بروید و شروع کنید…
    دربازار باید از خیلی حرفها و ارزش هایتان کوتاه بیایید. شمشیر زدن در راه خدا از کسب حلال بسیار آسانتر است.

    اما در مورد کتاب و مطالعه و امثال آن بازهم بروید و بخوانید و عمر خود را برای یادگیری چیزهایی تلف کنید که فکر می گنید روزی به مفید واقع خواهند شد اما مطمئن باشید چنین روزی هرگز از راه نخواهد رسید و یک موقع چشم خود را باز می کنید و می بینید سالها عمر را به این مقولات گذراندید و هیچ کار مفیدی هم نتوانستید انجام دهید. جز اینکه بر زجر کشیدن و درد کشیدن خود اضافه کردید. چون همانطور که قبلا هم اشاره کردم، بیشتر دانستن فقط به معنای بیشتر زجر کشیدن است. و بس.

    اما در مورد رسانه و فعالیت و امثال آن،
    فقط یک تذکر می دهم و آن اینکه بالاخره ما کی باید متوجه بشویم که که افرادی نظیر شما و احمدی نژاد و اتجمن حجتیه و خود امام خمینی و… همه شیعیان ازروز سقیفه تا الان – البته به استثنای یک نفرشان- دارای یک اشتباه بزرگ بوده ایم که چون نمی خواهیم آن را بپذیریم و به آن اعتراف کنیم دردهایمان ادامه دارد.
    اشتباه ما این است که زندگی کردن در خارج از حاکمیت امام را به عنوان یک حقیقت پذیرفته و قبول کرده ایم و با این مساله کنار آمده ایم.
    یکی شده انجمن حجتیه و می گوید ما کاری به سیاست نداریم و می رویم سرخودمان را در لاک خودمان می کنیم و هر جمعه دعای ندبه می خوانیم! این یک نوع پذیرش وضعیت است.
    یک نفر دیگر می گوید حالا که امام نمی آید ما باید برای خودمان حکومت درست کنیم . البته اینها هم نیت خیلی مقدسی دارند اما اینهم نوع دیگری از پذیرش این شرایط است.
    یکی مثل احمدی نژا پیدا می شود که خیال می کند می تواند این برنامه ها را پیاده کند و قدمی به جلو و به سوی بهبود بردارد اما آخرش می بیند تازه بیشتر عقب رفته است!!
    یکی هم مثل شما وعده به آینده می دهد و اینکارها که گفتید و…
    همه اش یک معنی دارد. برای ما تنفس در دنیایی که زیر حکومت امام نباشد عادی شده است.

    تا زمانی که فکر می کنیم فرج ما در روی کار آمدن افرادی مانند احمدی نژاد است و یا مردم خیال می کنند فرج در ارزان شدن دلار و پسته و پراید است، فرج حاصل نخواهد شد.

    ما باید به این نقطه برسیم که به جز ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه هیچ راهی برای اصلاح امور وچود ندارد و هیچ کسی – هر چه قدر هم صالح – نخواهد توانست مشکلات ما را حل کند.

    مردم و مخصوصا شیعه ها باید به این نقطه برسند که جز ظهور راهی وجود ندارد. باید کار ما به جایی برسد که نتوانیم حتی یک روز دیگر هم غیبت را تحمل کنیم .

    تنها زمانی فرج حاصل خواهد شد ما همه کارهایمان ، درسهایمان و فعالیتهایمان را رها کنیم و مانند کسانی که برای نماز استسقا می رود به کوه ها و بیابانها برویم و آنقدر ناله و فریاد بزنیم تا ظهور محقق شود.
    به والله جز این راهی نیست.

    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    اگر مردم در آخرالزمان همان کاری را کنند که امت یونس کردند که همه یکدل و همزبان و از صمیم قلب و با اضطرار نجات پیامبرشان را از خدا خواستند آنها هم بخواهند،.خدا امر فرج را یک شبه امضا میکرد

    راز ظهور را خود امام علی عایه السلام فرمود “ما والذی فلق الحبه وبرأ النسمه لولا حضور الحاضر وقیام الحجه بوجود ناصر وما أخذ الله على العلماء أن لا یقاروا على کظه ظالم ولا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ولسقیت آخرها بکأس أولها ولألفیتم دنیاکم هذه أزهد عندی من عفطه عنز”

    راه پیدا نیست؟ بخدا قسم اگر مردم مدینه هجوم نمی آورند و اصرار را از حد نمی گذراندند امام علی علیه السلام تا ابد خودش را کاندیدا نمی کرد. معنای ولایت این است. مردمی باید با همه وجودشان به این نتجه برسد که جز حاکمیت امام معصوم مطلقا راه دیگری وجود ندارد. اما ما به آن نقطه نرسیده ایم.

    بگذارید مثالی بزنم، آیا ندیده اید بچه ای را که با پدر و مادرش به خیابان می رود و یک بستنی فروش می بیند و بهانه بستنی می گیرد؟
    در این حالت شما هر چه برایش اساباب بازی بخرید، نخودچی بخرید به پارک ببریدش و.. کوتاه نمی آید و تا شما برایش بستنی نخرید رهایتان نمی کند!

    متاسفانه ما حتی به اندازه بچه ای که بستنی می خواهد امام را نمی خواهیم.

    بنابراین باید گفت که همه این تضییقات و فشارها و شکستها برای گوشمالی دادن شیعه است. برای انکه ما بفهمیم فرج باید حاصب شود و لاغیر. حدیث هست که مهدی علیه السلام ظهور نخواهد کرد مگر آنکه همه مدعیان حکومت روی کار بیاند و امتحان خود را پس دهند و مردم از همه آنها نا امید شوند. خوب یکی از این مدعیان هم احمدی نژاد بود. که البته حالا اعتراف می کند به حقیقت.

    اما آیا ما فرج را می خواهیم؟
    ما حتی می گوییم اللهم عجل لولیک الفرج، باید از خودمان بپرسیم برای چه فرج را می خواهیم؟ امام زمان بیاید که چه شود؟
    ما و مردم ما امام زمان را می خواهیم که مواد غذایی ارزان شود، جنگهای دنیا تمام شود ، دلار و پسته و پراید رایگان شود و امنیت برقرار شود و…

    ما وقتی می گوییم فرج منظورمان همین چیز ها است .. این چیزها هم که احتیاج به ظهور ندارد. خیلی ایش شاید در بعضی حکومتهای سکولار هم قابل تحقق باشد!

    ما وقتی برای فرج دعا می کنیم همیشه هدفمان همین چیزها است. هیچ وقت از ته دل دعا نمی کنیم که :”خدایا مهدی بیاید حالا هر اتفاقی که بیفتد ما آماده ایم. ”
    ما می ترسیم به مردم بگوییم مهدی که بیاید تمام مستکبران عالم با او در می افتند. دچاز انواع جنگها و محاصره های نظامی و اقتصادی می شود. دورانی بسیار سخت را باید طی کند تا به حکومت عدالت جهانی برسد.
    کداممان زیر بار این شرایط می رویم؟
    صرف دادن شعار عدالت یعنی آماده شدن برای تحمل انواع فشارها و سختی ها.
    اما به قول احمدی نژاد ما که هنوز شمشیر نخورده ایم! و داریم اینهمه آه و ناله می کنیم.
    مردم ما تحمل یک اشاره ناچیز تحریم و فشار را نداشتند، آیا قرار است با
    این وضع ظهور واقع شود؟ آیا احیانا تجربه کوفیان را تکرار نخواهیم کرد؟

    نگارنده و خواننده و احمدی نژاد و رهبری و هر کس دیگری باید الان تلاششان این باشد که به مردم بفهمانند جز ظهور مطلقا راهی تنیست و برای ظهور باید مردم آماده تحمل سختی های راه اقامه عدالت باشند. به قول امام خمینی کسانی که تحمل نظام و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را نداشتند قطعا تحمل حکومت مهدی عج الله تعالی فرجه را به طریق اولی نخواهند داشت.

    متاسفانه انجمن حجتیه کاری به این حرفها نداشت. آنها زندگی معمولشان را می کردند و برای خودشان هم دعای ندبه ای می گرفتند و به خیالشان خیلی تقدس به خرج می دادند!! در حالی که آنها داشتن چنین شرایطی را ارضا کننده می دانستند..همین که آنها راضی بودند به این انتظار خودش مانع بود بر سر ظهور.

    شیعه باید مجنون وار به دنبال لیلی اش سر به بیابان بگذارد. شیعه باید بفهمد که از دست امام خمینی و امام خامنه اتی و احمدی نژاد و غیر او هیچ کاری ساخته نیست جز آماده کردن مردم برای تحمل سختیهای آغاز راه عدالت. جز اینکخ مردم را بیشتر نامید کنند. نا امید چیزی است که فطرتها را تیز می کند و باعث می شود مردم دیگر با این بازیچه ها راضی نشوند.

    بخدا قسم همه این گرانیها و آلودگی هوا و ناراحتی ها و غصه ها نیست مگر لطف الهی . نیست مگر برای آنکه ما احساس رضایت نداشته باشیم. نیست مگر برای بلند ناله های انسانها از تمام دنیا و پذیرش همه سختی ها برای ظهور منجی.

    اما تا الان متاسفانه مردم نشان دادند تحمل این سختیها را ندارندو نشان دادیم که منظور ما از فرج چیزی جز گشایش مادی و اقتصادی نیست. خوب بفرمایید.
    احمدی نژاد بیاید که چه کند؟

    احمدی نژاد دیگر نباید وارد عرصه سیاست بازی شود . باید وارد عرصه بیدار کردن مردم شود. راهش چیست؟
    نا امید کردن مردم از شرایط حاضر و رساندن آنها به نقطه ای که نیاز به استسقا برای مهدی را درک کنند.

    البته ما تنها مقصر نیستم. از ابتدای ماجرای سقیفه تا این لحظه فقط و فقط یک شیعه وجود داشت که حقیقتا برایش زندگی در خارج در غیبت امام از حاکمیت ناممکن بود.

    این شیعه مورد نظر از همان روزی که امامت از جایگاه خود خارج شد شب روز در گریه و آه و ناله بود و فریاد و استغاثه از مردم که آنها را متوجه بی غیرتیشان بکند. اما فایده ای نداشت. این شیعه که تجسم غیرت بود بالاخره دق کرد.
    اسم آن شیعه را همه می دانیم. او مانند قوم یونس دقیقا می دید زندگی روی زمین بعد از سقیفه فقط عذاب الیم است. اما بقیه نمی فهمیدند.
    روزی که بقیه هم این موضوع را بفهمند و همه نظام زندگی خود را رها کنند و به خدا پناه ببرند این عذاب برداشته خواهد شد.

    • سلام
      ممنون که اینقدر حوصله داشتید بابت این نوشته مطول. فقط یک چیز بگویم: به شدت با پیش داوری نوشته اید کامنتتان را.

      • به نظرم اصل حرف ایشان درست است هرچند به قول شما مقداری پیش داوری در آن باشد. یک اشکالش این هست که به نظر حقیر احمدی نژاد بری رسیدن به قدرت اقدام کرد نه با این هدف که کارها را بهتر کند و صرفا به امور معاش مردم بپردازد. هدف او این بود که با ظرفیتی که بدست می آید، پیام فطری خود را که مبتنی بر توجه به منجی و امیدبخشی به مردم جهان و آشنا و آماده ساختن آنها برای حرکت به سمت آن آینده درخشان است، به گوش جهانیان برساند و در این راه تمام تلاش خودش را هم کرد.
        اما همانطور که عرض کردم روح حرف این دوست عزیز درست هست: ما مامور به نصرت اهل بیت در مسیر تحقق آن هدف الهی که هدف تمام انبیا و رسل و صلحا در طول تاریخ بوده هستیم و شیعه هدفی جز این در زندگی ندارد. البته شیوه این نصرت کردن هم نباید من درآوردی باشد. ما ماموریم آنطور که خود امام (ع) می خواهد ایشان را نصرت کنیم. و کیست که بتواند معارف بلند شیعه را بجوید و شیوه این نصرت کردن را دریابد. کجا هستند خوبانی که مثل ماجرای انار بحرین به جستجوی امام بپردازند و از خود ایشان بپرسند که مولا جان! چه کنیم تا در مسیر تحقق ظهور موفورالسرورتان بیشترین خاصیت را داشته باشیم؟….

        • دکتر احمدی نژاد این مطلب را سال ۸۸ در وبلاگش که متاسفانه الان با داس رفته رو هوا نوشت بخونید و اینقدر چرت و پرت نگید تو رو خدا!
          «چهار سال پیش، وقتی برای ورود به عرصه مدیریت اجرایی کشور آماده می شدم، می دانستم که در چه مسیر ناهمواری قدم می گذارم. از صف آرایی های تاریخی زر و زور و تزویر در برابر عدالت خواهی به خوبی آگاه بودم و خبر داشتم که با چه ناملایماتی مواجه خواهم شد و می دانستم که قدرت مداران خودکامه و حریصی که اجرای عدالت را بر نمی تابند، برای خاموش کردن ندای عدالت طلبی، از هیچ اقدامی فروگذار نکرده و نمی کنند.
          اما تحمل فقر و فساد و تبعیضی که عده ای اندک می خواستند بر مردم ما تحمیل کنند حقیقتا برایم دشوار بود. از خدا خواستم تا توفیق قدم نهادن در مسیر اجرای عدالت و تلاش برای احقاق حقوق مظلومان و مستضعفان و ایستادن در برابر مستکبران و متکبران را روزی ام کند.
          آری، تاریخ بشریت مشحون است از صحنه های بدیع و افتخار آمیزی که رادمردان و نیک اندیشان برای احقاق حقوق مردم و اقامه قسط و عدل آفریده اند و در این راه از بذل مال و جان و آبروی خود نیز دریغ نکرده اند.
          مهم ترین فرازهای تاریخ را، صحنه های مجاهدت و دلیری، زندان و اسیری، محنت و مرارت و صد البته عزت و عظمت این انسان های والا مقام رقم زده است.
          عدالت همان رسالت خطیری است که همه انبیا و اولیای الهی مامور به اقامه آن بوده اند و بسیاری از آنان نیز جان پاک خود را بر سر این میثاق نهادند. به خاطر پافشاری بر همین مفهوم قدسی و مبارک بود که مولای متقیان و امیر مومنان علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت رسید.
          وقتی به رنج ها و محنت های فراوانی که معصومین علیهم السلام برای مبارزه با سرکشان و زورگویان و برپایی قسط و عدل متحمل شده اند می اندیشم، با خود می گویم که آنچه ما تاکنون برای تحقق عدالت، از صبر بر اهانت و دروغ و تخریب مدعیان گرفته تا طعن و لعن و شماتت سهم خواهان، پرداخته ایم هزینه چندانی نبوده است.
          امروز نیز به وضوح ویژه خواران و زیاده خواهان را در پس انبوه شایعات و اتهاماتی که روانه این فرزند ملت و خادم کوچک و همکاران نجیب و صبورم می شود مشاهده می کنم. اما ما تصمیم خود را گرفته ایم و به عهدی که با ملت بسته ایم پایبندیم. در کنار مردمی که عدالت را برای کشور برگزیده اند می مانیم و تا آخرین نفس به این نبرد مقدس ادامه می دهیم …»

          • بله از آنانی که حفظ نظام را واجب میدانند( راضی به وضع موجود در عمل ) کاری ساخته نیست ولی اعتقاد واقعی دکتر این بود بیداری تمام مستضعفین نه تنها شیعه .که او امام و هادی تمامی خلق الله میباشد . جنس دکتر با بقیه در این مورد میان ماه من تا ماه گردونه
            آقای رئیس، دوستان و همکاران عزیز

            استقرار صلح و امنیت پایدار و زندگی سعادتمند برای همه بشریت، گرچه یک ماموریت بزرگ و تاریخی، اما شدنی است. خداوند مهربان ما را در انجام آن تنها نگذاشته و آن را حتمی الوقوع داشته است چرا که خلاف آن نقض حکمت است.

            او وعده داده است که مردی از جنس مهربانی، عاشق مردم و عدالت گستر مطلق و انسان کامل، حضرت مهدی(علیه السلام) به همراه حضرت مسیح (علیه السلام) و صالحان می آید و با بهره‌گیری از ظرفیت های وجودی مردان و زنانِ شایسته همه‌ ملت ها، تأکید می کنم با بهره گیری از

            ظرفیت های وجودی مردان و زنانِ شایسته‌ همه‌ ملت ها جامعه‌ بشری را در رسیدن به آرمان های با شکوه و جاودانه اش راهبری خواهد کرد.

            ظهور منجی آغازی دیگر، تولدی دوباره و زنده شدن مجدد است. آغاز استقرار صلح و امنیت پایدار و زندگی واقعی است.

            آمدن او پایان ظلم، بداخلاقی، فقر و تبعیض و آغاز عدالت و عشق و همدلی است.

            او می آید تا دوران شکوفایی حقیقی انسان و نشاط و شادمانی واقعی و پایدار آغاز شود.

            او می آید تا بازدودن پرده های جهل، خرافه و تعصب و گشودن دروازه های علم و آگاهی، دنیایی سرشار از دانایی بر پا کند و زمینه مشارکت فعال و سازنده همگانی را در مدیریت جهانی فراهم سازد.

            او می آید تا مهربانی، امید، آزادی و کرامت را به همه انسانها هدیه کند.

            او می آید تا آدمیان طعم دلپذیر انسان بودن و شهد شیرین با انسان زیستن را تجربه کنند.

            او می آید تا “دست ها به گرمی در هم” و “قلب ها سرشار از عشق با هم” و “اندیشه ها پاک و هماهنگ بر هم” ، در خدمت امنیت، رفاه و سعادت جامعه بشری درآید.

            او می آید تا همه فرزندان سیاه، سفید، سرخ و زرد حضرت آدم (علیه السلام) را از پس یک تاریخ جدایی و فراق به خانه برگرداند و کامشان را به وصال جاودانه، شیرین سازد.

            ظهور منجی و مسیح و یاران صالح جهانی آنان نه از طریق جنگ و زور بلکه از مسیر بیداری اندیشه و توسعه مهر در همگان، آینده همیشه روشن بشر را با طلوع خورشید پرفروغ و

            بی غروب آگاهی و آزادی رقم خواهد زد و در تن سرد و یخ زده جهان شور خواهد ریخت. او بهار را به جان آدمیت و جهان بشریت هدیه خواهد کرد. او خود بهار است و با آمدنش به زمستانِ وجودِ بشرِ در ” زنجیر جهل، فقر و جنگ” پایان می بخشد و فصل شکفتن و شکوه انسان را فریاد می زند.

            اکنون می توان رایحه خوش و نسیم روح انگیز بهار انسانها را حس کرد. بهاری که در آغاز آن هستیم اختصاص به نژاد، قوم، ملت و منطقه خاصی ندارد و به زودی همه سرزمین ها را در آسیا، اروپا، افریقا و امریکا فرا خواهد گرفت.

            او بهار همه عدالت طلبان، آزادی خواهان و پیروان انبیاء الهی است. او بهار انسان است و خرمی دوران.

            بیائیم همه با هم در مسیر آمدنش با همدلی و همکاری و ایجاد سازوکارهای وحدت آفرین و آرامش بخش راه بگشائیم و از فیض وجودش جانهایِ تشنه بشریت را سیراب کنیم.

            زنده باد بهار، زنده باد بهار و باز هم زنده باد بهار

          • لطفا صحبتهای سال های اخیر ایشان را هم ببینید.
            آری. احمدی نژاد هم بی تجربه بود.
            حدیث است که همه مدعیان اصلاح باید بیایند و امتحان پس بدهند و شکست بخورند تا امید مردم نا امید شود.
            ۱۴۰۰ سال تجربه بس نبود؟ باز هم تجربه کنید..

          • این ناشناس عزیز هنوز انگار نفهمیده است ظهور یعنی چه وبه غیر از خواستن امام زمینه سازی هم باید کرد که اگر قرار بود امام اینگونه که این ناشناس گفته بیاید چرا الان بیاید در حالیکه قبل از این هم مردم به دنبال منجی بودند به غیر از خواستن باید اماده هم بود امام زمان چگونه می خواهد عدالت را اجرا کندایا با معجزه، اگر قراربود معجزه با شد چرا برای این نسل در صورتی که چیزی از امامت وولایت نمی دانید فقط جاهلانه می گویید که باید امام را خواست اتفاقا مردم ایران خیلی چیز ها را تحمل کردند ومی کنند وعلت این که ما منتظر افرادی مثل احمدی نژاد هستیم هم امام زمان است تنها کسی که از رسالت اصلی انقلاب یعنی زمینه سازی ظهور حرف می زد وطبقا ین هدف برنامه ریزی واجرا می کرد ،خواهش می کنم ناشناس عزیز حرف باطلتان را در انبوهی از سخنان حق پنهان نکنیددر ضمن در مورد مطالعه اگر افکار ونظریات مخالفان ویا دشمنان یا هر چیزی که می خواهید اسم ان را نام ببرید را ندانید چگونه می خواهید با ان مبارزه کنید دنیای بعد از ظهور دنیای زور واجبار نیست وشما باید با منطق وعلم به دنبال اثبات حقیقت باشید اینقدر متحجرانه ودگم نگاه کردن به جای سرباز شدن از شما سرباربرای امام می سازد

          • ادعای زمینه سازی فقط یک خود فریبی بزرگ است.
            هزار و چهارصد سال است دارید زمینه سازی می کنید! کافی نبود!

            این ادعا فقط بهانه ای است برای ادامه دادن وضع موجود و تکرار خطاهای مکرر مدعیان اصلاح.

            زمینه سازی واقعی برای ظهور حضرت مهدی یعنی نفی اساس نظام زندگی بدون امام. نظام اجتماعی و حکومتی و اقتصادی و..انقطاع کامل از هر اسباب مادی.

            آنچه شما زمینه سازی نامیده اید چیزی جز عادی سازی غیبت نیست.

    • شما شاید بدون اینکه خودآگاه باشید٫ مثل حجتیه ایها فکر میکنید و تا حدی مثل بعضی از کشیشها. کجای قرآن کریم گفته شده تا مردم به کوهها نروند عدالت برفرار نخواهد شد؟ شما فراموش کرده اید که ناامید شیطان است. بلی٫ عدل کامل با ظهور انسان کامل برپا خواهد شد ولی پپش شرط تحقق آن فرار به کوهها نیست. آبا نجات یونس باعث نجات بشریت شد؟

      :به فرموده امیرالمومنین نگاه کنیم:

      أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَبَرَأَ النَّسَمَهَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَمَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَنْ لَا یُقَارُّوا
      عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَلَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَلَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَلَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ …
      (سوگند به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید ، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود ، و یاران حجّت را بر من تمام نمى‏کردند ، و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگى ستمگران، و گرسنگى مظلومان، سکوت نکنند ، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته ، رهایش مى‏ساختم ، و آخر خلافت را به کاسه اوّل آن سیراب مى‏کردم ، آنگاه مى‏دیدید که دنیاى شما نزد من از آب بینى بزغاله‏اى بى ارزش‏تر است‏ . )

      آیا مردم سر به کوه و بیایان گذاشتند تا حضرتش خلافت را قبول کنند؟ چه داستان حضرت یونس و چه امیرالمومنین به ما می آموزد که بحای تسلیم به ظالمان٫ منادیان عدالت را یاری کنیم.

      ضمناٍ٫ با نسخه شما هرگز امام زمان ظهور نخواهد کرد چون یک میلیارد شیعه به کوهها نخواهند رفت. تنها کوشش در راه عدالت و بالاتر از آن اراده خداوند این امر را محقق خواهد کرد.

      • آیا نوشته را خواندید؟
        فکر می کنم توضیح کافی در نوشته بود.
        جرم اصلی حجتیه ادعای انتظار نبود. بلکه اظهار رضایت به ” حالت انتظار” بود. آنها کاملا زندگی در شرایط غیبت را پذیرفته بودند و می اندیشیدند که انتظار یعنی اینکه صر کنند و مثلا هر هفته دعای ندبه بخوانند!! اما این انتظار نبود. این عمل عین شرک بود. آنها پذیرفته بودند که باید غیبت را تحمل کنند.همین که آنها راضی بودند به این انتظار خودش مانع بود بر سر ظهور.

        مردم زمان عثمان چه کردند؟ اول پشت پا زدند به زندگی حاضر و لااله گفتند یعنی هر حکومتی را جز امام نفی کردند. سپس ریختند درخانه امام علی علیه السلام و تا امام راضی نشد کوتاه نیامند و این همان الا الله بود.
        اگر می دانستم در خانه امام مهدی کجاست می گفتم خانه و زندگی خود را رها کنید به در خانه ایشان هجوم ببرید. اما چاره ما چیست جز پناه بردن به بیایانها؟ و صدا زدن حضرتش و برنگشتن و راضی نشدن تا تحقق ظهور…

        مثال ماجرای بحرینیها خیلی جالب است.

        چالبته عجالتا شیعیان به دویست میلیون هم نمی رسند اما اگر فقط ده میلیون شیعه به معنای حقیقت انتظار پی ببرند و بته کن و مانند نماز استسقا به زندگی پشت پا بزنند و راضی نشوند جز با ظهور، ظهور محقق خواهد شد.
        والا مطمئن باشید هیچ ظهوری در کار نخواهد بود.

      • در پاسخ به کامنت “سلام”توضیح دادم.
        اتفاقا جرم اصلی انجمن حجتیه این بود که می خواستند زندگی عادی خود را بکنند و به خیال خود صبر کنند تا ظهور محقق شود!!
        با روش آنها هرگز ظهور رخ نخواهد داد.
        باید مردم کاملا ناامید شوند از نفس کشیدن خارج از سایه حکومت امام و می بینید که دنیا دارد به آن سمت می رود…
        باید حقیقتا مردم انکشف الغطا و انقطع الرجا را بپذیرند.
        این هم لطف خدا است که دارد ما را تکان می دهد.
        باید نا امید شویم. این ناامیدی است که ما را نجات خواهد داد.
        چون وقتی از هر چه اسایبا مادی است ناامید شدیم خود بخود با همه فطرت خود خدا را صدا خواهیم زد.

        • اتفاقا به نظرمن حجتیه نمی خواست راحت زندگی کند تا ظهور محقق شود بلکه از نحوه انتظار انحراف پیدا کرد اینکه چگونه باید منتظر بوداتفاقا انها همان نظری را داشتند که ناشناس در ان متن طولانی گفته بود یعنی اینکه به دنبال حکومت واقتصاد واجرای احکام اسلامی نباید بود زیرا کسی جز امام معصوم نمی تواند ان را اجرا کندکه این انحراف وفاجعه بود

          • جناب “م”

            مهم نیست که نظر شما در مورد انجمن حجتیه چیست!! مهم این است که آنها واقعا چگونه فکر یا عمل می کردند.
            آنها درست می گفتند که هیچ اقدامی از ما برای اصلاح اقتصاد و سیاست به نتیجه نمی رسد اما خیال می کردند اگر بنشینند و در همین جامعه زندذگی کنند و نسبت به فساد ها بی تفاوت باشند ظهور خود بخود واقع می شود!!

            بی تفاوتی و پذیرش زندگی در هر اجتماع مساوی است با علاقه فلبی به حفظ شرایط موجود.
            اشتباهشان همین بود. آنها باید قیام می کرد و نظام سییاسی و اجتماعی را حاضر را کلا نفی و منهدم می کردند و سپس به جای ایجاد جامعه جدید می رفتند در خانه حضرت مهدی .

            ما نباید این زندگی را بپذیریم.

            معنای لااله الا الله همین است. تا همه علایق به دنیای بدون امام را زیر پا نگذارید به امام دست نخواهید یافت.

      • جناب ناشناس اگر زمینه سازی نباشد چگونه می خواهید همه را متوجه امام زمان وملتمس ظهورش کنید چرا خودتان را فریب می دهید سوال من ازامثال شما این است امام زمان چگونه عدالت را اجرا می کند وچرا یازده امام قبل از او نتوانستند ایا جز این است که جامعه باید امتحان پس بدهد واماده شود ویاران حقیقی تربیت شوند

        • وقتی همه از اسباب بازیهای زندگی دنیا سیر شویم و از همه حکومتها و افراد و دستگاهها نا امید شویم .زمینه سازی واقعی این است . حضرت مهدی بخدا به سلاح و تانک و موشک ما نیاز ندارد. به ایمان ما نیاز دارد که نداریم.

    • بسم الله…
      با این جمله خیلی خیلی موافقم:
      [… ما باید به این نقطه برسیم که به جز ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه هیچ راهی برای اصلاح امور وجود ندارد و هیچ کسی – هر چه قدر هم صالح – نخواهد توانست مشکلات ما را حل کند…. ]
      چرا که این ترجمه ای از فرمایشات ائمه ع است.
      دعوت ایشان به دعای دسته جمعی هم دقیقآ نسخه تک تک ائمه ع درباره این موضوع است.
      امام زمان عج در طول غیبت کبری در ۲دوران مختلف ۲ بار امر به نوشتن کتاب توسط ۲ نفر از بزرگان علمای شیعه فرمودند، یکی جناب شیخ صدوق ره (کتاب شریف کمال الدین و تمام النعمه)و یکی جناب آیهالله اصفهانی(کتاب شریف مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم عج) که در مورد دوم نامگذاری کتاب توسط خود امام ع انجام گرفته است.
      اولا به همه دوستان پیشنهاد میکنم که حتمآ هر دو کتاب را مطالعه کنند. چرا که هم فرمان امام زمان عج است و هم اینکه این دو کتاب دقیقآ نیاز علمی شیعیان برای دوران غیبت بوده است که امام عج به نوشتن آنها فرمان داده اند.
      ثانیآ موضوع این ۲ کتاب به این شرح است:
      کتاب اول (کمال الدین): داستان غیبت پیامبران از میان امتهایشان و چگونگی احوال امتها در آن زمانها و ضمنآ چگونگی خلاص شدن ایشان از بند غیبت پیامبرانشان است
      و کتاب دوم (مکیال المکارم): که همانطور که از اسمش پیداست ظرف کوچکی از فوائد دعا کردن برای امام زمان عج را بیان مینماید
      دوستان گرامی حتمآ و حتمآ این دو کتاب را مطالعه نمایید که از ضروریاتی است که در دوران غیبت باید از آنها آگاهی داشت.
      وباز هم توجهتان را به روایتی گهربار و مهم که از فرمایشات امام صادق ع است جلب میکنم:
      امام صادق علیه السلام فرمودند:

      « وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد (از همه جا و از همه کس غیر از خدا ناامید شدند و همه راههای ظاهری چاره را بر خود بسته دیدند) ،چهل روز به درگاه خدا گریه و ناله کردند.خدای متعال به موسی و هارون علیهما السلام وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند و این در حالی بود که از ۴۰۰ سال عذاب ایشان ۱۷۰ سال باقی مانده بود.خداوند به دعای بنی اسرائیل از آن۱۷۰ سال صرف نظر کرد.»

      آنگاه امام ششم علیه السلام فرمودند:

      «اگر شما شیعیان نیز چنین تضرع و زاری کنید، خداوند فرج ما را می رساند ،ولی اگر دست روی دست بگذارید وقتی کار به نهایت رسید ،گشایش فرا می رسد.» (بحار الانوار ج ۵۲ ص ۵۲)

      همانطور که می بینیم این رفتار دقیقآ توصیه ائمه ع به ماست.
      به نظر حقیر همه عدالت خواهان عالم از مسلمان و مسیحی گرفته تا هر آزاداندیش عدالت خواه باید خود را برای این عمل محیا نماید و جهاد اصلی ما در این برهه حساس این است که این فرامین را به گوش اهلش برسانیم

      در آخر فقط این را عرض می نمایم که با بخشهایی از این کلام که دوران پس از ظهور را نیز تاریک نشان می دهد موافق نیستم. بله؛ ما نباید فرج را برای آنگونه مسائل و راحتی و ….بخواهیم و برعکس باید آنرا برای اصلاح جهان و برپایی عدالت و… بخواهیم ولی وعده هایی که از آنها نام برده می شود(رفاه و آسایش و…) همه از وعده های خداوند و ائمه معصومین ع است. باید به این حقیقت توجه داشت که اداره جهان در زمان ظهور امام زمان عج به وسیله وسائل و امکانات موجود در جهان نیست بلکه ایشان دنیا را با دست یدالله یشان و همه مظاهر قدرت الاهی اداره می کنند.
      به امید رسیدن هرچه زودتر آن روز و…
      و پایان زمستان و…
      و آمدن بهار…. بهار آمدنیست…

      • با تشکر فراوان از جناب م ح

        البته این تذکر لازم است که دوران پس از ظهور دوران معجزات نیست بلکه دوران مبارزه و جهاد و شهادت است. سختیهای شدیدی را حضرت مهدی و یارانش طی خواهند کرد تا به آن دنیای زیبایی که گفته شده برسند.
        لابد این حدیث را هم خوانده اید که ” گویا مهدی و یارانش را می بینیم که آب و جیره شان تمام شده و در محاصره دشمنان گرفتارند اما دلهایشان از پاره های فولاد محکمتر است و سر انجام بر شمنشان پیروز خواهند شد”.
        غرقاب خون و عرق بعد از ظهور قطعی است. شیاطین عالم منتظر نیستند که به امام بگویند بفرما!

        اما اینکه الان هم حکومت جهان در دیت مهدی است به نوعی درست است اما به این معنی یار در پس جلوه ناز است. هر بار می روید دم خانه اش ، هر چه بخواهید به شما می دهد و همه دنیا دارند از در این خانه حاجت روا بر می گردند. اما کسی طالب خود صاحب خانه نیست!!

        اینجا است که حکایت لیلی و مجنون تکرار می شود و وقتی مجنون می رود دم خانه لیلی آش بگیرد ، لیلی کاسه آش را به زمین می زند.. ای مجنون تو خجالت نمی کشی.. تنو هم آماده ای مثل بقیه آش بگیری!!!
        مهدی دارد با ما همین معامله را می کند. برای همین است که هر چه تلاش می کنیم فقط لوضاع بدتر می شود. برای این است که حساب ما را از بقیه جدا کرده است.
        ما باید خودش را بخواهیم. بخدا بس است این همه خواهش برای دنیای بدون مهدی.

  5. آخ اگه من پول داشتم! چی می‌کردم تو دوران احمدی‌نژاد!
    به راستی فرهنگ و هنر و اقتصاد و سیاست جای عدالتخواهان است نه دیگران چرا ما اینقدر غافلیم؟ اگر امروز شاهدیم مدیر حزب‌اللهی ۴ میلیون می‌گیرد در مقابل حقوق ۵۰۰ هزاری نیروی کارش حال آنکه با توجه به حقوق‌های دیگر و حق سهام و… اگر این ۴ میلیون را هم نگیرد مشکلی برایش ایجاد نمی‌شود که هیچ حتی کافی است او و یک مدیر مشابه در شرکت به جای ۴ میلیون ۳ میلیون بگیرند تا نیروی کار ۵۰۰ هزارش ۷۰۰ هزار شود این‌ها همه به خاطر آن است که عدالت‌خواهان حتی اگر در رأس حکومت قرار بگیرند (مانند دوران احمدی‌نژاد و شخص مقام معظم رهبری) در رأس قدرت قرار ندارند و این شدنی نیست مگر با ورود مقتدرانه به بازار و سینما و دانشگاه و … احمدی‌نژاد کلید دانشگاهش را زد بقیه کار یاران است
    راستی بچه‌ها کمک به دانشگاه احمدی‌نژاد فراموش نشود هرکس هرچقدر در وسعش هست ماهیانه به حساب دانشگاه واریز کند
    پس یاعلی @};-

    • راستش از برخی کامنت هایی که معمولاً در دولت بهار یا وبلاگ هایی نظیر وبلاگ شما می خونم متوجه شدم احمدی نژادی ها مانند خود احمدی نژاد بسیار تحت کنترل هستند و دست و پا بسته. به نظرم هر کاری که میخواید بکنید الان به زبون نیارید تا به وقتش. خیلی ها دنبال تاثیرگذاری بر ذهن و روحیه احمدی نژادی ها و جهت دهی به اونها هستند که دلیلش هم کاملا مشخصه.

      • با کلیات بخش اول موافقم (تحت نظر بودن) اما با بخش دوم یعنی نیاز به زبان داشتن کاملاً موافقم این رسانه یعنی همان چیزی که چند سال پیش رهبری بارها تذکر دادند و احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها با خوش‌بینی به رسانه‌های اصول‌گرا یا هر چیز دیگر از آن عافل شدند و کار به اینجا رسید که باید یک روحانی می‌آمد تا خیلی‌ها بفهمند پشت ماجرای سینه‌چاکی برای اسلام و عماربازی چه خبر بوده است. اما با وجود جو نسبی خفقان علیه احمدی‌نژادی‌ها توکل باید و همتی. @};-

  6. به نظر من درسته. منتها خودسازی واقعی نباید فراموش بشه که انسان در اون با خدا و خودش رو راست باشه. اونوقت اگه رفت تو کار اقتصادی، دیگه لنگ نمی زنه. دیگه کار اقتصادی نمیشه وبال گردنش.
    شیعه هستم، ایرانی هستم، احمدی نژادی هستم

  7. شاید کار اقتصادی صرف سرانجاممان را مثل آنان کند که امروز از رفتارهایشان متنفریم …
    سعی کنید بند پوتین هایتان را برای ظهور محکم تر کنید ما سر پیچ تاریخی هستیم و بهار نزدیک…طاها شریعت

  8. سلام
    من چند تا توصیه دارم برای این شرایط
    هرکس که امکان تهیه مجوز نشریه و روزنامه داره اینکار رو انجام بده / وقتی که فضا باز بشه نیازه
    تشکیل سازمان های مردم نهاد و موسسه خیریه و مددکاری هم از خوبه / هم خدمت به مردم هست هم بچه ها در این مجموعه ها تمرین کار تیمی می کنند
    اموزش که گفتید رو هستم کی پایه هست که دوره آموزشی راه بیاندازیم؟؟
    سایت خبری هم بخواید بزنید راهکارهایی هست که امن وبلاگ نویسی کنید و سایت بزنید/ ایمیل بزارید براتون محتواهایی در این خصوص بفرستم
    کار نظری رو پیشنهاد میکنم به خصوص تو عرصه های روابط بین الملل / اقتصاد/ فرهنگ
    نشریه داخلی هم میشه داشت(بدون هزینه هست از لحاظ حقوقی) به شرط تشکیل یک شبکه افراد همسو

  9. سلام داس به دستان همچنان دارن حمله می کنند.{…} هم فیلتر شد.با مطلب شما موافقم. هرچند امید داشتن در این شرایط سخت است ولی وقتی دکتر می گویند پیروزی نزدیک است باید امید داشت.راستی شما قرار بود چند تا کتاب معرفی کنید

    • سلام
      اون سایت فیلتر نشده و به زودی میاد سر جاش. ضمن اینکه حقش هست که فیلتر شود. و دیگر اینکه لطفا فیلترینگها را از چشم دولت نبینید.

        • دقیقا منم همین نظرو دارم و از روزی که نکات و همت فیلتر شدن هر بنفشی که میبینم جلوی روش خروار خروار فضیحت بار دولتشون میکنم و اونا هم خفه خونن چون قبلا فیلترینگ رو گردن دولت مینداختن الان دیگه حرفی برای گفتن ندارن

  10. جا زدید؟ ترسیدید؟
    بابا از طبرزدی و عباس امیرانتظام یاد بگیرید. لاقل قد دکتر محمد ملکی جرعت داشته باشید و پای اعتقاداتان ایستادگی کنید.
    همین؟ بابا دو سال زندان رفتن که ترس ندارد؟ عباس امیرانتظام سی سال است که در زندان است.
    بابا شما ها یه موقعی ادعای مبارزه با اسرائیل داشتید، چی شد؟
    استشهادیون بودید.. تموم شد؟ با یه حکم توفیق ساده جا زدید؟ پس کو آمادگی بر شهادت؟
    خدا وکیلی سال ۱۳۸۸ فکر می کردید روزگارتون این بشه؟ زورتون فقط برای مردم بی سلاح زیاد بود؟
    موفق باشید.. این هم از بخشی از امت حزب الله. باید دید طرفدار های قالیباف و جلیلی کی تقشون در می یاد.
    راستی آقا حامد چه کاری می خوای پیدا کنی بشه باهاش بنیه اقتصادی قوی کرد؟ نکنه می خوای مثل موتلفه و کارگزاران بزنی تو خط رانت خاری؟ خیر اخوی با این اوضاع اقتصادی که رئیس جمهور محبوبت درست کرده نمی شه پولی درآورد. می بینم اون روزی رو که تو هم جمع کنی و از این مملکت بری.

    • سلام
      حدس می زنم از خیلی چیزها بی خبری. محمد رحمانی اولی نبود. اینجا رو یک نگاه بنداز:
      http://armanha.tk/?p=7966
      به تازگی هم حکم ۹۱ روز زندان یکی از دوستان تایید شده و دو نفر دیگر از دوستان هم در دادگاه اولیه به ۴ ماه و ۲ سال حبس محکوم شده اند.

      • می بینی تو وبلاگ شما چه خبره دوست عزیز! اینجوریاس که نمیخوان بشه اونی که باید بشه! چه به اسم هوادار چه به اسم مخالف

        • نه حمایت های افرادی مثل محمد رحمانی به نفع اقای احمدی نژادبود ونه خداحافظی هایشان هردو باعث زخم زبان ها ودشمن شادی شد کاش می نشستند واعمالشان را دوباره نگاه می کردند که ایا انصاف بود که با مرد بزرگی مثل احمدی نژاد این گونه برخورد کنند وباعث زخم زبان مخالفان شوندوحالا که به قول خودتون این همه هزینه دادید چرا در لحظات نزدیک به پیروزی باعث دشمن شاد شدن می شوید در ضمن در جواب به رهگذر هم باید گفت احمدی نژادی ها می دانند که چگونه به دنبال کار اقتصادی سالم باشند شما نگران نباشید این حرف ها را هم از سوزدل می زنید ومی خواهید اشفتگی وناتوانی مدعیان امروز را پنهان کنید

      • حامد عزیز، چرا فکر می کنید همه مخالفین شما یا هر کسی که حرف باب میل شما را نزند بی خبر از اوضاع دنیاست؟
        مدتهاست که وبلاگ شما را می خوانم. از سالها قبل. از آن زمان که فکرتان شهبازی و صیهون پژوهی و کم کردن روی جماعت بی دین و ملحد بود. یادتان هست؟ (قدس و صبح و…) از آن موقع که به یاد مهدی نصیری اسم وبلاگتان را عوض کردید و گذاشتید صبح. از آن موقع که از سربازی برگشتید و شاکی بودید. حتما من به عنوان خواننده قدیمی نوشته های شما، مطلب مرداد ماه شما را خوانده ام. برایم جالب بوده.
        ولی حامد عزیز شوخی می کنید؟ کل احکام دوستان احمدی نژادی را که بگذاریم روی هم قد یک پان ایرانیست یا قد کوچکترین عضو جبهه ملی یا قد یکی از بچه های نهضت آزادی هم نمی شود. یک سرچی در اینترنت بکنید. فریبرز رئیس دانا به خاطر یک مصاحبه یک سال زندان رفت. پیمان عارف به خاطر توهین به احمدی نژاد شلاق خورد. امیرانتظام سی سال است که بین زندان و دادگاه در حال رفت و آمد است. طبرزدی همیشه در زندان است. ۹۱ روز حبس شوخی است. تفریح است. بروید و بعدش خاطرات زندانش را روی اینترنت بگذارید. کلی تبلیغ می شود. می توانم برایتان دهها و صدها نمونه بیاورم که مثالهای دوستان شما در مقابل آنها لطیفه است. هدی صابر یک قلم در سال ۸۲ فقط شش ماه انفرادی را تحمل کرد. شش ماه به دیوار روبرویش زل زد.
        شما ثابت کنید که از این افراد جگر دار ترید؟ چه اشکالی دارد که به خاطر اعتقاداتان چند سال به زندان بروید؟ چرا تا وقتی که دولت در دست فرد مطبوع شما بود حرف از عدالت می زدید؟ چه اشکالی دارد که حالا برای آرمانهایتان (البته اگر هنوز چیزی از آنها باقی مانده) مبارزه کنید.
        یعنی کل هزینه ای که طرفداران احمدی نژاد حاضر بودند بپردازند همین بود؟ شمایی که زمانی از عبدالعزیز رنتیسی و احمد یاسین در وبلاگتان حرف می زدید (سالیان پیش) این بود کل جربزه تان؟ حبس ۹۱ روزه؟ می خواهید از جوجه کمونیست های دانشگاه تهران برایتان اسم ببرم که چقدر حبس کشیده اند؟ یعنی از آنها هم کمتر هستید؟
        هنوز یکسال نشده که دارید انفعال و شکست و بریدن را تئوریزه می کنید. بروید از آنهایی که سنشان زیاد است بپرسید. استدلال هایی مثل این که باید قوه فرهنگی مان را قوی کنیم، برویم دنبال تحصیل، دنبال امتیاز روزنامه، دنبال کار فرهنگی پژوهشی و یا فعالیت های اقتصاد و حرفهایی از این دست دهد وقتی مطرح می شود که “زمین ها سفت می شود”. وقتی مطرح می شود که پای بگیر و ببند وسط می آید. پای هزینه دادن وسط می آید. آنها که رفیق نیمه راهند کرکره را پایین می کشند و می روند. در یک کلام: می برند – جا می زنند – وا می دهند – بی خیال می شوند – کم می آورند. بعد برایش هزار جور توجیح هم می تراشند.
        موفق باشید. اینطور پیش برویم – ۸ سال که هیچ – هشتاد سال آینده را هم دیگر بلند نخواهید شد.
        ظاهرا مثل یک قطعه زاید در ماشین نظام شده اید. که معلوم نیست اصلا از اول جایش کجا بوده.
        اخوی به فکر مهاجرت باشید.

        • سلام خواننده گرامی
          اگر این همه وقت است که وبلاگ بنده را می خوانی حتما فهمیده ای که در سالهای اخیر زیاد اهل بحث و کل کل مفصل با کامنت گذارها نیستم. اینقدر به شما بگویم بنده احساس کم آوردن نمی کنم. زندگی در شرایطی که مطمئنی یک نسخه از پیامکهایت به دیگران را، ایمیلهایت، گفتگوهایت در چت رومها را حداقل یک نفر سوم هم می خواند تجربه کرده ای؟ بنده از زمانی به بعد، سر یک اتفاق مطمئن شدم که شنود می شوم. تازه آن زمان خیلی انحرافی هم محسوب نمی شدم. الان که دیگر واویلا است. بله با زندان کشیدن و شلاق خوردن خیلی تفاوت دارد ولی ادامه دادن به زندگی در شرایطی که هیچ حریم خصوصی ای برای خودت نتوانی متصور شوی هم شکنجه ای همیشگی و روانی کننده است. با این حال تا این لحظه، دور سیاست را خط نکشیده ام.
          ما به اندازه آنها که گفتی زندان نکشیدیم، اما شما به من بگو ما کدام رسانه دستمان است؟ هر کدام از اینها که نام بردی، به فراخور حالشان چند شبکه ماهواره ای، چند سایت اینترنتی، چند روزنامه هستند که مطرحشان کنند، حمایتشان کنند، اسمی ازشان ببرند. ولی ما چه؟ تنها رسانه مان یک سایت اینترنتی با رنک ۴ رقمی است. تمام رسانه هایی که گفتم در مخالفت با امثال ما با یکدیگر هم داستانند. در این شرایط ایستادن سخت نیست؟ تهمت خوردن، تمسخر کشیدن، تحقیر شدن، آبرو دادن، بدون اینکه کسی هم حمایتت کند سخت نیست؟ برای خیلی ها جان دادن راحتتر از بدنامی است و اصلا جان می دهند که نام نیکی از آنها بماند ولی ما بدنامی را به جان خریده ایم. اینها را هم در نظر بگیر.
          در مورد تناقض هایی که در کامنتت بود هم به خاطر همان بی حوصلگی که در اول کامنتم گفتم، با شما بحث نمی کنم.

          • سلام
            اقای فتاحی من نمی دونم امثال رهگذر چه مرام ومسلکی دارن ولی انگارهنوز متوجه نیستند حرف از شهادت اسارت وحتی بی ابرویی نیست حرف ازبه جا وبه موقع عمل کردنه اتفاقا احمدی نژادی ها حاضرند که بیش از انچه رهگذر نوشته است بها بدهند ولی نه الان زمانی که اگر این مقدار افرادی که مانده اند هم به میدان روند در زیر بار تهمت هایی که هنوز هم زمان رفع ان نشده است از بین می روند وجریان حق سال های سال در زیرغبار پنهان می ماند کاش در تاریخ هم گذری داشتید وعبرتهای ان را می دیدید الان زمان کمی عقب نشینی است نه به خاطر جازدن بلکه خرید زمان برای به موقع عمل کردن شهادت واسارت و… هدف نیست بلکه مزد کار است مثل زمان امام حسن افرادی به ایشان می گفتند که نترس وقیام کن در صورتی که قیام بی فایده بود کار امام حسن بزرگتر از امام حسین بود تحمل زخم زبان های رهگذر عزیز برای امثال فتاحی سخت تر از زندان رفتن وجان دادن است ودر این امتحانات است که خالص ها خالص ترومنافق ها وجاهل ها وبی ظرفیت ها نمایان تر می شوندپس لطفا رجز نخوانید یاران احمدی نژادبیدی نیستند که با این رجزها بلرزند

        • فکر می کنم این آقای رهگذر انتظار دارد ما برای افعال حسن و قبح ذاتی قایل باشیم و بگوییم اصولا زندانی کردن بد است! اصولا اعدام بد است و…
          در حالی که اینطور نیست. کسی که رسما برانداز است آیا باید احساس امنیت کند؟ کسی که رسما وابسته است باید به حال خود رها شود؟ کسی که قذف را با شرایط شرعی حد آن مرتکب می شود نباید مجازات شود؟ کسی که با سخنانش مردم را تحریک به شورش می کند باید آزاد باشد؟
          کسی که به صراحت به پیغمبر خدا اهانت می کند باید نشست و تماشایش کرد؟

          ما بهیچ وجه دردمان الان از این نیست که فلانی زندانی می شود. دردمان از این است که چرا افرادی به جرم پایبندی به ارزشهایی که ارزشهای انقلاب اسلامی محسوب می شود. در حکومت چین خیلیها ها اعلام شدند و می شوند. اما دردناکترین حکم محکومیت به اعدام مال جایی بود که همسر مائو به جرم داشتن عقاید مائوییستی محکوم به اعدام شد. این است که درد دارد برای حامیان انقلاب. جایی که ظاهرا نظام انقلابی سر کار است اما مدافعان خود انقلاب در بند هستند.

          این آقای رهگذر بد نیست فکر کند از میان همه رسانه و سایت و روزنامه و.. که همفمکرانش دارند چند درصدش تعطیل شد یا مسوولینش زندانی شدند؟
          اما احمدی نژادیها چه داشتند؟ آیا خبر ندارند بیشترین تعداد سایتها و وبلاگهای سیاسی فیلتر شده در هشت سال گذشته متعلق به حامیان احمدی نژاد بوده است و تنها روزنامه ای هم که مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت روزنامه ایران بود؟
          آیا نمی دانند در ایران نوشتن علیه ولایت فقیه و حمایت رسمی حتی از سلطنت طلبان آزاد است اما اگر اگر کسی در یک سایت ذیل کامنتی اسمی از آقای لام بیاورد مدیر سایت را به خاک سیاه می نشانند؟
          یک سری بزنید به همه سایتها از انتخاب و فرارو تا آهستان! پر است از کامنتهایی با حمله به ولایت فقیه و شخص اول کشور و بلکه تبلیغ رسمی بی خدایی و پر از توهین به پیغمبر خدا و دین اسلام و….اما آیا تاحالا شده کسی کار به کارشان داشته باشد؟
          بله، فلان دانشجو را حد می زنند – از میان اقلا پنجاه نفری کهع مشغول توهین و حتی حمله فیزیکی به احمدی نژاد بودند!- تا هم حساب خودشان را صاف کنند و هم گردن احمدی نژاد بندازند. و.الا احمدی نژاد که از احدی شکایت نکرده بود!

          اما نکات پرس به بهانه کامنت چند نفر در مورد لام این بلا به سرش می رود! همت نیوز که اصلا کامنت گذار هم نداشت!! چه کسی از آنها حمایت می کند؟ زیر این آسمان جز خدا هیچ کس.

          کجا امثال آقای رهگذر در اظهار تفکراتشان آزادی ندارند؟ حالا بگذریم از حمایت همه جانبه جهانی که پشت سرشان است و تا جایی به اجانب امیدوار هستند که نسخه فرار از مملکت را می پیچند! تنها کسی این نسخعه را می پیچد که می داند در خارج به او پناهندگی می دهند!!

          حالا حامد فتاحی فرار کند و برود بگوید من احمدی نژادی هستم!! به نظرتان به او پناهندگی می دهند یا دیپورتش می کنند! البته اگر لطف کنند و به گوانتانامو نفرستندش!

          قضیه خیلی واضح است، اپوزوسیون واقعی “نظام” همان کسانی هستند که به ارزشهای “انقلاب” اعتقاد دارند. نه کسانی که ذنبال روشنفکربازی و گرفتن گرین کارت هستند.

          • جواب ناشناس:
            ۱- نمی دانم منظور شما از برانداز چیست؟ آیا امیدرضا میرصیافی و ستار بهشتی برانداز بودند؟ اصلا براندازی به چه معنی است؟ آیا با وبلاگ نوشتن می شود براندازی کرد؟ آیا با وکالت متهمین سیاسی می شود براندازی کرد؟
            داستان تحریک مردم به شورش و اهانت به پیغمبر خدا را شما از خودتان درآورده اید و گرنه نه هدی صابر دعوت به شورش کرده بود و نه کسی مثل فریبرزئیس دانا به مقدسات مردم توهین کرده و نه شخصی مثل دکتر محمد ملکی به جایی وابسته است.
            ۲- بحث اصلی بر سر این است که به زندان انداختن افراد به خاطر وبلاگ نویسی و مصاحبه ظلم است. کشتن کسی که به خاطر یک وبلاگ دستگیر شده در بازداشتگاه ظلم است. به زندان انداختن یک دکتر اقتصاد دان فقط به خاطر یک مصاحبه ظلم است. البته شما خودتان را ناراحت نکنید همه این افراد برانداز بوده اند و حقشان بوده.
            ۳- در دنیای خیالی شما امثال من خیلی آزادی دارند، دهها روزنامه و صدها سایت دارند، و با آزادی تمام مشغول فعالیت هستند. تازه تمام رسانه های صهیونیستی هم در اختیار ماست. هر وقت هم اراده کنیم گرین کارت می گیریم. (البته اگر تا آن موقع بر اثر حوادث طبیعی و غیر طبیعی در زندان نمرده باشیم)
            اما واقعیت این است که بنده هنوز در سن ۳۶ سالگی مجازات کاری را که در ۲۲ سالگی انجام دادم – شرکت در یک راهپیمایی ساده، کوچکترین عمل سیاسی – را پس می دهم. هنوز هزینه فعالیتی در ۱۴ سال پیش انجام دادم را به انوع مختلف پرداخت می کنم. به صورت جسمی، به صورت انواع محدودیت ها در بازار کار، به صورت احضارهای مداوم وترس از احضار ناگهانی. البته پشیمان نیستم شکر خدا هنوز می توانم کار کنم و شرافتمندانه زندگی کنم. همین نمونه ساده نشانه همان آزادی فراوانی است که شما می گویید امثال من دارند. تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
            ۴- کسی حامد را دعوت به فرار و پناهندگی نکرده. خواهیم دید در سالهای آینده چند نفر از دوستان احمدی نژادی به بهانه تحصیل و… از ایران مهاجرت خواهند کرد.
            همانطور که اگر چهار سال پیش میگفتیم مدافعان احمدی نژاد به دادگاه احضار می شوند و تمام دوستان حزب اللهی مدعی حمایت ایشان را تنها خواهند گذاشت و دست آخر تنها افراد فتنه گر! حاضر خواهند شد ضامن آنها بشوند، عجیب بود. حالا هم خواهیم گفت فضا به جایی خواهد رسید که این دوستان هم کشور را ترک کنند. چون حاکمیت احتیاجی به اپوزوسیون ندارد چه واقعی باشد چه قلابی.
            ۴- به اعدام “جیانگ چینگ” همسر مائو – معروف به مادام مائو اشاره کردید. و آن را دردناک دانسته اید. قطعا اطلاعات تاریخی شما هم مثل باقی حرفهایتان پر از اشتباه است.
            مادام مائو به خاطر راه انداختن و شرکت در انقلاب فرهنگی که ضررهای بیشماری به مردم، فرهنگ و هنر و اقتصاد چین زد محاکمه و اعدام شد. واقعه ای که در آن دست کم سه میلیون نفر از مردم چین کشته شدند و زیانهای جبران ناپذیری به کشور و مردم چین وارد آمد. اعمال نفرت انگیز مادام مائو مشهور تر از آن است که کسی بتواند از آنها دفاع کند. کتاب مائو داستان ناشناخته، نشر ثالث. کتاب قوهای وحشی، نوشته یانج چانگ نشرگفتمان تهران ۱۳۷۹

          • متاسفانه امثال رهگذر عمدا خود را به آن راه می زنند.
            ۱- آنچه نوشتم کلی بود نه مصداقی. اگر واقعا این مصادیقی که نوشته اید برانداز و تحریک کننده و آشوبگر نیستند، پس چرا این همه مورد حمایت خارجی هستند؟ البته من ظلم را به هیچ کسی ولو پر کاهی باشد تحمل نمی کنم.

            ۲- بله. اگر کسی فقط به خاطر وبلاگنویسی و مخالفت با حکومت زندانی شده مظلوم است. خوارج هم تا زمانی که اقدام به ارعاب و آدم کشی نکردند آزاد بودند.
            اما اگر احیانا در وبلاگش پیشنهاد اغتشاش داده باشد دیگر مظلوم نیست. اگر اهانتی کرده که شاکی خصوصی دارد باید برخورد ببینند. مثل کسانی که پیشنهاد زدن اطو در ساعات اوج مصرف را دادند. اینها محارب بودند و باید اعدام می شدند.

            ۳- شما خیلی بدشانس و البته بی اطلاع بوده اید که از فرصت استفاده نکردید! یک شبکه اجتماعی و یک مظلوم نمایی تصنعی و گذاشتن چند فیلم و تصویر در یک سایت کافی بود که حمایت بین المللی کسب کنید!! تا دیگر حکومت نتواند حتی در زندان با شما تندی کند!! اگر نمی توانستید اینهمه توصیه به فرارتان برای چه بود؟
            ۱۴ سال پیش یعنی ۷۸… راستش را بگویید در ۱۸ تیر چه کرده اید؟ آیا واقعا یک راهپیمایی مسالمت آمیز بود؟ البته همه مجرمان بی استثنا خود را بیگناه معرفی می کنند. این شمایید که بازیچه همین حاکمیت و رجالش هستید و یک روز یکی را عالیجناب سرخپوش می دانید و فردا همان برایتان قهرمان می شود و حسن روحانی که در ۲۳ تیر شما را اوباش نامید می شود رییس جمهورتان! آیا اینها عوض شدند یا دنبال باد قدرت رفتند که طرفدار جذب کنند؟
            اما می خواهی بدانی آزادی یعنی چه؟ یعنی اینکه دانشجوی با ظاهر مذهبی را در چهار مصاحبه دکتری پیاپی رد کنند با وجود رزومه و نمره بالا. می خواهی بدانی آزادی یعنی چه؟ یعنی اینکه در وقت استخدام تا قیافه ات را ببینند بگویند نیرو لازم نداریم! می خواهی بدانی آزادی یعنی چه؟ یعنی اینکه وبلاگ و سایتهایت را درست قبل از اینکه پر بیننده شود فیلتر کنند. می دانی آزادی یعنی چه؟ یعنی همین امثال شما و همفکران شما در ۱۸ تیر نفت رویتان بریزند…

            ۴- کافر همه را به کیش خود پندارد. احمدی نژادیها دقیقا دارند راهی را می روند که امثال اسد الله لاجوردیها رفتند. مبارزه با منافقین جدید از چپ و راست. شاید عزل و برکنار و متهم.. شوند اما باز هم جزو همین مردم تا دم مرگ خواهند ماند چون خود را تافته جدا بافته نمی دانند و خون خود را رنگینتر از خون مردم کوچه و خیابان تصور نمی کنند.

            ۵- اولا من قصدم حمایت یا رد نظرات مائو نبود بلکه نمایش چگونگی استحاله در یک انقلاب بود. همسر مائو خوب یابد ، متعلق به تفکر اصیل انقلابی مائو بود. اگر اپوزوسیون چین حکومت را به دست گرفته بود و او را اعدام می کرد اینقدر سرنوشتش دردناک نبود.
            ثانیا: شما همان بهتر که دنیا را از زیر عینک آمریکاییها تماشا کنید. اتفاقا برای مردم فقیر چین هنوز مائو یک قهرمان بزرگ است ( ولو ما نظراتش را قبول نداشته باشبم) .

          • جواب ناشناس.
            ۱- به این ترتیب مشخص می شود که هدی صابر، هاله سحابی، فریبرز رئیس دانا و سایر زندانیان سیاسی وابسته به خارج هستند، چون رسانه های خارجی از آنها حمایت کردند. خجالت نکشید، مادر ستار بهشتی هم عامل آمریکایی هاست. چون در رادیو آمریکا مصاحبه هایش پخش می شود. منطق بچه گانه ای است. با این حساب اسرائیل هم می تواند بگوید تمام فلسطینی ها مزدور ایران هستند. چون رسانه های ایران از آنها طرفداری می کنند
            ۲- نوشته اید :””… مثل کسانی که پیشنهاد زدن اطو در ساعات اوج مصرف را دادند. اینها محارب بودند و باید اعدام می شدند…”” یعنی همه کسانی که پیشنهاد انجام یک اعتراض مسالمت آمیز را داده اند، یا دعوت به اعتصاب کردنده اند را می شود اعدام کرد. به این ترتیب تکلیف هر نوع اعتراضی به حکومت پیشاپیش معلوم است. حتی دعوت به اعتصاب در کارخانه هم می تواند حکم اعدام داشته باشد.
            ۳- در تیر ۷۸ طبق مصاحبه رئیس دادگاه انقلاب با روزنامه کیهان برای ۴۵۰۰ نفر فقط در تهران پرونده تشکیل شد.(حبس – حبس تعلیقی – آزادی به قید ضمانت یا کفالت و..) اگر تعدادی را که اسامی شان رسانه ای شد و گروهی از آنها سالها بعد کشور را ترک کردند دست بالا ۵۰۰ نفر بگیریم و کنار بگذاریم. می توانیم بگوییم به گفته شما بیش از ۸۰ درصد بازداشتی های تیر ۱۳۷۸ که سالها درگیر این پرونده بودند ساده لوح و از همه جا بی خبر و البته بدشانس بودند که نتوانستند از این فرصت طلایی استفاده کنند (که چکار بکنند؟؟)
            .نوشته اید: “”… شبکه اجتماعی و یک مظلوم نمایی تصنعی و گذاشتن چند فیلم و تصویر در یک سایت کافی بود که حمایت بین المللی کسب کنید!! تا دیگر حکومت نتواند حتی در زندان با شما تندی کند!!…” فکر می کنم احتمالا سن شما قد نمی دهد و خبر ندارید آن موقع اینترنت یا شبکه اجتماعی و موبایل دوربین دار مثل امروز دست مردم نبود.
            در همان زمان هم بر خلاف گفته شما دیدیم که برخورد حکومت با کسانی که در رسانه های خارجی مطرح شدند چگونه بود، بنا به شهادت مهندس طبرزدی و باطبی و دیگر بازداشتی ها در زندان توحید با آنها چنان برخوردی شد که بعدها خود نظام مجبور شد بازداشتگاه توحید را مثل کهریزک تعطیل کند.
            حتی امروز هم می توانید از خودتان سوال کنید که از بازداشتی های زندان کهریزک چند نفر خیلی بدشانس و بی اطلاع بودند که از این فرصت طلایی استفاده نکرده اند (که چه بکنند؟)
            ۴- سوال کرده اید: راستش را بگویید در ۱۸ تیر چه کرده اید؟
            پس از یک ماه بازجویی مدام که حتی زندگی پدربزرگ مرحوم مرا هم شامل می شد – طبق حکم صادره در برگه محکومیت – من به خاطر شرکت در تجمع غیرقانونی (فقط شرکت در راهپیمایی) محکوم شده ام که ساده ترین نوع فعالیت سیاسی به شمار می آید. بر اثر آن بازجویی ها دیگر چیزی نمانده بود که بخواهم پنهانش کنم.
            ۵- عدم قبولی در مصاحبه دکتری؟ ندادن کار به خاطر ظاهر مذهبی؟! شوخی می کنید. حرفهایی که زدید خنده دار بود، می خواهید بدانید معنی فشار یعنی چه؟ بازجو به تو بگوید می فرستمت به سلول ایذری ها، بندجوانان، بند اعدامی ها. آزادی یعنی سند خانه مسکونی سه خانواده را جمع کنی تا از زندان بیرون بیایی و سالها برای آزاد کردن این سندها دوندگی کنی. سالها گرفتار دوا و درمان دکتر باشی. بعد مدرک دانشگاهی ت را ندهند. مجبور شوی سالها و سالها با دیپلم کار کنی و نصف حقوق بگیری. هر روز به محل کارت زنگ بزنند، مجبور شوی مدام کارت را عوض کنی. در کشور خودت مثل یک خارجی مخفیانه کار کنی. پس از گذشت پنج سال هر ۶ ماه بروی دادگاه انقلاب و در هر بار امکان بازداشتت باشد.
            ۶- کمی بالاتر از اپوزوسیون واقعی “نظام” که به ارزشهای “انقلاب” اعتقاد دارد صحبت کرده اید. تجربه تاریخی نشان داده که نظام هیچ وقت وجود اپوزوسیون را در مقابل خود به رسمیت نشناخته. (چه واقعی چه غیر واقعی) آنچه در مقابل خود داشته منافق، خودفروخته، عامل بیگانه، اغتشاش گر، فتنه گر، انحرافی و.. بوده که هیچ وقت تحمل نشده اند. دوستان احمدی نژادی اگر خودشان را اپوزوسیون واقعی معتقد به ارزشهای انقلاب می دانند آخر و عاقبتشان مثل دیگران خواهد بود. (داستان آقای لاجوردی و باقی شعارهایی که دادید ربطی به موضوع بحث ما ندارد. آقای لاجوردی در آن زمان عضو موتلفه بود و موتلفه نفوذ و ثروت و قدرت زیادی داشت)
            ۷- تفکر اصیل انقلابی مائو؟
            تفکر اصیل مائو یعنی سیاست فاجعه آمیز برای صنعتی کردن کشور و اشتراکی کردن کشاورزی و تولید فولاد. که نتیجه آن قحطی بزرگ و بیش از سی میلیون کشته بوده. تفکر اصیل مائو یعنی ممنوعیت هر نوع فعالیت دستی، گل کاری، جمع آوری تمبر و…
            وقایع دوران حکومت مائو ربطی به عینک آمریکایی ندارد. جزوی از تاریخ است.
            بر اثر انقلاب فرهنگی که مادام مائو یکی از رهبران آن بود بیش از بیست میلیون نفر تحت تعقیب شکنجه و آزار قرار گرفتند. بسیای از آثار هنری از بین رفت. یک نسل از مردم چین تباه شدند. کشور را هرج و مرج فرا گرفت. جنایات بیشماری (قتل، شکنجه، نقض عضو) به دستور و به تحریک باند چهار نفره (که مادام مائو عضو اصلی آن بود) انجام شده بود.
            امروز در چین کسی طرفدار بازگشت به دور مائو نیست (لباسهای متحد الشکل، جنگ با تایوان، زندگی اشتراکی، قطع تجارت با آمریکا، منع خصوصی سازی. جدا فکر می کنید این چیزها در چین طرفدار دارد؟ یعنی مردم چین دوست دارند مثل کره شمالی باشند؟)

  11. سلام بر دوستان
    آدرس ۲ سایت که توسط افراد همفکر اداره و تغذیه می شود را خدمتتان معرفی می کنم.
    از آنجایی که برادر عزیزمون فرمودند باید شاگردی اهل نظر را انجام بدیم شما را به جلسات معرفتی و معرفت زا دعوت می کنم.
    http://la-sarat.ir
    http://www.tazohoor.ir/fa/

  12. سلام آقا ی فتاحی
    ان شالله که حالتون خوبه
    سالروز آغاز امامت آخرین ذخیره ی الهی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف رو خدمت شما و دیگران دوستان بهاری تبریک و تهنیت عرض می کنم
    ان شالله به زودی زود برسد بهارما که از زمستان سردو بیروحی که گرفتارش شدیم رها بشیم.
    التماس دعا
    @};-

    • سلام علیکم
      من هم خدمت شما تبریک می گم. ممنون. ان شاءالله ظهور امام عصر رو ببینیم و از یارانشون باشیم.

    • سلام
      با کامنت شما موافقم، چون خود بنده هم در نوشته ام هیچ اشاره ای به اینکه منظورم این است که ۳ سال و نیم دیگر احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور است نکردم.

  13. سلا
    من معتقدم در دوران زمینه سازی برای ظهور زندگی می کنیم انشاالله.
    این دوران انشاالله دوران خوب و مقدمه ای برای تشکیل دولت اسلامی است.

  14. حامد جان سلام.
    من هم با پیشنهادت موافقم.
    به نظر من هم حمایت از گفتمان بهار فقط و فقط در فعالیت های صرف سیاسی خلاصه نمی شود.
    پیشنهاد من اینه که یه جلسه ای با حضور حامیان رسانه ای دکتر برگزار بشه (البته تا حد مقدور) و در اونجا راجع به فعالیت در سایر عرصه ها بحث بشه. و به نوعی تقسیم کار صورت بگیره.
    باز هم از مطلب و پیشنهادت که خیلی ها رو از جمله من از چرت زدن در فضای سیاسی بیدار کرد سپاسگذارم
    عدالتخواهی کوچک_محمدرضا منصوریار

  15. من هم با پیشنهادات شما خیلی موافقم….اما من هم تاحدودی نظر یکی از خوانندگان رو تایید میکنم..صرف کتاب خوندن و انباشته کردن علم که شاید ی روزی ب دردمون بخوره مذمومه…مگر نبودند از ما عالم تر که چپ کردند؟؟؟واصلا مگه یکی از گروه هایی که برعلیه امام مقتدر قیام میکنن عالمان و انانی که فکر میکنند خیلی میفهمند نیستند؟؟؟زیاد کردن علم بدون هدف و البته بدون پرورش و تهذیب نفس به هیچ دردی که نمیخوره هیچی حتی زیان اور هم هست…احمدی نژاد چرا دانشگاه زد؟؟؟بخاطر سوداوری وکار اقتصادی؟؟..حداقل من مطمینم که احمدی نژاد بخاطر کادر سازی و ایجاد زمینه ظهور این کار رو کرد..که عالمان با عمل وباتقوا تحویل امام بده وگرنه اینهمه دانشمند و فیلسوف …کار مطالعاتی وکار فرهنگی باید هدف مند باشه باید جهت داشته باشه و یک سیری داشته باشه تا به سیره منجر بشه…باید گرو های مطالعاتی فراهم بشه که چشم انداز چندین ساله داشته باشن و براساس کادر سازی و و اینکه هر لحظه ممکنه امام ظهور کنه و یار بطلبه به اعضا دانش ومعرفت بدن ..مگه سروش و ایت الله …..خیلیهای دیگه بی سواد بودن ؟؟؟نخیر اما اونها فقط به پرورش فکرشون و زیاد کردن صرف دانششون بسنده کردن در حالیکه در روز یار طلبیدن چه بسا بیسودان و راننده تاکسی ها و لبو فروشانی که سبقت بگیرن برای یاری دادن، پس کار مطالعاتی ودانش اندوزی باید هدفمند وهمراه خوراک روح باشه …مثل هییت ها و برنامه های عبادی و…

    • اگر منظورتان از “سروش”، آقای عبدالکریم سروش (حسین حاج فرج دباغ) است، باید گفت که بله، بیسواد بودند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<